eitaa logo
اوکۍ. باشہ!
80 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
140 ویدیو
2 فایل
حس کنید... عطرِ مست‌کننده‌یِ نسکافه را ! . 💙 ما مسافرِ سفرِ بی‌نهایتیم ♾️ . . اینجا چنل روزمرگیِ یه دختر خیلی احساسیه:) . . مِرینا (Merina): الهه زیبایی و خوش قلبی فو (Fou): دیوانه‌. دیوانه‌ی چیزی یا کسی بودن . بستی: Private گمشده: @sunken4
مشاهده در ایتا
دانلود
انقدر خوابایی که میبینم پر هیجان و استرسی هستن، وقتی از خواب بیدار میشم دوباره باید بخوابم تا خستگیِ خواب قبلو جبران کنم.
دوش آب سرد باعث میشه برای لحظاتی از این دنیا‌ جدا بشم و احساس آرامش بکنم.
قبلا خدا خدا میکردم یکم خواب ببینم؛ الان باید خدا خدا بکنم یکم خواب نبینم. خیلی واقعا با ذهن آشفته از خواب بیدار میشم. با این حال خداروشکر که خوابای بدی نیستن ولی ازم خیلی انرژی میگیرن.
دامن>>>>>>
اگه امسال همه برن کربلا و من نرم چی؟!
نگرانی به دلم چنگ انداخته.. میشه دعا کنین اتفاقی واسش نیوفتاده باشه؟
هدایت شده از Anonymous OKBasheh
📪 پیام جدید 💬سلام میتونم بپرسم رشتت چیه؟ اگر رشتت کامپیوتر فنی عه برنامه نویسی رو تو مدرسع بهتون یاد میدن؟ اصن چه کتابایی دارین یا داشتین توضیحی میدی
اوکۍ. باشہ!
📪 پیام جدید 💬سلام میتونم بپرسم رشتت چیه؟ اگر رشتت کامپیوتر فنی عه برنامه نویسی رو تو مدرسع بهتو
هایی رشته‌م شبکه‌و‌نرم‌افزاره اره. ببین رشته ما اینجوریه که از هر حوزه‌ای اندازه یه بند انگشت بهمون یاد میدن تا اینجوری هنرجو‌ها حوزه مورد علاقه‌شونو پیدا کنن و برای کاراموزی و دانشگاه راحتتر بتونن تصمیم گیری کنن که کدوم حوزه رو دنبال کنن تا به درآمد برسن. مثلا یکمی Adobe Illustrator, Snagit, Adobe Captivate, AutoCAD , Adobe Dreamweaver, Access, Excel, Word, PowerPoint, PowerISO, ProShow Gold, RAPTOR, SWiSH Max4, Wampserver, ... و زبان های برنامه نویسی و کد نویسی مثل C#, CSS , Javascript, SQL, PHP , HTML , ... رو یاد میگیریم. • کتابهای تخصصی سال دهم : ۱. نصب و راه‌اندازی سیستم های رایانه‌ای ۲. نقشه کشی فنی رایانه‌ای ۳. تولید محتوا الکترونیک و برنامه سازی ۴. دانش فنی • کتابهای تخصصی سال یازدهم: ۱. توسعه برنامه سازی و پایگاه داده ۲. پیاده سازی سیستم های اطلاعاتی و طراحی وب • کتابهای تخصصی سال دوازدهم: ۱. دانش فنی تخصصی ۲. نصب و نگهداری تجهیزات شبکه و سخت افزار ۳. تجارت الکترونیک و امنیت شبکه
وای خیلی خسته شدم. وقتی که فندق بغلِ کسی بود و من دستامو برا بغل به سمتش میبردمو اونم با ذوق میومد بغلم>>>>> وقتی که بردمش تا با فواره ها آب‌بازی کنه>>>>> پ.ن: امشب جشن تولد ۱ سالگی علی، پسر خالم بود که بخاطر بانمک بودنش بهش میگم فندق
امشب: