اوکۍ. باشہ!
من امشب به قصد کبود شدن، سینه میزدم.
امروز که نگاه کردم، دیدم قفسه سینم و پام کبودن:))
اوکۍ. باشہ!
بالاخره یه روزی ازش پردهبرداری میکنم و تمام مشکلاتی که ممکنه برام پیش بیاد رو به جون میخرم
کاش یکی بود باهاش درموردش حرف میزدم ببینم رونمایی ازش، کار درستیه یا نه؟.
موقع سینه زدن اصلا به قلب و درد و اینا فکر نمیکنم. فقط محکم سینه میزنم.
به امام حسین(ع) گفتم من مرد نیستم که جانانه برات سینهزنی کنم ولی برات جوری سینه میزنم که چیزی از اون سینهزنی جانانه کم نداشته باشه.