موقع سینه زدن اصلا به قلب و درد و اینا فکر نمیکنم. فقط محکم سینه میزنم.
به امام حسین(ع) گفتم من مرد نیستم که جانانه برات سینهزنی کنم ولی برات جوری سینه میزنم که چیزی از اون سینهزنی جانانه کم نداشته باشه.
این قسمت، غلطگیری کردن بیحرمتیهایی که به آقا کرده بودن (اونم رو در سرویس بهداشتی!):
اینم بمونه یادگاری اینجا که نتونستم وارد زنونه بشم چون پُر بود و من مجبور شدم تو پلهها بشینم:)