eitaa logo
اوکۍ. باشہ!
80 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
140 ویدیو
2 فایل
حس کنید... عطرِ مست‌کننده‌یِ نسکافه را ! . 💙 ما مسافرِ سفرِ بی‌نهایتیم ♾️ . . اینجا چنل روزمرگیِ یه دختر خیلی احساسیه:) . . مِرینا (Merina): الهه زیبایی و خوش قلبی فو (Fou): دیوانه‌. دیوانه‌ی چیزی یا کسی بودن . بستی: Private گمشده: @sunken4
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از KHAMENEI.IR
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷ارزشهای مردم کاشان 🔹️ گزیده‌ای از بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ شهدای کاشان. ۱۴۰۳/۱۰/۲۶ 🔹️متن کامل بیانات: khl.ink/f/59038
امشب قسمت شد در خدمت خلق باشم:)
- ۱۴۰۳/۱۱/۴
اوکۍ. باشہ!
این سه شب خادم الشهدا، انتظامات میگرفتن ولی خب من بخاطر مامانیم (یک هفته‌ست پاشونو گچ گرفتن و من یه هفته خونه مامانیم بودم) و اینکه نمی‌دونستم برگشتم به تاکسی میخوره یا نه قبول نکردم با اینکه دلم خیلی میخواست🥲. تا اینکه امروز عصر خانم صادقی (مسئول سایبری‌مون) زنگم زد که "برای گیت موقع شام دادن، نیاز به یک نفر نیرو داریم. میتونی بیای؟" بهشون گفتم خبرشون میکنم. با توکل بر خدا با مامانم و اینا مشورت کردم و قرار شد با بابام دوتایی بریم مصلی🥺💕. رفتیم و از همون قسمت بازرسی از بابام خداحافظی کردم. من ۲۰:۲۰ رسیده بودم مصلی و تا ۲۰:۴۵ دقیقه فرصت داشتم. بعدش باید میرفتم تا خانم آبیاتی رو پیدا و خودمو معرفی کنم. همون اول زنگ زدم به هدیه و ازش آمارشو گرفتم. بعد از اون یکم نمایش دیدم و رفتم سمت گیت ورودی تا خانم آبیاتی رو پیدا کنم. پیداشون کردم و در محلی که باید، قرار گرفتم. بخاطر سردی هوا و نداشتن ماسک، چفیه‌مو حالت پوشیه بستم به صورتم تا گرم بمونم. موقع شام دادن سعی کردم تو حالت مهربونم ترین ورژن خودم باشم و بخاطر هُل دادن و اینا، کنترلمو از دست ندم. در آخر هم که برامون چایی آوردن توی اون سرما و حسابی بهم چسبید. دیگه تقریبا همه رفته بودن که دیدم چندتا از بچه‌های خادم الشهدا اومدن تا شام بگیرن و فهمیدم الان کار هدیه تموم شده. همون در گیت ایستاده بودم که دیدم هدیه با بقیه بچه‌های خادم الشهدا داشتن به سمت گیت میومدن. برای هزار باره تو این هفته هدیه رو دیدم و به‌هم دیگه خداقوت گفتیم و خداحافظی کردیم. و The end🌿🤍.
🙏🏼
هدایت شده از - تنها با او
تایمی که با مرینا میگذره >>>> حقیقتا کنار مرینا حال بدمو فراموش میکنم :)❤️‍🩹