هدایت شده از - تنها با او
+ اولین قدم برای یه تصمیم جدی؟
- موهامو گوجه ای میبیندم🌚.
بچهها
داداشمو بستری کردن که تحت مراقبت باشه.
میشه لطفاً، یکوچولو دعا کنید براش؟:)💙
امروز اینجوری بود که:
موهامو گوجهای بستم. برای دل خودم یکم آرایش کردم. یه عالمه از خودم عکس گرفتم. از رو تلویزیون آهنگ پلی کردم و رفتم سراغ کارام.
ظرفای ناهارو شستم. آشپزخونه رو مرتب کردم. پذیرایی رو مرتب کردم. اسباب بازی های داداشمو جمع کردم. روی مبل هارو مرتب کردم. چون اتاق مامان بابام مرتب بود، فقط تختشونو مرتب کردم. اتاقمو منظم چیدم. لباسای شستهشدمو مرتب توی کشوم گذاشتم. خریدارو توی کمد مرتب چیدم. استراحت کردم. شام درست کردم. خوردم و ظرفاشو شستم. لباس بابامو اتو کردم. دوباره کلی عکس گرفتم.
و الان یه عالمه احساس مفید بودن میکنممم:}}}