eitaa logo
وقف‌اولادعلی﴿ع﴾❤️‍🩹
938 دنبال‌کننده
625 عکس
635 ویدیو
3 فایل
بسم‌رب‌علی‌و‌ اولادش:))🖤 غلامی‌ِاین‌خانواده‌دلیل ومرادخدابوده‌ازخلقت‌ما:))💚 امید به آن روزی که شهادت نامه ام امضا شود :)) « اللهم الرزقنا توفیق شهادت » کپی؟حلالت؛ فقط کل کانال کپی نشه🗿 شروع نشر نوکری:¹⁴⁰⁵.⁰¹.¹⁷ پایان؟تا ابد نوکر حسینم
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌اللھ‌ِ الذی‌خَلقَ‌الحُسَیۡن؏ :)
وقف‌اولادعلی﴿ع﴾❤️‍🩹
مادر برایم دعا کن : )💔
- دادیم به حکّاک عقیق دل و گفتیم حک کن به عقیق دل ما «حضرت زهرا»
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
سلام روانیم کردید بچه ها بسه😡🤬 دو روزه ما یک غلطی کردیم این لینکه چنل پرستار بی حـ"یا رو براتون گذاشتیم... روزی ۴۰ بار پیام میدید دوباره بزارش😤 برای دفه اخر میزارمش👇❌ • https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8 دخترااااا حمله🏃‍♀🔥 پسر نیاد ریمو میگنم 🤫😡🤬
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
- کدوم بخش پرستاری میکنی؟ نگاهی به چهره خشن و جذابش کردم - بخش اطفال بی طاقت غرید: - من طفل مریضتم بهم برس.. نگاهی بهش کردم ، این کجاش طفل بود؟ - اشتباه اومدید باید برید بخش بزرگسالان! نچی کرد - تو فکر کن من دو سالمه .. فقط خودت باید بهم برسی ، میخوامت پرستار کوچولو.. با بهت بهش خیره شدم که..😱🔥🍃 https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8 تا ساعت 14 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گسترده مائو
بنر و ریپ ساعت ۲ و نیم پاک بشه . زودتر پاک نشه فعالیت هم مجازه. ربع ساعت پست اخر. گسترده مائو
هدایت شده از گسترده مائو
[بهترین شاپ𓍯 ایتا قطعا اینجاس قراره اینجا ترند𔗨 ֪֢ ׁ ترین کتاب ها لوازم تحریر و اکسسوری هارو با مفت ترین قیمت پیدا کنی ] ◟𝗝𝗈𝗂𝗇𝗨𝗌 𝇁𝇃𝇂  ׂ ⿻ :  𝗵𝘁𝘁𝗽𝘀://𝗲𝗶𝘁𝗮𝗮.𝗰𝗼𝗺/𝗷𝗼𝗶𝗻𝗰𝗵𝗮𝘁/ 𝟮𝟵𝟭𝟮𝟭𝟱𝟵𝟰𝟬𝟵𝗖𝗱𝟮𝟯𝟮𝟴𝗰𝗯𝟲𝟴𝟲  ترندها، با قیمت‌هایی که می‌پسندی! 🍀⚡️
هدایت شده از 6 ساعته ِ هیژا،
همسرش روی تخت ِ بیمارستانه و حالا اومدن سروقت ِ خودش 🥺... -ورقِ‌‌چهارصَدُسی‌وسه بسم‌اللهی گفتم ، سویچ را در چرخاندم و تا ماشین روشن شد ، خواستم حرکت کنم که ، در سمت شاگرد باصدای بدی باز شد و تا بخواهم کاری بکنم ، نگاهم در نگاه مرد سیاه‌پوش و درشت‌هیکلی گره خورد . ماتم برد ؛ قلبم درجا ریخت! چندثانیه طول کشید تا بخواهم موقعیتی که درآن گرفتار شده بودم را هضم کنم و بعد ، درست زمانی که خواستم جیغ بکشم ، سردیِ جسمی سنگین درپهلویم ، راه نفسم را برید . متحیر از اتفاقی که درعرض یکی دودقیقه افتاده بود ، زل زدم به صورت خونسردش که زیر ماسک سیاه و کلاه نقاب‌دار قهوه‌ای پنهان شده بود . دهانم باز و بسته می‌شد ؛ اما دریغ از حرف و کلامی! به‌جای من ، او بود که باهمان ظاهر خونسرد و ترسناکش گفت : - بدون اینکه حرکت اضافه‌ای بکنی ، راه بیوفت ، خانم‌دکتر! https://eitaa.com/joinchat/812253943Ca6b7d6d3c0 به دلیل محدودیت، آخرین‌باریه که لینک میزارم 🚫.