هدایت شده از گسترده مائو
هدایت شده از گسترده مائو
بنر و ریپ ساعت ۲ و نیم پاک بشه .
زودتر پاک نشه فعالیت هم مجازه.
ربع ساعت پست اخر.
گسترده مائو
هدایت شده از گسترده مائو
[بهترین شاپ𓍯 ایتا قطعا اینجاس قراره اینجا ترند𔗨 ֪֢ ׁ ترین کتاب ها لوازم تحریر و اکسسوری هارو با مفت ترین قیمت پیدا کنی ]
◟𝗝𝗈𝗂𝗇𝗨𝗌 𝇁𝇃𝇂 ׂ ⿻ : 𝗵𝘁𝘁𝗽𝘀://𝗲𝗶𝘁𝗮𝗮.𝗰𝗼𝗺/𝗷𝗼𝗶𝗻𝗰𝗵𝗮𝘁/
𝟮𝟵𝟭𝟮𝟭𝟱𝟵𝟰𝟬𝟵𝗖𝗱𝟮𝟯𝟮𝟴𝗰𝗯𝟲𝟴𝟲
ترندها، با قیمتهایی که میپسندی! 🍀⚡️
هدایت شده از 6 ساعته ِ هیژا،
همسرش روی تخت ِ بیمارستانه و حالا اومدن سروقت ِ خودش 🥺...
#پِیـوَندِعِشـق
-ورقِچهارصَدُسیوسه
بسماللهی گفتم ، سویچ را در چرخاندم و تا ماشین روشن شد ، خواستم حرکت کنم که ، در سمت شاگرد باصدای بدی باز شد و تا بخواهم کاری بکنم ، نگاهم در نگاه مرد سیاهپوش و درشتهیکلی گره خورد .
ماتم برد ؛ قلبم درجا ریخت! چندثانیه طول کشید تا بخواهم موقعیتی که درآن گرفتار شده بودم را هضم کنم و بعد ، درست زمانی که خواستم جیغ بکشم ، سردیِ جسمی سنگین درپهلویم ، راه نفسم را برید . متحیر از اتفاقی که درعرض یکی دودقیقه افتاده بود ، زل زدم به صورت خونسردش که زیر ماسک سیاه و کلاه نقابدار قهوهای پنهان شده بود .
دهانم باز و بسته میشد ؛ اما دریغ از حرف و کلامی!
بهجای من ، او بود که باهمان ظاهر خونسرد و ترسناکش گفت :
- بدون اینکه حرکت اضافهای بکنی ، راه بیوفت ، خانمدکتر!
https://eitaa.com/joinchat/812253943Ca6b7d6d3c0
به دلیل محدودیت، آخرینباریه که لینک میزارم 🚫.
هدایت شده از 6 ساعته ِ هیژا،
اگه رمان ِ واقعی میخونی این مال توعه🤫 :
مرد جوان خونسردانه به خندههایم زل میزد ؛ به خندههایی که طعم ِخون میداد و حال ِخرابم را ، هرلحظه خرابتر میکرد ..
اما در یکلحظه، درست زمانی که سرم پایین بود ، چنان لگدی به پهلویم خورد که روی ِبازو ، نقش ِزمین شدم .
محکم لبم را گزیدم ، به کاه و علوفهها چنگ زدم تا از درد جیغ نزنم ..
● https://eitaa.com/joinchat/812253943Ca6b7d6d3c0
https://eitaa.com/joinchat/812253943Ca6b7d6d3c0 ●
بفرمایید اینم هم #عاشقانه هم #جنایی🦦.