هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
+ شیطونی نکن عروسک برگرد سرکارت!!
به سمت رئیسم برگشتم:- شما به همه کارمنداتون میگید عروسک!؟
تفریحی نگاهم کرد:+ نوچ.. فقط به منشیم که تو باشی میگم..
اخم کردم:- اونوقت به چه علت و نسبتی؟
خندید و جواب داد:+ علت که عروسکی .. اینجا وسط همین دفتر نسبت روهم میسازیم..دیگه چی مادمازل؟!
گیج نگاهش کردم و تا به خودم اومدم خطبه عقد..🥺😂❤️🔥💍
https://eitaa.com/joinchat/3062498573Cb968bd934d
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
+ باز دیر کردی... مگه نگفتم ساعت هشت اینجا باشی؟
با اخم گفتم: - پنج دقیقه دیر کردم، نه پنج سال!
آروم پچ زد: + همین پنج دقیقه کمتر دیدنت منو بهم میریزه
با تعجب گفتم: - شما چرا اینقدر روی من حساسید؟
از پشت میزش بلند شد و پرونده رو بست: + چون هر بار میخوام مثل یه کارمند معمولی باهات رفتار کنم، چشمات نمیذارن!!
آروم پرسیدم: - چشمام؟ مشکلش چیه؟!
چند لحظه سکوت کرد و گفت: + مشکل اینه که من مدتهاست دیگه تو رو فقط کارمندم نمیبینم بچه جون..🥹😭🎀❌
https://eitaa.com/joinchat/3062498573Cb968bd934d
تا ساعت 14 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از 6 ساعته ِ هیژا ؛ تا 23:30 دقیقه بمونه
نوازش روح❤️🔥🥺
وایییییی چنل این پسره کجااااااست🤔🤔
بیا اینه
[[@beyn_alharameyn128]
این پسره چطور با این مداحیا این کارو میکنه
حس پست های عادیش✨🤌
هدایت شده از 6 ساعته ِ هیژا ؛ تا 23:30 دقیقه بمونه
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
#پارت171
لباس ساده و جمع و جور شهرزاد، از نظر وحید خیلی زیباتر از لباس های پف پفی بود..
برای بار هزارم نگاهی به سر تا پای شهرزاد انداخت و در دل قرbون صدقه اش رفت!
و شهرزاد هم برای بار صدم، نگاه وحید رو شکار کرد و اینبار لb زد: آقا وحید امروز خیلی نگام میکنی.. خبریه؟
وحید مردونه و تو گلو خندید و جواب داد: والا از خدا که پنهان نیست از شما هم پنهان نباشه.. امروز خیلی تو دl برو شدی بانو...
با این حرف وحید شهرزاد خندید و...
https://eitaa.com/joinchat/2597848206C40a3f95098
برای خوندن ادامهی رمان
بزن رو لینک🙈😍✨
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
#یاقوت
وحید از تو جعبهی مخملی روی میز، انگشتر شهرزاد رو برداشت و دsتش رو به سمت شهرزاد گرفت تا دsتش رو بگیره..
شهرزاد لبخندی و زد و با آرامش قشنگی دستش رو داخل دست وحید گذاشت..
همون لحظه قلبم برای جفتشون رفت...
وحید انگشتر شهرزاد رو دستش کرد و دستش رو بوsید!
همگی باهم اووووو گفتن و خندهامون گرفت...
https://eitaa.com/joinchat/2597848206C40a3f95098
ادامهی پارت رو از دست ندید❤️🔥🍃
بنر واقعی❕❗️
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
· ִֶָ ⋆ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــدهִֶָ ᘎ · ִֶָ ᥴ⃘ᦱ
ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ
-ســـــاعـــــت 16 پـــــاک بـــــشـــــه !💆🏻♀️🕯
-20 دقـــــیـــــقه پـــــســـــت اخـــــر بـــــاشـــــه! 💆🏻♀️🕯