eitaa logo
وقف‌اولادعلی﴿ع﴾❤️‍🩹
996 دنبال‌کننده
628 عکس
641 ویدیو
3 فایل
بسم‌رب‌علی‌و‌ اولادش:))🖤 غلامی‌ِاین‌خانواده‌دلیل ومرادخدابوده‌ازخلقت‌ما:))💚 افتخارم ؟ با غم اهل بیت گریه و باشادی ِاهل بیت شادی میکنم..🙂‍↕️🤍 کپی؟ به جز اسم و بیوی کانال حلالت؛ فقط کل کانال کپی نشه🗿 شروع نشر نوکری:¹⁴⁰⁵.⁰¹.¹⁷ پایان؟تا ابد نوکر حسینم
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ویژههه
بیش از 100 تا 200 جذب رایگاااان در یک روز با تبادلات هیژا🌝💘 https://eitaa.com/joinchat/2606498505C1cec0cfc93 https://eitaa.com/joinchat/2606498505C1cec0cfc93 با ما پیشرفت رو تجربه کن😌🍕: مخصوص کانال های اخلاقی و مذهبی💆🏾‍♀🤍! جانمونی کانالدار محترم👨🏾‍🦯.
هدایت شده از ویژههه
دور هفتم گسترده ساعتی برای کانال های مذهبی و اخلاقی به زودی! ✨ [ https://eitaa.com/joinchat/2606498505C1cec0cfc93 https://eitaa.com/joinchat/2606498505C1cec0cfc93 ]
بیاین بچه‌ها اینم پرایوتم 🥹. https://eitaa.com/joinchat/3160211617C10c28714ec
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ‌⁴ ســـــاعـــــته‌ ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
دامــور و تیــدا؛ دخترعمه پسردایی شیرین و جذاbی که از bچگی میزدن تو سر و کله هم.. درست وقتی که دامور 23سالش میشه، تصمیم میگیره زn بگیره ولی کی و بگیره؟! تیدا با مرام لوtی گری میخواد براش زn پیدا کنه و تو همین پروسه به خودش میاد و می‌بینه که شده پیتزای دامور خان که راه به راه...🤣🤣🙌🌸 https://eitaa.com/joinchat/1913718533C9979636a70 بریم برای پسرداییمون زن پیدا کنیم❌😭 بریم زن پسرداییمون بشیم✅🤣
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ‌⁴ ســـــاعـــــته‌ ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
♨️ - دیگه دامور نیست که لیلی به لالات بذاره.. بگیر کل عمارتو طی بکش.. چوnه‌م لرزید و دست دراز کردم طی رو ازش بگیرم که عربده بلندی تو فضا پیچید: - به زن حا/mله من میگی عمارتو تمیز کنه؟؟ ادمت میکنم گیs بریده🤯🩸🍃 https://eitaa.com/joinchat/1913718533C9979636a70
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ‌⁴ ســـــاعـــــته‌ ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
· ִֶָ ⋆ گـــســـــتـــــرده ‌⁴ ســـــاعـــــته‌ ارکـــــیـــــدهִֶָ ᘎ · ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ - 9 صــــبــــح پـــــاک بـــــشـــــه !💆🏻‍♀️🕯 -30 دقـــــیـــــقه پـــــســـــت اخـــــر بـــــاشـــــه! 💆🏻‍♀️🕯
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
من برای جاسوسی به خونه ی پسر رفتم. جورب رفتار میکرد که فکر کردم فهمیده که کاسه ای زیر نیم کاسه ست. ازش متنفر بودم.دلم میخواست سر به ت.n.ش نباشه. وقتی داشتم میرفتم سمت حیاط،اومدو جلومو گرفت.وقتی چشمام به چشماش خورد، قلبم تند تند میزند حس میکردم دارم بهش دل میبندم.داشتم بهش نگاه میکردم که گفت:.... https://eitaa.com/joinchat/1239090706Cdf0800b716