eitaa logo
وقف‌اولادعلی﴿ع﴾❤️‍🩹
963 دنبال‌کننده
626 عکس
646 ویدیو
3 فایل
بسم‌رب‌علی‌و‌ اولادش:))🖤 غلامی‌ِاین‌خانواده‌دلیل ومرادخدابوده‌ازخلقت‌ما:))💚 افتخارم ؟ با غم اهل بیت گریه و باشادی ِاهل بیت شادی میکنم..🙂‍↕️🤍 کپی؟ به جز اسم و بیوی کانال حلالت؛ فقط کل کانال کپی نشه🗿 شروع نشر نوکری:¹⁴⁰⁵.⁰¹.¹⁷ پایان؟تا ابد نوکر حسینم
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از  𖦹 پشت ِمـاه 𖦹
چیزی که متولدین هر ماه رو خوشحال میکنه😦❤️‍🔥 - فروردین: یه شروع تازه و هیجان‌انگیز . - اردیبهشت: آرامش و یه توجه کوچیک . - خرداد: یه گفتگوی جذاب و طولانی . - تیر: محبت بی‌دلیل از طرف عزیزاش . - مرداد: دیده شدن و تعریف واقعی . - شهریور: اینکه زحمت‌هاش رو بفهمن . - مهر: توجه و وقت گذروندن دونفره . - آبان: اعتماد واقعی و بی‌دروغ . - آذر: یه اتفاق غیرمنتظره و هیجان‌انگیز . - دی: رسیدن به هدفی که براش تلاش کرده . - بهمن: آزادی برای خودش بودن . - اسفند: یه محبت ساده اما از ته دل . ‌
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه بخوام از میزان راحت بودنم با امام رضا بگم میتونم به این کلیپه اشاره کنممم🫶🤌🏻: @ZolfagharAlimola|🕊
اگه ماه تولدت حرف می‌زد، چی بهت می‌گفت؟ 🕯️ شاید عشق، کلمات ِزیبا نبود .‌.^᪲ ⋆࣪ ◟𝗝𝗈𝗂𝗇𝗨𝗌 𝇁𝇃𝇂 ׂ ⿻‌ꩌּᨘᜒฺׅ۪𝄄܏ꩌ︢ꥈᰭ᰷ᨘ𑀀 ּ꤬݀݀᷼‌‌𝗁𝗍𝗍𝗉𝗌:/ꨵ/𝖾𝗂𝗍𝖺𝖺.𝖼𝗈ᩘ𝗆/𝗃𝗈𝗂𝗇𝖼𝗁𝖺𝗍/‌𝟨𝟣𝟤𝟥𝟨𝟫𝟩𝟧𝟪𝖢𝟢𝖿𝟦𝟤𝟪𝟦𝟨𝖺𝟨𝟫 شاید تلنگریـ‌︩︪٭ بود که روحت بهش نیاز داشت✨𓏲
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
من مهتابم دختری در سال های 1340 که تو عمارت خان آبادی کلفتی می کردم. اما زیبا بودم... خیلی زیبا... پنهونی دلبسته ی ملای مکتب خونه شدم و شبا رؤیام شده بود بودن با اون...💔 اما ناغافل و مشکوک ناپدید شد و همون موقع یکی از اعیان شهر نشین به خواستگاری من اومد و همه دخترای آبادی حسرت ثروت و ابهتش رو می خوردن.ولی من دلم پیشش نبود...🥺 تا اینکه به اجبار یه محرمیت یکساله بینمون خوندن و منو مثل ملکی که تصاحب کرده با خودش به عمارت شاهی شون برد...😲 در حالی که ازش تنفر داشتم و نمیذاشتم بهم نزدیک بشه ولی اون پر جذبه بود، یه شب منو صدا زد و گفت:دیگه بسه هر چی جدا خوابیدی و ازم فرار کردی. کاری کرد که منو کم کم دلبسته ی خودش کرد.درست تو لحظه ای که دیگه تسلیم شده بودم، یه توطئه،یه نقشه برام کشیدن و... من تو اتاقم بودم و همسرم نبود.اون مرد وارد اتاق شد و تا به خودم اومدم دیدم...😱🔥 یه بی آبرویی،یه انگ بی عفتی... و من مجبور به فرار شدم...💔 می ترسیدم شوهر غیرتی ام منو پیدا کنه و... 🔗برای اولین بار بعد مدت ها که به عمارت اومده بودم اسمشو صدا زدم با شوقی که تو چشماش بود بهم زل زد _ زیبایی...خیلی زیبا مهتاب... تو از سر اون آبادی زیاد بودی...❤️‍🔥 برای خوندن ادامه داستان عضو کانال بشین https://eitaa.com/joinchat/2111439665C0e3116a877
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
یه از دل تاریخ❤️‍🔥 https://eitaa.com/joinchat/2111439665C0e3116a877 عضویت رایگان با لینک زیر فقط مخصوص این کانال هست لطفا لینک رو به کسی ندین🙈📵 https://eitaa.com/joinchat/2111439665C0e3116a877 ❌عضویت فقط مخصوص بزرگسال ❌ تا ساعت 6 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ‌⁴ ســـــاعـــــته‌ ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
𝕲𝖔𝖉 𝖔𝖋 𝖕𝖆𝖎𝖓| خـבاے בرב بردیا: +خواستی میتونی فرaر کنی پرنده کوچولو... ترsیده قدمی عقب رفت... با پوزخند ادامه دادم... +هرجا که خواستی برو فرار کن ...اما... سرم رو نزdیک بردم و ادامه دادم: +اما اگه پیدات کنم... +به ... میدم... +خ/وr nزی میکنی و التمaس میکنی... +اما هیچ چیز باعث نمیشه که تورو تصaحب نکنم.... ادامه؟✨ https://eitaa.com/joinchat/2251359928C40d0201250
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ‌⁴ ســـــاعـــــته‌ ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
+درد داره؟ با پوزخند به چهره زیباش خیره شدم ترsیده به دیوار اتاق نگاه میکرد... دوربینای اتاقش حسابی خوب کار میکردن ... +وقتی روی میز خ..ت کردم و تاوان بی ادbیاتو در آوردم اینجوری خوشحال و سmج نمیمونی جوجه .. ادامه؟✨ https://eitaa.com/joinchat/2251359928C40d0201250
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ‌⁴ ســـــاعـــــته‌ ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
· ִֶָ ⋆ گـــســـــتـــــرده ‌⁴ ســـــاعـــــته‌ ارکـــــیـــــدهִֶָ ᘎ · ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ - 9 صــــبــــح پـــــاک بـــــشـــــه !💆🏻‍♀️🕯 -30 دقـــــیـــــقه پـــــســـــت اخـــــر بـــــاشـــــه! 💆🏻‍♀️🕯