هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
✧ #جرقه_عشق_نهفته 🍷🌀
#Part_98 🌀🍷
صدای خش خش برگ هارو پشتم حس کردم که نشونه از قدم های فردی در پشتم بود ، سرعت قدم هام رو بیشتر کردم و سعی کردم فقط به جلو نگاه کنم ...
با کشیده شدن دستم و چرخیدنم به سمت اون با دیدن دو چشم قرمـــــ..ـــــز خواستم جیــــــــــــ///ـــغی بکشم که دستش جلو دهـــــ/ـــ/ـــ/ــــنم قرار گرفت...
چیزی نگفت و من رو کشید سمت ماشینی اونطرف ، با یه دستش دوتا دستمو شکار کرد ، تقـــــــــ///ــــــلا کردم که یهو برگشت و داد زد : یا میای یا آرواره های نامزد قشنگتو خورد کنم !!!
وایی خدای من ، این واقعا ماهان بود ؟!
سر تکون دادم که دستشو برداشت به جلو رفت ؛
اروم گفتم :ماهان ولم کن داری منو میــ...ـــترسونی چت شده؟؟
اما اون بدتر داد زد : نمیفهمی؟؟ نمیفهمی که مــــــــ.ــال منی؟ و خواهی بود!!!
با عــــــ.ــــجز ادامه داد : تو نمیدونییی این حالم تقصیر توعه لعنتی !!!
با تـــ..ـــــــرس لـــــــ//ـــب زدم : مگه چیکارت کردم؟
دوباره با عــ..ـــجز نگاهم کرد و ادامه داد: نتـــــ.ـــــرس لعــــــ..ــــنتی.. نتـــــ..ـــــرس از مــــــــ..ــن... نتـــــ..ـــــرس همه چیـــــ..ـــــزم !!!
منو سفت در آغـــــ//ـــــوشــــــــــش گرفت با داد بابا...😰
https://eitaa.com/joinchat/1333134022C8352b9a0a6
اگه پارتش نبود لف بده!!😳📕
فصل اول رمان جرقهعشقنهفته !!🍷🌀❤️🔥
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
+بابا؟
خسته گفت: جان بابا
+میچه موتاتو بِتَنَم؟(میشه موهاتو بِکَنَم؟)
چشماش تا ته باز شده بود !!!
ماهان : خدایاااااا کاش اون روز میرفتم تو کوچه میخوابیدم این چه نفرینیهههه!!! 😂💓👼🏻
https://eitaa.com/joinchat/1333134022C8352b9a0a6
پریماه:پسر کوچولو من کیه؟!👀🐥
ماهان : مممنننننننن !!!💞😋
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
· ִֶָ ⋆ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــدهִֶָ ᘎ · ִֶָ ᥴ⃘ᦱ
ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ
- 9 صــــبــــح پـــــاک بـــــشـــــه !💆🏻♀️🕯
-30 دقـــــیـــــقه پـــــســـــت اخـــــر بـــــاشـــــه! 💆🏻♀️🕯
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
ترسیده جیغی کشیدم.
+ برو کنار... زدی کشتیشش!
بزور خودش کنار کشید و گفت:
- میخواست بیاد خواستگاریت!
متعجب لـ.ب زدم:
+ بخاطر همین آش و لاشش کردی؟؟
پوزخندی زد و گفت؛
- آره برای تو کل دنیارو اتیش میزنم اینکه چیزی نیست...اگه ام میخوای بقیرو آش و لاش نکنم هم زنـ.م شو هم مامان بچه هام...😱😁💢
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
#یکی_نیست_کتابااامو_جلد_کنهه؟!🤣👇🏻🌸
_بیا انتخاب واحد کنم برات!
با حالت قهر گفتم:
_کردم!
آقا گند زده بود و حالا بلد نبود ناز بکشه؛ دنبال بهونه میگرده من و بکشونه خونهشون..
گفت:
_خب بیا تست بزنیم!!
+امروز خیلی زدم..
نگاهش رو اجزای صورتم چرخید و یهو خیلی بی ربط گفت:
_بیا کتاباتو جلد کنم...🫥🤣🍓❌🙌
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
#پسری_که_اینجوری_ناز_میکشههه_مرد_زندگیههه🫴🏼😚🤣🚗
ـ..
تا ساعت 6 الی 12 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
- 🏷 | • چـَنل ِ#تکبیتی مونم زدیم🤌🏻
✦ ּ ۪ ִֶָ ᒪ𝗶ᑎ𝗸↝ https://eitaa.com/joinchat/888080024C4c53d10adf
#امـٰامحسن ؏ خیلی غریبه .💔 •
اینجا؟ تنها چنلِ #امامحسنیِ ایتا🌚.