سلاممم :))
من یه دخترعکاس دهههشتادی و انقلابیام که عکاسی رو خیلی دوست دارم و تازه تصمیم گرفتم عکسها و قابهایی که ثبت میکنم رو توی چنلم باهاتون به اشتراک بذارم 📸💗
راستش یه مدتی از عکاسی و خیلی چیزا دور شده بودم، ولی به لطفِ ابوفاضل دوباره سرپا شدم و دوباره دلم خواست از نو شروع کنم...
حالا اومدم با یه عالمه انگیزه و کلی قاب که دوست دارم با شما شریک بشم :))
خوشحال میشم بیاید چنلم، عکسهامو ببینید و ازم حمایت کنید 🥹🤍
حمایت شما برای ادامه دادن این مسیر خیلی برام ارزشمنده...
https://eitaa.com/hoozen_128/9845
سلاممم 💙🌊
من یه دخترعکاس دهههشتادی و انقلابیام
راستش یه مدتی از عکاسی و خیلی چیزا دور شده بودم، ولی به لطفِ ابوفاضل دوباره سرپا شدم و دوباره دلم خواست از نو شروع کنم...
خوشحال میشم بیاید چنلم، ازم حمایت کنید 🥺🥲.
https://eitaa.com/hoozen_128/9845
هدایت شده از گسترده مائو
بنر و ریپ ساعت ۱۲ شب پاک بشه .
زودتر پاک نشه فعالیت هم مجازه.
ربع ساعت پست اخر.
گسترده مائو
هدایت شده از گسترده مائو
*آهای خانوم خوشگله.😫🛐.*
{ پینترست دیگه به چه دردت
میخوره وقتی اینجا هست؟! }
(๑•﹏•) حالا که پینترست قطعه شوما باید
پروفایلاتو از اینجا برداری زیبا🫐🤏🏻::
https://eitaa.com/joinchat/3056993782C43df22953c
-یه حرف در گوشی:: با وجود این چنل
دیگه به بقیه جاها نگاه هم نمیکنی.!!-(◠‿◕)
هدایت شده از گسترده مائو
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
با پسر شَر دانشگاه همخونه شدم ..
مجبور شدیم مـ.حرم هم دیگه بشیم.
اولش اذیتم میکرد ولی بعدش روم غیرتی شد و با همه تو دانشگاه دعوا میکرد سرم
یه روز که آرایش غلیظ کرده بودم...😳📵❤️🔥
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
#پارت_واقعی 🙈🌿.
- وای آرام چقد جذابه میخوامش..
با درد بهش نگاه کردم
نمیدونست پولدارترین پسر دانشگاه شوهر منه و الان ازش حامL.م..
- دیشب تو مهمونی خانوادگی دیدمش کاش زnش بودم..
مهمونی؟ به من گفت میره جلسه!
با ناباوری به اهورا نگاه کردم.
که همون لحظه دلم تیری کشید و صدای نگران اهورا..😱😭❌
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
تا ساعت 24 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
✧ #جرقه_عشق_نهفته 🍷🌀
#Part_98 🌀🍷
صدای خش خش برگ هارو پشتم حس کردم که نشونه از قدم های فردی در پشتم بود ، سرعت قدم هام رو بیشتر کردم و سعی کردم فقط به جلو نگاه کنم ...
با کشیده شدن دستم و چرخیدنم به سمت اون با دیدن دو چشم قرمـــــ..ـــــز خواستم جیــــــــــــ///ـــغی بکشم که دستش جلو دهـــــ/ـــ/ـــ/ــــنم قرار گرفت...
چیزی نگفت و من رو کشید سمت ماشینی اونطرف ، با یه دستش دوتا دستمو شکار کرد ، تقـــــــــ///ــــــلا کردم که یهو برگشت و داد زد : یا میای یا آرواره های نامزد قشنگتو خورد کنم !!!
وایی خدای من ، این واقعا ماهان بود ؟!
سر تکون دادم که دستشو برداشت به جلو رفت ؛
اروم گفتم :ماهان ولم کن داری منو میــ...ـــترسونی چت شده؟؟
اما اون بدتر داد زد : نمیفهمی؟؟ نمیفهمی که مــــــــ.ــال منی؟ و خواهی بود!!!
با عــــــ.ــــجز ادامه داد : تو نمیدونییی این حالم تقصیر توعه لعنتی !!!
با تـــ..ـــــــرس لـــــــ//ـــب زدم : مگه چیکارت کردم؟
دوباره با عــ..ـــجز نگاهم کرد و ادامه داد: نتـــــ.ـــــرس لعــــــ..ــــنتی.. نتـــــ..ـــــرس از مــــــــ..ــن... نتـــــ..ـــــرس همه چیـــــ..ـــــزم !!!
منو سفت در آغـــــ//ـــــوشــــــــــش گرفت با داد بابا...😰
https://eitaa.com/joinchat/1333134022C8352b9a0a6
اگه پارتش نبود لف بده!!😳📕
فصل اول رمان جرقهعشقنهفته !!🍷🌀❤️🔥
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
+بابا؟
خسته گفت: جان بابا
+میچه موتاتو بِتَنَم؟(میشه موهاتو بِکَنَم؟)
چشماش تا ته باز شده بود !!!
ماهان : خدایاااااا کاش اون روز میرفتم تو کوچه میخوابیدم این چه نفرینیهههه!!! 😂💓👼🏻
https://eitaa.com/joinchat/1333134022C8352b9a0a6
پریماه:پسر کوچولو من کیه؟!👀🐥
ماهان : مممنننننننن !!!💞😋