eitaa logo
وقف‌اولادعلی﴿ع﴾❤️‍🩹
719 دنبال‌کننده
615 عکس
617 ویدیو
3 فایل
بسم‌رب‌علی‌و‌ اولادش:))🖤 غلامی‌ِاین‌خانواده‌دلیل ومرادخدابوده‌ازخلقت‌ما:))💚 امید به آن روزی که شهادت نامه ام امضا شود :)) « اللهم الرزقنا توفیق شهادت » کپی؟حلالت؛ دعا برای فرج آقا امام زمان فراموش نشه🙃✨ شروع نشر نوکری:¹⁴⁰⁵.⁰¹.¹⁷ پایان؟تا ابد نوکر حسینم
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
697.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بندگي خدا رو كردن خجالت نداره رفيق =) .
بروید سراغِ کارهای نشدنی ، تا بشود ! |
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌میگفت کہ: یہ‌رفیق‌داشتم میرفتیم‌هیئت‌بین‌اشڪھایـےڪہ‌ واسہ‌آقام حسین‌میریخت‌لبخندمیزد. ازش‌پرسیدم‌چتہ‌دیونہ چرامیخندےوسط‌گریہ؟ الان‌مسخرمون‌میڪنن بااشك‌ولبخندبھم‌خیره‌شدوگفت میدونے‌چہ‌لذتے‌داره‌ازبین‌ میلیاردهاآدم‌روےڪره زمین خداخواستہ‌ڪہ‌من‌هم‌حسینےباشم؟ این‌لطف‌ڪمےنیست....
زده‌ای ریـشہ چنان بر همہ اعـضایِ تنـم کہ شـدی جـانِ منُ شهـرُ دیـارُ وطـنم .
وقف‌اولادعلی﴿ع﴾❤️‍🩹
-
قـدری هـوای شهر نجـف بیاوریـد تا کـی نـفس بکشیم در این دیار غـم:) ❤️‍🩹
-ازعالِــم‌بزرگـي پرسیدند: چگونہ‌بفهمیم‌درخواب‌غِفلَتیم‌یانه‍؟ +گفت:اگربراے امام‌زَمانت‌كــاري میکـنــي وبه ظهورآن‌حضــرت‌کمك‌میکنۍ؛ بدان‌ڪہ‌بیداری... واِلّااگـرمجتهدهم‌باشــي درخواب‌غفلتی ..👩🏻‍🦯
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
ساعت صفر رهایی⏱🔮 رمانی از یلدیز❤️‍🔥❤️‍🔥 سیصد میلیون بدهیِ قm.ار، یک امضا، و یک زندگی که دیگر مالِ خودش نیست... نگار، دختری مغرور و تنها، برای نجات پدرش، به همسریِ آرمان درمی‌آید؛ مردی سرد که روزها صاحب یک باشگاه است و شب‌ها، بدون قانون، در رینگی زیرزمینی می‌جنگد. بین دو غریبه‌ای که همدیگر را انتخاب نکرده‌اند، فقط یک معامله هست... تا وقتی که نگاه‌هایشان، بی‌اجازه، شروع به حرف زدن می‌کنند. اما دشمنانی در سایه منتظرند تا این عشقِ تازه‌جوانه را نابود کنند؛ دروغ، خy.انت، انتقام، و رازی خونین که سال‌هاست زیر خاک مانده. «ساعت صفر رهایی» داستانِ عشقی است که از دلِ اجبار سر برآورد، شکست، و دوباره ساخته شد — رمانی برای همه‌ی کسانی که به قدرتِ عشق، حتی در تاریک‌ترین معامله‌ها، ایمان دارند. یک عشق. یک جنگ برای رهایی. 🔮❤️‍🔥🔮❤️‍🔥🔮❤️‍🔥🔮❤️‍🔥🔮❤️‍🔥 https://eitaa.com/joinchat/3831498340C19a9bdb284
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تکه ای از پارت های آینده نگار، با صدایی که به‌سختی از گ.l.ویش بیرون می‌آمد، پرسید: ~ممکنه... ممکنه بمیرم؟ دکتر، با احتیاط، جواب داد: ~هر بیماری‌ای احتمالات خودشو داره. ولی الان، تمرکز ما باید روی درمانه، نه بدترین سناریو. https://eitaa.com/joinchat/3831498340C19a9bdb284 تا ساعت 24 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸