هدایت شده از دکتر موسی نجفی
🔰پرسش یکی از مخاطبین :
✅سلام و عرض ادب
وقتی سخن از پیشرفت میکنیم و میگوییم نظام حمهوری اسلامی استقلال و پیشرفت دارد اما عملا بسیاری از مردم نظام فعلی را با حکومت های حوزه خلیج فارس بعد و پس از انقلاب مقایسه میکنند و زمانی این همه مدرنیته را در دبی می بینیم چگونه پیشرفت در ایران را توجیه کنیم حتی در دوره پهلوی نیز پیشرفت خوبی در صنعت و راه اهن داشتیم؟
✅جواب :
نجفی:
با تشکر از پرسشگر گرامی از طرح پرسشی که متاسفانه امروز در خیلی از اذهان ساده رسوخ نموده است ، اما به نظر قبل از جواب به این سوال بایستی بگویم خود این پرسش دقیق نبوده و دارای نکات انحرافی و غلط اندازی می باشد ۰
یک نکته این است که کسانی که اینگونه به مسائل نگاه میکنند چه" عیاری" و چه خط کشی برای بررسی دارند ؟ اصولا در حرفهای کلی و نقل های بدون عدد و رقم می شود هر چه خواست ، گفت و چون سند و آمار و میزانی نیست ، کسی هم پاسخگو نیست !
کشور عربستان و سایر کشورهای خلیج فارس چه پیشرفت واقعی و دست آورد علمی و دانشگاهی داشته و دارند!! که بخواهند با ایران مقایسه شوند! کدام صنعت مادر و یا زیر ساخت ملی پیشرفته ای داشته اند که بتوان به آنها حسرت خورد ؟!
پیشرفت و توسعه یکی از ابعادش اقتصاد است ولی ابعاد مهمتر توسعه در سیاست و فرهنگ هم متجلی است : حتی برخی صاحب نظران موفقیت در توسعه اقتصادی را معلول توسعه سیاسی و فرهنگی می دانند ؛ کدامیک از این کشورهایی که حسرت مدرنیته شان را می خورند مشارکت سیاسی در حد و اندازه ایران دارند؟ اکثر این کشورها دارای رژیم های پادشاهی و امیر نشین های قرون وسطی هستند و مطبوعات آزاد و یا نهادهای مستقل مدنی که لازمه توسعه است را دارا نمی باشند۰
ایران فعلی علیرغم همه آسیب های مدیریتی و بین المللی و مشکلات عدیده داخلی هنوز هم قدرت اول منطقه است و عربستان و اسرائیل هر زمانی که بخواهند کمی با ایران سرشاخ و یا رویارویی نمایند خیلی زود به دامن بزرگترشان یعنی امریکا فرار میکنند۰ انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب فرا منطقه ای و یک عامل تاثیر گذار جهانی است و شما این عظمت را در سطح دشمنی با ایران میتوانید مشاهده کنید ۰
🔴البته باز تاکید میکنم عظمت ذاتی و تاریخی انقلاب اسلامی دلیلی بر ضعف مدیران و توحیه برخی سیاست های غلط فعلی نیست و اصولا این خبط ها عرضی بوده و به ذات انقلاب اسلامی مربوط نمیشود ۰ نکته آخر این است که بین پیشرفت و توسعه با تکامل و رشد بایستی تفاوت قائل شد۰
https://eitaa.com/drmousanajafi
هدایت شده از فقه نظام ساز
#چکیده_مقاله
نظامسازی قرآنبنیان؛ چیستی، چرایی و چگونگی
🔹نظامسازی مشترک معنوی برای چهار مصداق نظامشناسی در ساحت تکوین، نظامیابی در ساحت تشریع، نظامسازی در ساحت اعتباریات و نظامگزاری در ساحت عینی است. هرچند به معنای خاص ناظر به اعتبارات اجتماعی و سیاستگذاری عمومی است، ولی به معنای عام دربردارندۀ هر چهار ساحت بوده و قرآن مجید نیز به عنوان منبع معرفتشناسی دینی در ساحات چهارگانه ورود دارد؛ لکن در هر ساحت، به حسب آن ساحت.
🔸بر پایۀ تعریف مختار از نظامسازی، اگر این فرایند از یکسو ابتنا بر مبادی مستخرج از معارف قرآنی نداشته باشد و از سوی دیگر مماس با واقعیتهای اجتماعی نباشد، به جای حل مسائل واقعی، حلال مسائل کاذب، غیراولویتدار و تحمیلی از مبادی دیگر معرفتی است.
🔹 این انحراف از منابع متقن دینی، از یک طرف عامل توفیقنیافتن نظام اسلامی در تحقق اهداف مادی و معنوی خود و درنتیجه تشکیک نخبگان نظام و عامه مردم در هویت انقلابی نظام اسلامی است و از سوی دیگر منجر به استقرار خردهنظامات اجتماعی غیردینی و زمینهساز و جادهصافکن استبداد، هرچند صغیر و استکبار، هرچند بخشی و تشکیل حکمرانی سکولار، هرچند بهطور نرم و خزنده، لکن تئوریزهشده میشود.
✅منتشر شده در جدیدترین شماره نشریه قبسات
@feghheumanism
هدایت شده از تاریخ پهلوی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
حرفهای عجیب و غریب خنده دار ربع پهلوی پسر محمدرضاشاه در مورد خودش و مشورت با افراد مطمئن 😕
قضاوت با شما
@pahlaviiran
هدایت شده از تفکر و تمدن شبکهای| استاد واسطی
اقتصاد اسلامی و عدالت اجتماعی دکتر پیغامی و دکتر عیوضلو.wma
20.15M
💎 اقتصاد اسلامی و عدالت اجتماعی
👤 دکتر عادل پیغامی
👤 دکتر حسین عیوضلو
🔹 10 اردیبهشت 97
🔸 دانشکده علوم اجتماعی
💠 انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران
💠 @utsaiss
ميان يك مجموعه اقتصادي به كار گرفته ميشود، و گاه ترتيب و چگونگي اجزا يا چگونگي ساختمان چيزي را با آن توصيف مينمايند و ميگويند: ساختار اين دستگاه طوري است كه با باطري كار ميكند.[2] از آنجا كه اين يك واژة نوظهور در مجموعه لغات فارسي است و در تاريخ كهن ادب فارسي سابقه ندارد، در لسان سياست و حقوق تعريف دقيق و مفهوم روشن از آن به دست نيامد و تفحص پيرامون آن به نتيجة مطلوب نيانجاميد.
اما عجالتاً ميشود گفت: «منظور از ساختار حكومت مجموعه دستگاهها، نهادها و سازمانهاي است كه با تركيب رفتاري و همآهنگيهاي خويش نماد منسجم يك قدرت حاكمه را به نمايش گذاشته و در جهان خارج ملموس ميسازد».
2. مفهوم حكومت
حكومت در لغت فرماندادن، دستگاه دولتي كه بر يك كشور يا ناحيه فرمان ميراند، نظام سياسي و داوري را گويند. اما معناي اصطلاحي اين واژه چندان روشن نيست، حقوقدانان بيشتر روي مجموعه قواي تأكيد دارند كه داراي سرزمين، جمعيت، حكومت و حاكميت باشد، بر اين اساس حكومت و دولت مرادف هم است در حقوق اساسي و علم سياست تعريفهاي متنوعي از حكومت ارائه شده است و همه تلاش دارند توصيف معقول و نماي جذابي از آن به نمايش بگذارند.
يكي از اساتيد فن مينويسد: حكومت هم به معناي عمل حكم راندن و هم به معناي نهادهاي مجري احكام به كار ميرود و از اين رو نسبت به مفهوم انتزاعيتر دولت، مفهوم عينيتر است.[3]
اما آنچه اكنون عملي و ملموس است اين كه حكومت مجموعه از هيئت حاكمه ميباشد كه در يك تقسيمبندي كلان و بسيار كلي شامل قواي ثلاثه، يعني قواي مجريه، قواي مقننه و قواي قضائيه ميگردد و هر سه عنصر در كنار هم مظهر اقتدار و حاكميت ملي را در جامعه بروز و نمود ميدهد.
گفتمانهاي ديگري نيز از نگاه فلاسفه، فقها و اصوليون پيرامون حكومت وجود دارد كه در اين مختصر نميگنجد. اما مفهوم حقوقي حكومت بيش از اين نخواهد بود هر چند كه ممكن است تعبيرات بسيار متغير، پر فراز و نشيب باشد.
3. مفهوم جهان
جهان از نظر لغوي عبارت از كيهان، تمام قسمتهاي كره زمين يا تمام عالم خواهد بود. در فرهنگ عميد تعبير به گيتي، عالم و دنيا شده است. ولي در اصطلاح رايج كنوني گاهي اسم براي كره زمين است، زماني براي بخش از آن به كار ميرود مثل جهام سوم، جهان عرب و گاهي هم براي منطقه و قلمرو خاص آن را استعمال مينمايند، مانند جهان حيوانات و بالاخره در بعض موارد براي مقطع زماني چون جهان امروز به اين واژه متمسك ميشوند.
در لسان روايات كلمه «الأرض» به كار رفته. «قال علي(ع): يَمْلأُ الأَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً»[4] يعني پس از ظهور امام عصر(عج) زمين پر از عدل و داد ميشود، همانگونه كه پر از جور و ظلم گشته بود. آيا منظور از آن بخشي از زمين است؟ يا تمام عالم ميباشد؟ آيا در عصر ظهور محدوده مسكوني زمين كوچك ميگردد يا نه قدرت حاكمه ما فوق تصور ما است؟ در بررسي آتي بايد به جواب پرسشهاي فوق نيز برسيم.
4. قراح نظر(ديدگاه خالص)
با توجه به مفردات فوق پيرامون عبارت «ساختار حكومت جهاني حضرت مهدي(عج)» ميتوان گفت: منظور تبيين شكل و چگونگي حكومتي است كه در پايان تاريخ براي بشريت ارزاني ميگردد. براساس دلالت آشكار آيات قرآني و احاديث معصومين(ع) چنين حكومتي حتماً خواهد آمد تا انسانيت را به سعادت كامل برساند.
اين حكومت واحد عددي نيست، چون وجود دو يا چند حكومت همزمان كاملاً منتفي است، پس ميشود گفت: واحد نوعي ميباشد. يعني يك نوع حكومتي كه تا به حال نيامده و كسي نظير آن را نديده است. از جمله «يَمْلأُ الأَرْضَ...» ميفهميم كه اين يك نوع حكومت زميني است و در سراسر كرهای زمين تسلط مييابد. هيچ جاي از زمين باقي نميماند الا اين كه نور حكومت در آنجا تجلي كند.
همانگونه كه رسول خدا(ص) فرمود: «وَ يُبَلِّغُهُ شَرْقَ الأَرْضِ وَ غَرْبَهَا حَتَّى لا يَبْقَى سَهْلٌ وَ لا مَوْضِعٌ مِنْ سَهْلٍ وَ لا جَبَلٍ [جَبَلٌ] وَطِئَهُ ذُو الْقَرْنَيْنِ إِلا وَطِئَهُ»[5] در ضمن احتمال اينكه در آن روزگار جمعيت ساكن زمين جمع و فشرده گردند و قسمتهاي دور دست و كرانههاي آن بدون سكنا باشد بعيد مينمايد؛ بنابراين مفهوم جهانشمولي آن اين خواهد بود كه با وجود پراكندگي جمعيت در اقصي نقاط حكومت فراگير خواهد بود و از مركزيت واحد فرمانروایی صورت ميگيرد. با اين وصف تصور فدرالي بودن يا ايالاتي يا نوع ديگر حاكميت نيز غير علمي و مردود است.
انديشه حكومت جهاني
تسخير كلي جهان، تسلط بر منابع طبيعي و انساني آن، فرمانروایی مطلق در كليت گيتي، پروژه نوظهوري نيست. بشر از روزي كه مفهوم قدرت و توسعه را شناخت، اقدام به كشورگشايي كرد. بر اسب چموش قدرت سوار شد، محدوديتها مرزها و موانع طبيعي و فيزيكي را در نورديد، و تا توانيست به پيش تاخت.
در هر عصر و زماني ما شاهد اين تفكر بودهايم و هنوز اين اندي
آنها ميدهد كه تا به حال كسي نداده است. «تُجْمَعُ إِلَيْهِ أَمْوَالُ الدُّنْيَا كُلُّهَا مَا فِي بَطْنِ الأَرْضِ وَ ظَهْرِهَا فَيَقُولُ لِلنَّاسِ تَعَالَوْا إِلَى مَا قَطَعْتُمْ فِيهِ الأَرْحَامَ وَ سَفَكْتُمْ فِيهِ الدِّمَاءَ وَ رَكِبْتُمْ فِيهِ مَحَارِمَ اللَّهِ. فَيُعْطِي شَيْئاً لَمْ يُعْطِ أَحَدٌ كَانَ قَبْلَهُ»[41] در كشفالغمه از طريق اهلسنت آمده كه رسول خدا(ص) فرمود: «يَكُونُ عِنْدَ انْقِطَاعٍ مِنَ الزَّمَانِ وَ ظُهُورٍ مِنَ الْفِتَنِ رَجُلٌ يُقَالُ لَهُ الْمَهْدِيُّ يَكُونُ عَطَاؤُهُ هَنِيئاً»[42] هنگام خدائيهاي زمانه و آشكار شدن فتنهها و آشوبها مردي خواهد آمد كه معروف به مهدي ميباشد بخششهايش گوارا است. صاحب مكيال المكارم در تفسير اين گوارايي فرموده: چون مؤمنين قبل از ظهور در مشقت زيستهاند و به انواع گرفتاريها و مصائب مواجه شدهاند حالا كه به راحتي رسيده گوارا است.[43]
4. احساس بينيازي در مردم
يكي از خصيصههاي روحي و رواني انسان حرص و طمع فراوان است، هنوز باور انسان نشده كه ممكن است روزي بشر به غناي مادي برسد، تصور آن خيلي مشكل ميباشد و بعد ذهني زياد دارد، اما با تسهلاتي كه در دولت صاحب الامر(عج) انديشيده شده و عينيت خواهد يافت، اين احتمال صورت واقعي به خود خواهد گرفت و مردم جهان از نگاه روحي و رواني اين آمادگي را خواهند يافت كه در خود احساس بينيازي نمايند رسول اعظم(ص) فرمود: خداوند روحيه بينيازي را در قلب امت من قرار ميدهد. «يَجْعَلُ اللَّهُ الْغِنَى فِي قُلُوبِ هَذِهِ الأُمَّة»[44]
اين روايت در منابع اهلسنت نقل شده است، ابي سعيد الخدري ميگويد رسول خدا(ص) فرمود: عدالت مهدوي شامل عموم مرم ميشود [در نتيجه فقر و نيازمندي از جامعه بشري رخت برميبندد، لذا هنگاميكه] فردي از طرف حضرت مهدي اعلام ميكند كه اگر كسي به مال و ثروت احتياج دارد برخيزد، تنها يك نفر از جاي خود بر ميخيزد. امام او را نزد مسئول بيتالمال ميفرستد، تا اموالي را به وي بدهد. خزانهدار دامن او را پر از مال و ثروت ميكند، در اين هنگام آن فرد از كرده خود پشيمان ميگردد و با خود ميگويد: من آزمندترين فرد امت پيامبر(ص) بودم كه چنين درخواستي كردم و اموال را به مسئول بيتالمال بر ميگرداند ولي او آن را بر نميدارد و ميگويد: آنچه را بخشيديم ديگر نميپذيريم.[45] اين حديث به خوبي ميرساند كه وضع عمومي تا چه ميزاني تحول پيدا ميكند تا جایيكه مردم از داشتن مال دنيا گريزان ميگردند و ديگر احساس نيازي به آن ندارند.
عبدالاعلي حلبي از امام باقر(ع) نقل ميكند كه حضرت فرمود: به امرخداوند دانهها از دل زمين بيرون ميگردد و قطرات باران از آسمان فرو ميريزد، و مردم ماليات خود را به دلخواه و افتخار به سوي دولت مهدي(عج) ميبرند و خداوند بر شيعيان ما چنان وسعت، بركت، رفاه و امكانات ارزاني ميدارد كه اگر حقيقت سعادت و نيكبختي را نميفهميدند و به ارزشهاي اخلاقي آراسته نبودند، مست امكانات شده و بر طغيان و تجاوز روي ميآوردند. «يُخْرِجُ اللَّهُ مِنَ الأَرْضِ بَذْرَهَا وَ يُنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ قَطْرَهَا وَ يُخْرِجُ النَّاسُ خَرَاجَهُمْ عَلَى رِقَابِهِمْ إِلَى الْمَهْدِيِّ وَ يُوَسِّعُ اللَّهُ عَلَى شِيعَتِنَا وَ لَوْ لا مَا يُدْرِكُهُمْ مِنَ السَّعَادَةِ لَبَغَوْا»[46] ممكن است شيعه دوازده امامي منظور نباشد، چون در آن روزگار مشكل مذهب و دين وجود ندارد و وحدت ديني كاملاً بر قرار ميگردد، بنابراين منظور امت اسلامي است كه غرق در نعمت ميگردند و خوشبختي را لمس كرده و احساس بينيازي مينمايند.
ساختار فرهنگي
الف) تجديد دين اسلام
قوانين و مقررات اسلام در بخش اعظم جهان رسميت ندارد، كشورهاي اسلامي به مرور زمان از مقررات شريعت فاصله گرفته و ميگيرند، روزي خواهد رسيد كه تمام دستورات حيات بخش اسلام به فراموشي سپرده شود. همين اكنون مسلمانان به خاطري كه به خشونت و جنگسالاري متهم نگردند، «جهاد» كه به تعبير امام علي(ع) سپري در برابر آتش است، (نبايد تصور كرد كه منظور آتش جهنم ميباشد، در همين دنيا نيز سپري در برابر حملات ويرانگر دشمن ميتواند باشد) مسلمانان به راحتي از آن دست كشيدهاند. دشمنان كينهتوز كار را به جاي رساندهاند كه اگر يك مسلمان براي دفاع از خود اسلحه به دست گيرد فوراً به تروريست متهم ميگردند.
زكات كه تأمينكننده نيازهاي دولت اسلامي است كسي به پرداخت آن خود را متعهد نميدانند، ساير قوانين اسلامي نيز سر نوشتهاي مشابه دارد و از حاكميت باز ايستادهاند. بنابراين روزي كه حكومت عدلگستر جهاني در مسند قدرت تكيه زند، مقررات دين اسلام را مو به مو اجرا ميكند و چون مردم يا با آن آشنايي نداشتند يا آن را فراموش كردند اجراي اين قوانين برايشان تازگي خواهد داشت. مخصوصاً مسلمانان متعجب ميشوند و ميگويند نظير آن را نديدهاند. امام صادق(ع) ميگويد: هنگام
به آنها واگذار ميشد. در آينده هم احتمال قوي وجود دارد كه حضرت وليعصر(عج) تمام افراد 313 نفر ياران خود را در سراسر جهان مسئوليت بدهند و آنها در نقش ولات و فرماندهان ارتش بزرگ اسلامي نقشآفريني نمايند. البته در روايت عامتر از اين آمده. امام صادق(ع) ميفرمايد: در دولت مهدي(عج) پيروان ما ركن اساسي زمين و حكام آن هستند. «يَكُونُ شِيعَتُنَا فِي دَوْلَةِ الْقَائِمِ(عج) سَنَامَ الأرْضِ وَ حُكَّامَهَا»[22] و اين ميرساند كه اخلاص و اطاعت از رهبري قيام اثر بيشتر از صرف جهاد دارد.
در نتيجه ميشود گفت: ساختار نظامي آينده جهان ساده است، چون كه بخش از مردم قبل از عصر ظهور بر اثر عوامل چون فقر، جنگ، مريضي و حوادث ديگر از بين ميروند، بخش ديگر بر اثر مخالفت و شيطان فريبي راه هدايت را گم كرده در مقام مخالفت با دولت كريمه كشته ميشوند، اما آن مقداري كه باقي ميمانند همه افراد فهميده، عارف به حق، خدا پرست و تسليم محض فرمان رهبري مهدياند، پس با اين وصف نيازي به تشكيل يك اردوي بزرگ نخواهد بود تا امام وقت و سرمايه هنگفتي را در جهت آن مصرف كند. مردم زندگي عادي خود را دارند در موقع ضرورت بايك ندا جمع شده تحت رأيت حق آماده جاننثاري ميشوند.
علاوه بر اين كه يك ارتش كلاسيك زماني ضرورت دارد كه كشور در معرض تهديد و تجاوز قرار گيرد و نيروهاي خارجي پشت مرز قصد تسخير مملكت را دشته باشند، در حالیكه ما با ادله كافي ثابت كرديم كه در آخرالزمان غير از دولت كريمه اهلالبيت حكومتي در روي زمين باقي نميماند، پس دولت صاحب الزمان(عج) رقيب خارجي ندارد كه احتياج به نيروي واكنش سريع باشد و از جانب اتباع خويش هم اخافهای ندارد. چون خدمات دولت و رفاهي كه ايجاد خواهد كرد موجب ميشود كه مردم در انديشه زوال حكومت برنيايند و همه در سايه سار دولت ايدهآل سپاسگزار نعمت خداوند باشند بنابراين ضرورت تأسيس قواي حربي به طور كامل منتفي ميباشد.
ساختار اقتصادي
اقتصاد يكي از گرههاي كور جهان خلقت است، از آغاز دنيا تا كنون اين مشكل و جود داشته و خواهد داشت. دليل آن عبارت از محدوديتهاي طبيعي، فیزيكي و تصنعي ميباشد. از لحاظ طبيعي، قسمت اعظم جهان با كمبود باران مواجه است، زمينهاي هموار قابل كشت زير آفتاب سوزان حسرت يك جرعه آب را در دل دارد، منابع آبي و چشمهساران حياتبخش نيز محدود است و در حد سقايت خشكي زمين نميباشد.
كشت ديمه در بخش بزرگ جهان عملاً ناممكن شده، باغات طبيعي به طور كلي رو به فنا است، منابع زير زمين هزينه و امكانات هنگفتي ميطلبد كه بسياري از كشورهاي جهان قادر به استفاده از آن نيستند. جمعيت جهان نيز رو به فزوني هستند، دستيابي بشر به امكانات درماني و بهداشتي پيامد طول عمر را درپي داشته است. انسانها نيز ذاتاً حريص و پر توقعاند، ولع و زيادهطلبي آن موجب شده كه هيچوقت به سهم خودش قناعت نكنند.
مجموعه اين عوامل سبب ميشود كه كمبود شديد منابع خود نمايي كند و دامنه فقر رو به گسترش نهد. مرزهاي تصنعي، اعمال حاكمتهاي محلي، محدويتهاي منطقهای نزاعها نيز مزيد بر علت شده راه شكوفايي را بر فرا روي بشر مسدود ساخته است. اما در عصر ظهور قضيه برعكس خواهد بود، عوامل رشد اقتصادي و بالندگي طبيعت از جميع جهات آماده ميباشد كه اينك به قسمتهاي از آن اشاره ميگردد.
الف) ساماندهي سازمان اقتصادي جهان
بر اساس دلالت روايات موجود در منابع حديثي، دلايل رشد و رونق اقتصادي جهان در عصر ظهور موارد ذيل خواهد بود.
باريدن باران بابركت.
در كتاب روضة الواعظين از جمله علامات ظهور نوشته است كه پيشاپيش قيام بيست و چهار ساعت باران مداوم ميبارد، پس زمين به وسيله آن آباد ميگردد، و بركات آن شناخته ميشود. «ثُمَّ يُخْتَمُ ذَلِكَ بِأَرْبَعٍ وَ عِشْرِينَ مَطْرَةً يَتَّصِلُ فَتَحْيَا بِهِ الأَرْضُ بَعْدَ مَوْتِهَا وَ تُعْرَفُ بَرَكَاتُهَا»[23] شيخ طوسي در كتاب غيبتش از سعيد بن جبير نقل ميكند كه در سالي كه حضرت مهدي(عج) قیام ميكنند بيست و چهار ساعت باران ميبارد و آثار و بركات آن ديده ميشود. «السَّنَةُ الَّتِي يَقُومُ فِيهَا الْمَهْدِيُّ تَمْطُرُ أَرْبَعاً وَ عِشْرِينَ مَطْرَةً يُرَى أَثَرُهَا وَ بَرَكَتُهَا»[24]
باروري طبيعي زمين
پيامبر اسلام(ص) فرمود: امتم در روزگار ظهور مهدي از نعمتهاي بهرهور ميگردند كه همانندش سابقه ندارد و شامل نيكوكار و فاجر ميشود، زمين تمامي گياهان و گلها و درختان خويش را براي آنان ميروياند. «يَتَنَعَّمُ أُمَّتِي فِي زَمَنِ الْمَهْدِيِّ نِعْمَةً لَمْ يَتَنَعَّمُوا قَبْلَهَا قَطُّ يُرْسِلُ السَّمَاءَ عَلَيْهِمْ مِدْرَاراً وَ لا تَدَعُ الأَرْضُ شَيْئاً مِنْ نَبَاتِهَا إِلا أَخْرَجَتْهُ» ابي سعيد الخدري ميگويد: حضرت فرمود: زمين گياهان خود را بيرون ميدهد «وَ تُخْرِجُ الأَرْضُ نَبَاتَهَا»[25] در كتاب عقد الدرر آمده كه رسول خد(ص) فرمود: خداوند ا
را اطاعت كند مرا اطاعت كرده و كسي كه او را نافرماني نمايد مرا نافرماني كرده است. «وَ سُنَّتُهُ سُنَّتِي، يُقِيمُ النَّاسَ عَلَى مِلَّتِي وَ شَرِيعَتِي وَ يَدْعُوهُمْ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ(عَزَّ وَ جَلَّ) مَنْ أَطَاعَهُ أَطَاعَنِي وَ مَنْ عَصَاهُ عَصَانِي»[7]
در آن زمان هيچ يكي از مواد قانون شرع مهجور نخواهد ماند، چيزي از اسلام نسخ نميشود، هر چند اصول و فقه اسلامي ممكن است تغيير كند، اما اين به مفهوم حذف و يا ناديده گرفتن بعض از مقررات شريعت نيست بلكه شيوه جديد در عرضه محتواي اسلام ميباشد. ابوبصير ميگويد: امام صادق(ع) فرمود: در صاحب اين امر سنتهاي از انبياء وجود دارد ...و اما سنتي از محمد(ص) آن است كه به هدايت او مهتدي ميشود و به سيره او حركت ميكند. «إِنَّ فِي صَاحِبِ هَذَا الأَمْرِ سُنَناً مِنَ الأَنْبِيَاءِ وَ أَمَّا سُنَّتُهُ مِنْ مُحَمَّدٍ(ص) فَيَهْتَدِي بِهُدَاهُ وَ يَسِيرُ بِسِيرَتِهِ»[8]
كارشناسان ميگويند: در زمان حكومت امام مهدي(عج) تمامي قوانين و مقررات بيگانه از اسلام و قرآن الغا و دور ريخته ميشود و هرگز بدانها عمل نميگردد و به جاي آن مقررات درخشان و زندگيساز برخاسته از قرآن و شيوه راستين پيامبر(ص) امور مردم را تدبير و شئون كشور را تنظيم و در كران تا كران جامعهها همانگونه كه شايسته و بايسته است پياده ميشود.[9]
ب) شيوههاي قضايي حضرت مهدي(عج)
داوري و قضاوت آن گرامي در جامعه بسان داوري نياكان پاك و پاكيزهاش عادلانه و انساني و بر اساس حق و عدالت است و با يك ويژگي از داوري آن عدالتپيشگان ممتاز ميشود و آن خصوصيت اين است كه آن حضرت در سيستم قضايي خويش بر اساس آگاهي و اطلاعات خويش بر رخدادها و حوادث داوري ميكند، از اينرو نه به انتظار گواهي گواهان ميماند و نه دلايل و مدارك و شواهدي كه ادعا را ثابت كند از كسي ميطلبد.
روايات زيادي داريم كه اين روش حضرت را تأييد مينمايد و تأكيد ميكند كه امام زمان(عج) مثل ذوالقرنين (كه از صلحاء سلف بود و به دانش خود حكم ميكرد. يعني از طرفين دعوا مدارك و شواهد نميخواست) قضاوت خواهد كرد. محمد بن مسعود، از عمرو بن شمر، از جابر بن يزيد جعفي، از جابر بن عبد الله انصاري نقل ميكند كه رسول خدا(ص) گفت: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى سَيُجْرِي سُنَّتَهُ [ذَا الْقَرْنَيْنِ] فِي الْقَائِمِ مِنْ وُلْدِي»[10] به زودي خداوند تعالي روش ذيالقرنين را توسط قائمي از فرزندان من اجرا سازد. و نيز داوود(ع) كه پيامبر خدا بود مدتي طولاني همين طوري حكومت و داوري ميكرد، حقايق و واقعيات براي او آشكار ميگشت و بر اساس آگاهي و دانش خويش به امور قضاوت كرده، به گفتار طرفين اختلاف اعتنا نميكرد. عبدالله بن عجلان ميگويد: امام صادق(ع) فرمود: «إِذَا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ(ص) حَكَمَ بَيْنَ النَّاسِ بِحُكْمِ دَاوُدَ لا يَحْتَاجُ إِلَى بَيِّنَةٍ يُلْهِمُهُ اللَّهُ تَعَالَى فَيَحْكُمُ بِعِلْمِهِ وَ يُخْبِرُ كُلَّ قَوْمٍ بِمَا اسْتَبْطَنُوهُ»[11]
اين ويژگي قضاوت امام عصر(عج) با اين كه از نظر حقوقي پذيرفته شده در جهان معاصر مورد اشكال ميباشد، و قوانين فعلي دنيا (گذشته از اسلام) تأكيد فراوان روي قضاوت بر اساس مدارك و شواهد دارد، ولي وقتي ما اشكالات اين روش قضايي را بدانيم به مزيت رفتار قضايي ذخيره عالم پيخواهيم برد. اينك به بعض از اين اشكلات اشاره ميشود.
يك: از بين رفتن حق
قضاوت بر اساس ادله و شواهيد هميشه مشكلات خاص خود را دارد و دائماً قرين به عدالت صادر نميشود، در اين سيستم حقوق فراوان مردم پايمال ميگردد، چون تمام مردم از امكانات مساوي براي احقاق حق خود بهرهمند نيستند.
دو: عدم امكان اقامه دعوا
ممكن است ستمديدگان هيچ وقت توان اقامه دعوا در دادگاه صالحه را نداشته باشند، و زور گويان همانطور كه تا به حال زيردستان را تهديد كرده و آنان را از اقامه دعوا و كيفر خواست منصرف ساختهاند، در آينده نيز چنين كنند، آنگاه زمين پر از عدل و داد نخواهد شد.
سه: ضرور تجديد شيوه
اگر امام عصر(عج) هم بخواهد بر روشهاي تجربه شده موجود قضاوت نمايد، هيچ پديده شگرف و دلگرمكننده در حاكميت او يافت نخواهد شد و حاكميت مستضعفان محقق نميگردد در حاليكه يكي از امتيازات آن احقاق حق پا برهنگان است.
سؤال: ممكن در ذهن كسي شبهه شود كه پيامبر و اميرالمؤمنين(ع) نيز داراي دانش لدوني بودند و از عالم واقع خبر داشتند، ولي براي رفع تخاصم از اين روش استفاده نميبردند، چرا حضرت مهدي(عج) از كسي طلب دليل نميكند؟!
كوتاهترين پاسخي كه ميشود به اين شبهه داد اين است كه اولاً رسول خدا وحضرت علي(ع) ميدانستند كه در آغاز راهاند، و دين اسلام قرنها پس از آنها در عالم خلقت آيين زندگي انسانها خواهد بود اما بر اساس روايات صريح ظهور حضرت مهدي(عج) دوره پايان تاريخ است و آن حضرت بيش از هفت الي پانزده سا
انجام شد به خوبي معلوم گرديد كه ساختار سياسي حكومت تمركز قوا است، مديريتهاي محلي به افراد واگذار ميشود و نظارت در آن بسيار دقيق است. ساختار نظامي به شكل خودجوش و مردم نهاد تجلي مييابد و در ابتداي ظهور نقش معجزه را نبايد ناديده گرفت و در نهايت مسئوليتها به افراد واگذار ميگردد.
از لحاظ اقتصادي، سازمان اقتصادي جهان ساماندهي ميگردد، حل مشكلات معيشتي با الطاف خفيه الهي انجام ميپذيرد، نعمتها مافوق تصور انسان فراوان ميشود، و بيش از نياز مردم قابل دستيابي است، كه با اتخاذ تدابير راهبردي اقتصادي اساس تبعيض از بين ميرود. ساختار فرهنگي با تجديد حيات دين اسلام شكل جدي به خود ميگيرد، آموزش قرآن كريم در سطوح مختلف آغاز گرديده هدفمند و اساسي دنبال ميشود تا با تبيين مفاهيم بلند آن بدعتها شناخته شده و خط بطلان بر آن كشيده شود و سنتهاي راستين حيات دوباره يابد.
اما در بخش اجتماعي، سياست برقراري امنيت كامل مورد نظر است، همزيستي مسالمتآميز بين كل موجودات زنده تبلور مييابد، همياري بين نهادهاي قدرت و مردم عادي به بهترين شكل ممكن بر قرار شده و با ارتقاء فهم اجتماعي زيربناي نيك شهر قدسي حكومت جهاني امام عصر(عج) كامل گرديده و جامعه انساني در عاليترين شكل خوشبختي چند صباحي زندگي خواهند كرد.
منابع
1. غلام حسين صدري افشاري، نسرين حكمي و نسترن حكمي، فرهنگ فارسي معاصر، چاپ سوم1381، نشر فرهنگ معاصر، تهران.
2. حسن آنوري، فرهنگ برزگ سخن، ص 3963، ج 5، چاپ اول 1381، انتشارات سخن تهران.
3. حسين بشيريه، آموزش دانش سياسي، (مباني علم سياست نظري تأسيسي)، ص 30، چاپ سوم 1382، نشر نگاه معاصر، تهران.
4. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، ج 1، ص 338، باب في الغيبة، ح 7، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 هش.
5. علامه مجلسى، بحارالأنوار، ج 52، ص 323، ح 13، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 هق.
6. على بن عيسى إربلى، كشف الغمة، ج 2، ص470، چاپ مكتبة بنى هاشمى تبريز، چاپ 1381 هق.
7. شيخ صدوق، كمالالدين و إتمام النعمه، ج 2، ص 411، ح 6، دار الكتب الإسلاميه قم، چاپ 1395، هق.
8. محمد كاظم قزويني، ترجمه: علي كرمي و سيد محمد حسيني، امام مهدي از ولادت تا ظهور، چاپ دوم 1378، دفتر نشر الهادي قم، ص 719.
9. امين الاسلام فضل بن حسن طبرسى، إعلام الورى، الفصل الثالث في ذكر النصوص عليه، ص 440، دار الكتب الإسلامية تهران.
10. شيخ مفيد، الإرشاد ج 2، ص 386، انتشارات كنگره جهانى شيخ مفيد قم، 1413، هـق.
11. قانون مجازات اسلامي، ماده 231.
12. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، اصل166.
13. آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور كيفري، ماده 214.
14. علينقى فيض الاسلام، ترجمه و شرح نهجالبلاغه، نامه 45، فقره 1، ص 965، بى تا، بى جا.
15. محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبةللنعماني، ص 319، ح 8، مكتبة الصدوق، تهران، چاپ 1397 هـق.
16. محمد بن مسعود عياشى، تفسيرالعياشي، ج 2، ص 57، 2، چاپخانه علميه تهران، 1380، هـق.
17. الغيبةللنعماني، پيشين، ص 315، ح 8، بحارالأنوار، 52، 369، باب 27، ح 157.
18. على بن محمد خزاز قمى، كفايةالأثر، ص 11، انتشارات بيدار قم، 1401، هـق.
19. شيخ مفيد، الاختصاص، ص 26، انتشارات كنگره جهانى شيخ مفيد قم، چاپ 1413 هـق.
20. محمد بن حسن فتال نيشابورى، روضة الواعظين، ج 2، ص 265، انتشارات رضى قم، بيتا.
21. شيخ طوسى، الغيبة، ص 443، مؤسسه معارف اسلامى قم، چاپ 1411 هـق.
22. ابن ابى الحديد معتزلى، شرح نهجالبلاغة، ج 9، ص 41، خ 38، انتشارات كتابخانه آيت الله مرعشى قم، چاپ 1404 هـق.
23. ابو منصور احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 291، نشر مرتضى مشهد مقدس، چاپ 1403 هـق.
24. شيخ حر عاملى، وسائلالشيعة، ج 25، ص 413، ح 32244، مؤسسه آل البيت قم، چاپ 1409 هـق.
25. صدوق، عللالشرائع، ج 1، ص 161، ح 3، انتشارات مكتبة الداورى قم، بيتا.
26. ميرزا محمد تقي موسوي اصفهاني، مكيال المكارم، ج 1، ص 112، چاپ اول 1222هـق، مؤسسه الاعلمي للمطبوعات، بيروت لبنان.
27يوسف بن يحي مقدسي الشافعي، تحقيق الدكتور عبد الفتاح الحلو، عقدالدرر في اخبار المنتظر، باب 7، ص 165، چاپ اول 1399هـق، كتبة عالم الفكر ـ القاهره.
28. محمد بن مسعود عياشى، تفسيرالعياشي، ج 2، ص 61، چاپخانه علميه تهران، 1380 ق.
29. شيخ طوسى، الأمالي، ص 513، ح 28، انتشارات دارالثقافة قم، 1414 ق.
پی نوشت ها
* كارشناسي ارشد حقوق جزا.
[1] غلامحسين صدريافشاري، نسرين حكمي و نسترن حكمي، فرهنگ فارسي معاصر، چاپ سوم1381، نشر فرهنگ معاصر، تهران.
[2]. حسن آنوري، فرهنگ بزرگ سخن، ج5، ص3963، انتشارات سخن، چاپ اول، تهران1381.
[3]. حسين بشيريه، آموزش دانش سياسي، (مباني علم سياست نظري تأسيسي)، ص30، نشر نگاه معاصر، چاپ سوم، تهران1382شمسی.
[4]. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، ج1، ص338، باب في الغيبة، روایت7، دارالكتب ال
يكه قائم بپاخيزد مردم را بار ديگر به اسلام دعوت ميكند، آنها را به امري كه از بين رفته و جمهور مردم از آن جدا گشته و به گمراهي افتادهاند هدايت خواهد كرد، براي اين جهت حضرت قائم را مهدي ناميدهاند كه بشريت را بر امري كه از آن وا ماندهاند هدايت مينمايد، و چون به حق بپا ميخيزد او را قائم ناميده اند. «إِذَا قَامَ الْقَائِمُ(عج) دَعَا النَّاسَ إِلَى الإِسْلامِ جَدِيداً وَ هَدَاهُمْ إِلَى أَمْرٍ قَدْ دَثَرَ وَ ضَلَّ عَنْهُ الْجُمْهُورُ وَ إِنَّمَا سُمِّيَ الْقَائِمُ مَهْدِيّاً لأنَهُ يُهْدَى إِلَى أَمْرٍ مَضْلُولٍ عَنْهُ وَ سُمِّيَ الْقَائِمَ لِقِيَامِهِ بِالْحَقِّ»[47]
امام باقر(ع) ميفرمايد: حضرت قائم به امر جديد و كتابي نوين و قضايي تازه كه بر عرب شديد و سخت است بپاخواهد خواست. امام صادق(ع) فرمود: همان برنامهای كه پيغمبر اكرم پيش گرفت، حضرت مهدي انجام خواهد داد، بنيادهاي پيشين را منهديم و ويران ميسازد چنانكه رسول گرامي نظام جاهليت را ريشهكن كرد و اسلام را از نو آغاز مينمايد. «يَصْنَعُ مَا صَنَعَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَهْدِممَا كَانَ قَبْلَهُ كَمَا هَدَمَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) أَمْرَ الْجَاهِلِيَّةِ وَ يَسْتَأْنِفُ الإِسْلامَ جَدِيداً»[48]
پس اولين مأموريت حضرت مهدي(عج) بعد از تصدي قدرت جهاني دعوت او به اسلام و زنده كردن آيين حياتبخش دين مقدس اسلام و شريعت غراي آن است. او قوانين شرعي را آن طور كه روز اول نازل گشته بود به اجرا خواهد گذاشت و در اين راستا هيچ ملاحظهای را نخواهد پذيرفت. اين چيزي است كه خواست خداوند ميباشد و ذات باري تعالي وجود مقدس حضرت را براي هم چون هدفي ذخيره كرده است. و مستضعفان جهان را بشارت داده كه منتظر مصلح باشند تا در سايه روشن آن به حاكميت برسند و خاطره از بهترين حاكميت را از خود بر روي زمين به يادگار بگذارند. امام باقر(ع) نيز در جواب سائلي كه پرسيده بود حضرت به كدام روش حركت خواهد كرد؟ گفته: روشهاي موجود را منهدم ميكند همانگونه كه پيامبر منهدم كرد، و اسلامي [كه به نظر مردم جديد مينمايد] را از سر خواهد گرفت. «يَهْدِمُ مَا قَبْلَهُ كَمَا صَنَعَ رَسُولُ اللَّهِ(ص)وَ يَسْتَأْنِفُ الإِسْلامَ جَدِيداً» [49]
ب) آموزش قرآن كريم
قرآن اين كتاب زندگي از ابتداي نزول تاكنون مهجور مانده است، دنياي كنوني عوض اين كه قانون زندگي را از اين كتاب نجاتبخش اخذ كنند خود به وضع قوانين عرفي ناقص اقدام مينمايند، فاصله گرفتن از كتاب خدا موجب پيدايش موج گمراهي و سر درگمي بشر گرديده است. بخش از خيل عظيمي انساني كه خود را متعهد به احكام كتاب آسماني قلمداد ميكنند نيز چندان به احكام آن ملتزم نيستند، با اينكه اقدام به آموزش و حفظ آيات آن دارند اما بهرهای از دستورات نوراني آن نبردهاند.
اينك چندين قرائت از قرآن در ميان مسلمانان رسميت دارد، با اين كه قرائتهاي مختلف سبب تحريف الفاظ و ظاهر قرآن نگرديده و مهم تلقي نميشود، اما تفسيرهاي گوناگون از آن موجب ظهور شكاف عميق در برداشت از اين كتاب زندگيساز گرديده است. و مسير احكام الهي را پيچ در پيچ ساخته و متضاد نشان ميدهد.
خوشبختانه اين مشكل كوچك در زمان حكومت جهاني حضرت حل شده و مسير واقعي احكام خداوند متعال با آموزش درست كتاب او براي عموم روشن ميگردد. روايتهاي زيادي داريم كه نشان ميدهد يكي از كارهاي اساسي عصر ظهور اهتمام به آموزش قرآن به شكل صحيح آن است و افراد فراواني در اين راه پيشگام ميگردند.
اميرالمؤنين(ع) ميفرمايد: گويا ميبينم شيعيان ما در مسجد كوفه خيمهها زدهاند و قرآن را به همان نحو كه نازل شده به مردم ميآموزند. «كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى شِيعَتِنَا بِمَسْجِدِ الْكُوفَةِ وَ قَدْ ضَرَبُوا الْفَسَاطِيطَ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ الْقُرْآنَ كَمَا أُنْزِلَ أَمَا إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ كَسَرَهُ وَ سَوَّى قِبْلَتَهُ» و نيز فرمود: گويي عجم را ميبينم كه خيمههاي شان در مسجد كوفه است و قرآن را همانطور كه نازل شده به مردم ميآموزند. «كَأَنِّي بِالْعَجَمِ فَسَاطِيطُهُمْ فِي مَسْجِدِ الْكُوفَةِ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ الْقُرْآنَ كَمَا أُنْزِل».
امام صادق(ع) فرمود: گويي شيعيان علي را ميبينم كه مثاني (قرآن) به دست گرفته و آن را به مردم ميآموزند. «كَأَنِّي بِشِيعَةِ عَلِيٍّ فِي أَيْدِيهِمُ الْمَثَانِي يُعَلِّمُونَ النَّاسَ الْمُسْتَأْنَفَ»[50]
امام باقر(ع) فرمود: چون قائم قيام كند خيمههايي نصب ميشود براي كساني كه قرآن را به همانگونه كه خداوند آن را نازل كرده بود به مردم بياموزند، پس دشوارترين چيزي كه خواهد بود براي كساني است كه قرآن را حفظ كرده، چون محفوظات آنها با قرآن مخالف است. «إِذَا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ(ص) ضَرَبَ فَسَاطِيطَ لِمَنْ يُعَلِّمُ النَّاسَ الْقُرْآنَ عَلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ(جَلَّ جَلَالُهُ) فَأَصْعَبُ مَا يَكُونُ عَلَى
اسلاميه، تهران1365شمسی.
[5]. علامه مجلسى، بحارالأنوار، ج52، ص323، روایت13، مؤسسه الوفاء، بيروت ـ لبنان1404قمری.
[6]. على بن عيسى إربلى، كشف الغمة، ج2، ص470، چاپ مكتبه بنى هاشمى تبريز، چاپ1381قمری.
[7]. شيخ صدوق، كمالالدين و إتمام النعمه، ج2، ص411، روایت6، دارالكتب الاسلاميه، قم1395قمری.
[8]. همان، ص351، روایت46.
[9]. محمدكاظم قزويني، امام مهدي از ولادت تا ظهور، ترجمه: علي كرمي و سيدمحمد حسيني، ص719، دفتر نشر الهادي قم، چاپ دوم1378.
[10]. امينالاسلام فضل بن حسن طبرسى، إعلام الورى، الفصل الثالث في ذكر النصوص عليه، ص440، دارالكتب الإسلاميه، تهران.
[11]. شيخ مفيد، الإرشاد، ج2، ص386، انتشارات كنگره جهانى شيخ مفيد، قم1413قمری.
[12]. بحارالأنوار، ج51، ص78، روایت37.
[13]. قانون مجازات اسلامي، ماده231.
[14]. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، اصل166.
[15]. آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور كيفري، ماده214.
[16]. علينقى فيضالاسلام، ترجمه و شرح نهجالبلاغه، نامه45، فقره1، ص965، بىتا، بىجا.
[17]. محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبةللنعمانی، ص319، روایت8، مكتبه الصدوق، تهران1397قمری.
[18]. محمد بن مسعود عياشى، تفسيرالعياشي، ج2، ص2و57، چاپخانه علميه تهران1380قمری؛ بحارالأنوار، ج52، ص306، روایت87.
[19]. الغيبةللنعمانی، ص315، روایت8؛ بحارالأنوار، ج52، ص369، باب 27، روایت157.
[20]. بحارالأنوار، ج52، ص325، باب27، روایت40.
[21]. على بن محمد خزاز قمى، كفايةالأثر، ص11، انتشارات بيدار، قم1401قمری.
[22]. شيخ مفيد، الاختصاص، ص26، انتشارات كنگره جهانى شيخ مفيد، قم1413قمری.
[23]. محمد بن حسن فتال نيشابورى، روضة الواعظين، ج2، ص265، انتشارات رضى، قم، بيتا؛ بحارالأنوار، ج53، ص34، باب28.
[24]. شيخ طوسى، الغيبة، ص443، مؤسسه معارف اسلامى، قم1411قمری.
[25] كشفالغمة، ج2، ص471؛ بحارالأنوار،ج51، ص81، روایت37.
[26]. عقدالدرر، ص144 ـ 165 معرفي كامل بعداً ميآيد.
[27]. الاختصاص، ص209.
[28]. الخصال، ج2، ص626.
[29]. كمالالدين، ج2، ص369، باب34، روایت6.
[30]. الأماليللصدوق، ص632، روایت4.
[31]. كمالالدين، ج1، ص331، روایت16.
[32]. الأماليللطوسي، ص513، روایت28.
[33]. ابن ابى الحديد معتزلى، شرح نهجالبلاغة، ج9، ص41، خطبه38، انتشارات كتابخانه آيت الله مرعشى، قم1404قمری.
[34]. ابو منصور احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، ج2، ص291، نشر مرتضى، مشهد مقدس1403قمری.
[35]. شيخ حر عاملى، وسائلالشيعة، ج25، ص413، روایت32244، مؤسسه آلالبيت:، قم1409قمری.
[36]. امام مهدي از ولادت تا ظهور، ص757.
[37]. همان، ص758.
[38]. الغيبةللنعماني، ص239، روایت30.
[39]. كشفالغمة، ج2، ص471؛ بحارالأنوار، ج51، ص81، روایت37.
[40]. صدوق، عللالشرائع، ج1، ص161، روایت3، انتشارات مكتبه الداورى، قم، بيتا.
[41]. همان.
[42]. بحارالأنوار، ج51، ص82، باب1، ما ورد من إخبار الله و إخبار.
[43]. ميرزا محمد تقي موسوي اصفهاني، مكيال المكارم، ج1، ص112، مؤسسه الاعلمي للمطبوعات، چاپ اول، بيروت لبنان1222قمری.
[44]. كشفالغمة، ج2، ص471؛ بحارالأنوار، ج51، ص81، روایت37.
[45]. يوسف بن يحي مقدسي الشافعي، تحقيق الدكتور عبد الفتاح الحلو، عقدالدرر في اخبار المنتظر، باب7، ص165، مكتبه عالم الفكر، چاپ اول، القاهره1399قمری.
[46]. تفسيرالعياشي، ج2، ص61.
[47]. الإرشاد، ج2، ص383.
[48]. الغيبةللنعماني، ص231، روایت13.
[49]. همان، ص232، روایت17.
[50]. همان، ص318، باب21، روایات3و4و5.
[51]. الإرشاد، ج2، ص386؛ بحارالأنوار، ج52، ص339، باب27ـ سيره و أخلاقه و عدد أصحابه.
[52]. الكافي، ج1، ص54، بَابُ الْبِدَعِ وَ الرَّأْيِ وَ الْمَقَايِيسِ، روایت2.
[53]. الإرشاد، ج2، ص385.
[54]. تفسيرالعياشي، ج1، ص183، روایت81.
[55]. سوره روم، آیه6.
[56]. الإرشاد، ج2، ص384؛ بحارالأنوار، ج52، ص338، باب27، روایت83.
[57]. الاختصاص، ص21؛ بحارالأنوار، ج52، ص144، باب22، روایت62.
[58]. شيخ طوسى، الأمالي، ص513، روایت28، انتشارات دارالثقافه، قم1414قمری.
[59]. الاختصاص، ص24.
[60]. الخصال، ج2، ص626.
[61]. بحارالأنوار، ج51، ص60، روایت59.
[62]. الغيبةللنعماني، ص239، روایت30.
عدالتگستري درحكومت جهاني مهدوي
نقش انتظار در شكلگيري جامعه مهدوي
آرمانشهر حضرت ولیعصر(عج)
آسیب شناسی اجتماعی فرهنگ انتظار (پیامدها، ریشهها و راههای درمان)






آدرس ايميل :نظر شما :
نمايش آدرس ايميل
ارسال
ارسال مقاله
نقل و نشر مطالب با ذکر نام همايش بين الملل مهدويت بلامانع است.
" طراحی و اجرای سايت شرکت به ن
يا زميني مردهای را زنده سازد از آن او است. اين حكم خدا و رسول او ميباشد. «مَنْ غَرَسَ شَجَراً أَوْ حَفَرَ وَادِياً بَدِيّاً لَمْ يَسْبِقْهُ إِلَيْهِ أَحَدٌ وَ أَحْيَا أَرْضاً مَيْتَةً فَهِيَ لَهُ قَضَاءً مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ(ص) [35] اگر اين فرهنگ در ميان جوامع انساني عمق پيدا ميكرد كمترين مشكلات سر راه آنان بروز نميكرد. و ناهنجاريهاي چون فقر، بيكاري، فاصله طبقاتي و استثمار انسانيت پديدار نميگرديد.
بهنوشته يكي از كارشناسان مسائل اسلامي: در برخي از كشورها و در قلمرو برخي دولتها به فرد تنها هنگامي اجازه كار داده ميشود كه از نظر نژاد و مليت با آنان همآهنگ باشد چنانكه گويي فردي كه از نظر نژاد و مليت از آنان نيست، نه انسان است و نه از حق كار، حيات و معيشت برخوردار است.[36] متأسفانه اين تبعيض اكنون در سراسر دنيا وجود دارد و حتي شامل كشورهاي اسلامي هم گرديده و آنان امروز بيش از ديگران روي مسائل قومي و مليتي تأكيد دارند.
اما در عصر ظهور آزادي در كار، مسافرت، تجارت، نوآوري، ابداع و امكانات به همه مردم ارزاني ميگردد و ميدان كار و تلاش و ابتكار براي همه استعدادها فراهم ميشود. مالياتها الغاء ميگردد و ملاكها معيارها و مقررات تبعيضنژادي به كلي باطل اعلام ميشود.[37] و به اين ترتيب نيك دولت قدسي امام زمان موجب شادي و طراوت زندگي گرديده جان و روح انسانيت را شاداب ميسازد. ديگر كسي شاهد ناتواني در توليدات كشاورز نخواهد بود.
ج. اتخاذ تدابير راهبردي اقتصادي
1. بخشش در حد بينيازي
وقتي مشكل انسان فقر، ثروتاندوزي، تحصيل اموال، رسيدن به رفاه، بهرهمندي از مظاهر نعمتهاي دنيايي و برخورداري از امكانات مادي است، پس بايد برايش داد تا آرام گيرد و چشم طمع او اشباع شود. و چون تا به حال كسي به اين علايق بشر توجه نكرده نزاع وجود داشته و دارد. اما در عصر ظهور تمام آمال انسان برآورده ميگردد تا جاي كه خود از داشتن اموال دنيا احساس بيزاري مينمايد.
در الغيبه نعماني آمده كه امام باقر(ع) فرمود: گويا ميبينم كه اين دين شما در خون خود دست و پا ميزند و هيچكسي نتواند به شما بازگرداند مگر مردي از اهلبيت كه هر سال دو بار بر شما بخشش خواهد كرد و هر ماه دو نوع روزي به شما خواهد داد. «كَأَنَّنِي بِدِينِكُمْ هَذَا لا يَزَالُ مُوَلِّياً يَفْحَصُ بِدَمِهِ ثُمَّ لا يَرُدُّهُ عَلَيْكُمْ إِلا رَجُلٌ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ فَيُعْطِيكُمْ فِي السَّنَةِ عَطَاءَيْنِ وَ يَرْزُقُكُمْ فِي الشَّهْرِ رِزْقَيْنِ»[38] اين عمل سبب ميگردد مردم ديگر مجبور نباشند براي سير كردن فرزندان خود به انواع تخلفات و ارتكاب جرايم فكر كنند و راههاي تحصيل اموال نامشروع را تكاپو نمايند.
2. تقسيم عادلانه اموال
بيعدالتي در تمام شؤنات زندگي انسان حاكم است، غصب، زورگويي، سودجويي و طمع روزگار انسان را تباه كرده است. تا به اين هنجارهاي اجتماعي توجه نشود اصطكاك هميشه خواهد بود. در دولت كريمه آخرالزمان تلاش خواهد شد كه اين هنجارها از بين برود و رفتارها اصلاح شود، و الگوهاي زندگي عوض گردد. براي عملي شدن اهداف دولت حضرت سعي ميكند عدالت را در تمام اقشار جامعه حاكم سازد. مخصوصاً در مسائل مادي و دنيايي كه بيعدالتي موجب پيدايش تمام مشكلات اساسي گرديده است.
ابي سعيد خدري از زبان پيامبر اسلام(ص) نقل ميكند كه حضرت فرمود: بشارت ميدهم شما را به مهدي، وقتي برگزيده ميشود كه مردم در نهايت اختلاف و تزلزل قرار خواهند داشت، پس او زمين را از عدل و برابري پر ميكند، همانگونه كه از ظلم و ستمكاري لبريز گرديد است، او موجب رضايت ساكنان آسمان و زمين ميگردد، اموال دنيار را بين مردم به طور صحيح تقسيم خواهد كرد. مردي پرسيد: به طور صحيح چيست؟ فرمود: يعني مساوي بين مردم. «أُبَشِّرُكُمْ بِالْمَهْدِيِّ يُبْعَثُ فِي أُمَّتِي عَلَى اخْتِلافٍ مِنِ النَّاسِ وَ زَلازِلَ فَيَمْلأُ الأَرْضَ عَدْلا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً يَرْضَى عَنْهُ سَاكِنُ السَّمَاءِ وَ سَاكِنُ الأَرْضِ يَقْسِمُ الْمَالَ صِحَاحاً فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ وَ مَا صِحَاحاً قَالَ السَّوِيَّةُ بَيْنَ النَّاسِ».[39] امام باقر(ع) فرمود: وقتي قائم ما قيام كند بين مردم به تساوي رفتار خواهد كرد و عدالت را در ميان خلايق بر قرار خواهد نمود كه شامل نيكوكار و فاجر ميگردد. «إِذَا قَامَ قَائِمُنَا فَإِنَّهُ يَقْسِمُ بِالسَّوِيَّةِ وَ يَعْدِلُ فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ الْبَرِّ مِنْهُمْ وَ الْفَاجِر»[40]
3. پرداختهاي فوقالعاده
در علل شرايع از امام باقر(ع) روايت شده كه حضرت فرمود: تمام اموال دنيا از ظاهر و باطن زمين نهنزد آن حضرت جمع ميگردد، و به مردم گفته ميشود: بياييد اين چيزي كه شما به خاطر آن خويشاوندانتان را كشتيد و خونهاي به ناحق ريختيد و در راه تحصيل آن مرتكب حرام شديد هر مقدار كه ميخواهيد برداريد. آنقدر به