One Step Ahead
مردی که نتونه خودش رو رهبری کنه، هرگز نمیتونه یه رابطه و خانواده رو رهبری کنه. - - - اگر اون بیث
از تبادلات بگذرین و از اینجا سین بزنین💕
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
#پارت_واقعی 🙈🌿.
- وای آرام چقد جذابه میخوامش..
با درد بهش نگاه کردم
نمیدونست پولدارترین پسر دانشگاه شوهر منه و الان ازش حامL.م..
- دیشب تو مهمونی خانوادگی دیدمش کاش زnش بودم..
مهمونی؟ به من گفت میره جلسه!
با ناباوری به اهورا نگاه کردم.
که همون لحظه دلم تیری کشید و صدای نگران اهورا..😱😭❌
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
- بچم مرد!
هقی زدم:
- تو کشتیش عوضی..بچمو کشتی طـ..لاقم بده..
حرصی غرید:
- طلاق؟ تا وقتی که موهات رنگ دندونات بشه زنه منی..😶🌫🧨🍃
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
تا ساعت 24 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گسترده شیش ساعته نیلو
_ابان رفتی به طاها گفتی برات کباب بخره.
بعد به من که شوهرتم نگفتی؟
بغض کرده به اریا خیره شدم.
_خب... خب ویار کرده بودم نمی خوردم همون لحظه چشمای بچون لوچ می شد.
اریا کلافه دستی به ریشش کشید.
_ببین ابان جان، زن خوشگلم اینبار میزارم به پای نادونیت چون هفده سالته بچه اولته ولی وای به حالت اگه اینبار چیزی خواستی به من نگی... شیرفهم؟! 🤫🤬
https://eitaa.com/joinchat/3062498573Cb968bd934d
#شوهرغیرتی_فقط_آقااریا😼🙌
هدایت شده از گسترده شیش ساعته نیلو
_داداش توروخدااا.. شمارش و بده دیگه!!
گوشی و کشید و نزاشت شماره رو بخونم با اخم گفت:
_چرا باید شماره رئیسم و بدم به خواهرم؟!
پررو گفتم:
_چون رئیست بشه شوهرخواهرت و پارتی توپ داشته باشی تو شرکت!!!
یه نگاهش روی صفحه گوشی قفل شد و منم...👹🤣🙌♥️
https://eitaa.com/joinchat/3062498573Cb968bd934d
دستشون خورده زنگ زدن به پسره و دارن راجعش حرف میزنن🤣☝️🏽
#طنززززژ
هدایت شده از گسترده شیش ساعته نیلو
تا ساعت 21 بمونه.
گسترده شیش ساعته نیلو🌻.
هدایت شده از بزن روی پیوستن گوگولی🫠💗
زیر ۱۸ سال نرهههه❌❌❌❌❌
https://eitaa.com/joinchat/1554908842Cfee70f1eff
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
با فریاد مشتم رو محکم توی دیوار کوبیدم و فریاد زدم:
_میکشمتون همتون رو میکشم..
بابا نزدیک اومد و دست زخمی رو توی دستش گرفت و گفت:
_چیکار میکنی مهراد ؟چرا اینطور میکنی؟
از خشم قفسه سینه ام بالا پایین میشد:
_مگه نشنیدی چیکار کردن؟مگه نشنیدی با سِودای من چه کاری کردن؟
مگه نشنیدی چه بلایی سر جونِ من اوردن؟
مامان با هق هق گفت:
_آروم باش دردت به جونم آروم باش..
دستم رو مشت کردم و از بین دندون های کلید شده ام غریدم:
_قسم میخورم بیارمش پیش خودم و داغ دیدنش رو روی دل بابای بی شرف و خانواده بی غیرتش بزارم..🔥❤️🔥
https://eitaa.com/joinchat/1937376858C9b7743e7f9
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
من مهرادم....
عاشق و دلباخته سودا دختر شریک بابام بودم.از عشقش به جنون رسیده بودم و وقتی میخواستم ابراز علاقه کنم متوجه شدم که شوهر داره و به تازگی با نوید ازدواج کرده.
من هم بخاطر اینکه کار بدی به سرم نزنه جمع کردم و به اتریش رفتم.
بعد یکسال برگشتم و متوجه شدم به سودا تهمت زدن و اون رو از خونه بیرون کردن و معلوم نیست عشق معصومم کجا شب هاش رو توی این تهران درندشت صبح میکنه.💔
قسم خوردم پیداش کنم و اجازه ندم دست خانواده اش بهش بدسه.
وقتی خواستم دنبالش برم متوجه شدم خانواده اش هم متوجه تهمتی که به سودا زده شده بود، شده بودن و در به در دنبالش میگردن.
ولی من کاری کردم...❤️🔥🔥
https://eitaa.com/joinchat/1937376858C9b7743e7f9
پارت واقعی رمان سودایعشق 🔥🫀
هدایت شده از بزن روی پیوستن گوگولی🫠💗
https://eitaa.com/rokhacop
عضو شید ۲تا ممبر فعال بهتون بدم✨@Hami_re
سریع سین میزنم