آدما همیشه یه دنیای پنهان دارن دقیقاً چیزی که حاضر نیستن به کسی نشون بدن.
کلید شما ، پیدا کردن اون دنیای پنهان و بازتاب دادنش به خود اون فرده.🫧
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
با پسر شَر دانشگاه همخونه شدم ..
مجبور شدیم مـ.حرم هم دیگه بشیم.
اولش اذیتم میکرد ولی بعدش روم غیرتی شد و با همه تو دانشگاه دعوا میکرد سرم
یه روز که آرایش غلیظ کرده بودم...😳📵❤️🔥
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
+ دوست دارم!
با بغـ.ض گفتم :
_ ولی پیش خوشگلترین دختر کلاس بودی.
لقد محکمشو به میز کوبید .
+ غلط کردم
هق ریزی زدم و گفتم :
_ گفت قراره نامزدش کنی امشب اره
شوکه سرشو بالا آورد و ...😱🔥
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
تا ساعت 6 الی 12 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
معذب بودم .کمی توی خودم جمع شدم که پوزخندی زد و گفت:
-چته به خودت میپیچی؟
-هی..هیچی
سری تکون داد دست سیما همسر جدیدش رو محکم تر گرفت و گفت:
-از امروز سیما کنار ما زندگی میکنه.
سرم به ضرب بالا اومد و مبهوتنگاهش کردم.
-توهم از این بعد خدمتکار این خونه ای..
سیما خانم این خونه اس.حرفش حرف منه بفهمم سرپیچی کردی و به حرفاش گوش ندادی همینجا چالت میکنم فهمیدی؟
سیما هم با حقارت به من خیره بود..
قلبم یکی در میان میزد تهدید کرده بود که یک زن دیگر می گیرد ولی من گردن شکسته باور نکردم.
حالا وقتش بود تا داغ خودم و بچه را به دلش بگذارم.
سرپا ایستادم سمت تراس خانه رفتم که هردو پشت سرم آمدند.
لبه نرده ایستادم.
میعاد فریاد زد:
_بیا اینور دختره دیوونه من حوصله دردسر ندارم.
به طرفش برگشتم میون گریه لبخندی زدم و گفتم:
_میخواستم خبر بابا شدنت رو بهت بدم سوپرایز شی ولی تو سوپرایزم کردی ..
مبهوتنگاهم میکرد که خودم رو آزاد گرفتم و از تراس پایین افتادم ..
آخرین چیزی که شنیدم صدای فریاد میعاد بود..
_پریزاددددد💔
https://eitaa.com/joinchat/1937376858C9b7743e7f9
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
من پریزادم ..
۱۷ سالم بود که پدر و مادرم رو توی زلزله از دست دادم..
توی زیرزمین خونه عموم زندگی میکردم ولی زنعموم ناراضی بود.💔،
خودش و دخترش انقدر توی گوشم عموم خوندن تا اینکه عموم راضی شد من رو به عقد قصاب محل که زنش بچه دار نمیشد در بیاره.
از ترس شبونه از خونه فرار کردم و به شهر رفتم.
جایی رو نداشتم زندگی کنم توی پارک میخوابیدم یه شب از سرما راهی بیمارستان شدم.
میعاد #پزشک_بی_اعصاب بیمارستان بود.
وقتی داستان زندگیم رو شنید من رو به خونشون برد..😱
https://eitaa.com/joinchat/1937376858C9b7743e7f9
❌چککن،پارتاولحریمعشقسنجاقه😍❌
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
+ استوری فیک قلـ..یون گذاشتم اینستا!!
- اولین نفر دید و تایپ کرد:
+ نکش اون کوفتی رو برا بچه مون ضرر داره !!
- دخالت نکن برو پی کارت ـ
+ عاضی منو سـ..گ نکن دختر!!
- بغض کردم مثل سـ..گ دلتنگش بودم تایپ کردم:
+ سـ.گ بشی هم دیگه ازت نمیترسمم.
- عصبی تایپ کرد:
+ هنوزممم شوهرتم بگو کدوم قبرستونی هستی!!
- میدونم خیلی دلت تنـ.گ شده ادرسو بفرست بیام پیشت..😱🚭🌿
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
شاپور نواب یه مرد بیرحم و روانی که عاصی مثل سـ..گ عاشـ..قشه و فقط کنار این ببر وحشی ارامش داره یه روز که عاصی میره کافه...🥵🚷💕
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
تا ساعت 13 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گسترده شیش ساعته نیلو
امآ کاناال اینن دخترر ☁💘⊹
࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛𖹭࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛
_از وقتی که وارد کانالش شدم کُلی سرگرم شدم😹🍒>>
یعنی شده پین ایتام📎😝
𝗝𝗈𝗂𝗇: https://eitaa.com/joinchat/933955040Cbe0b878ddc
دختر تو چقد هنرمندیی🦢🌸⊹
چنلش وایبِ توت فرنگی میدهه🍓✨🌻؛))