One Step Ahead
🫧قانون کاریزما شمارهی یک: - - - به روح آدما نفوذ کن! اگه میخوای با استفاده از کاریزما به خواستهه
🫧قانون کاریزما شمارهی دو:
- - -
برای متقاعد کردن دیگران ، احساساتشون رو برانگیخته کن!
اگه میخوای بدون تنش اضافه کار خودتو بکنی و به چیزی که توی سرته برسی ، به این فکر نکن که چی بگی تا اطرافیانت رو متقاعد کنی به جاش:
- - -
🫧از خودت بپرس: خوشایندترین مطلبی که توی این شرایط در برابر این افراد میتونم راجبش حرف بزنم چیه؟
متاسفانه انسانها موقع حرف زدن فقط از احساسات خودشون حرف میزنن اما وقتی بتونی با انتخاب لغات مناسب چیزهایی بگی که دیگران خوششون بیاد ، میتونی اونارو سرگرم کنی و کار مهمی که در نظر داری رو انجام بدی.
🫧مثال:
- - -
تصور کنید والدین شما درمورد یکسری موضوعات سختگیریهای زیادی دارن ، چیکار میتونید بکنید؟
به جای لجبازی، مقاومت و تلاش در قانع کردنشون، باید حرفایی بزنید که هم راستای افکار اونا باشه..
🫧نمونه مثال رفتاری با توجه به شرایط بالا:
- - -
مامان/بابا حرفات درمورد فلان چیز باعث شد بیشتر راجع بهش فکر کنم راهنماییهای تو همیشه بهم کمک میکنه.
🫧حتی میتونید یکسری چیزارو صحنه سازی کنید:
- - -
فلانی (همون فردی که والدینت باهاش اوکی نیستن) ازم خواست برم پیشش ولی قبول نکردم به نظرم حق با شماست باید ارتباطمون رو کم کنم.
🛸 به این ترتیب میتونی بدون هیچ بحث و جدلی مسیر رو برای موفقیت و برنامهی خودت هموار کنی.
- - -
فقط کافیه ذهنِ اطرافیانت رو از تنش دور کنی و با حرفات خیالشون رو راحت کنی.
One Step Ahead
اگه اون باعث بشه به خاطر داشتن استانداردها، احساس گناه کنید، یعنی هیچوقت نمیتونه به استانداردهاتون
از تبادلات بگذرین و از اینجا سین بزنین💕
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
#پارت_واااااقعی
_با هر لگدی که پسرها به در شیشهای سلف میزدند، جیغ و سوت دخترها بلندتر میشد...
شیشه که شکست، پسرها ریختند داخل و چند قدم جلوتر، صف دخترهای چادری جلوی راهشان ایستاد.
«برید بیرون!»
همهچیز در چند دقیقه به هم ریخت؛ فحش، داد و فریاد، شیشههای شکسته...
تا اینکه چشمم به خون افتاد.
نه چاقویی دیده میشد، نه صدای گلولهای آمده بود؛ اما چند نفر غرق خون شده بودند و دیگر خبری از آن هیجان چند دقیقه قبل نبود.
از ترس چشمم سیاهی رفت و روی زمین افتادم.
چند دختر دورم جمع شدند. یکیشان خم شد بالای سرم و گفت:
«این قرص رو بهش بدید، خوب میشه! هر وقت حالش بد میشه همینو میخوره.»
به زور چشمهام رو باز نگه داشته بودم...
من که اصلاً اون دختر رو نمیشناختم؛ پس از کجا میدونست من چه قرصی میخورم؟!
https://eitaa.com/joinchat/241500163Cc71fbec5c8
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
وسط اون همه شلوغی و خون، از حال رفتم...
دختری که اصلاً نمیشناختم بالای سرم خم شد و گفت:
_این قرص رو بهش بدید، خوب میشه...
ولی من هیچ بیماری نداشتم... 😳🔥
https://eitaa.com/joinchat/241500163Cc71fbec5c8
عاشقانهای امنیتی
کانالی بیش از ۳۰ رمان چاپ شده و درحال چاپ
هدایت شده از بزن روی پیوستن بابلتی🤭 و موچی نوتلا تست کن
حس میکنم چنلتؤن از کــٰارخونهٔ قند در اومدهٔاینقدرکهنازي درسا خانووم 😭🍓 ⊹ ᜔ 𐙤
◟𝗝𝗈𝗂𝗇𝗨𝗌𝇁𝇃𝇂 : https://eitaa.com/joinchat/1554908842Cfee70f1eff 💅🏻-
اینقدر نازه یه لحظه فکر کردم نت درست شدهٔ داخل پینترستم 😀💕 . . . . ⊹ ᜔