One Step Ahead
مردی که از شما بترسه، در نهایت سعی میکنه شما رو تحقیر کنه. - - - مردهای ضعیف، زنهای قوی رو تحسین
از تبادلات بگذرین و از اینجا سین بزنین💕
هدایت شده از گسترده تام
اینجا پر از عاشقانههایِ ناگفته ، پر از کلماتی که فقط دل میفهمدشون ، اینجا من هستم و #تراوشاتِ عاشقانهام 💗😔 .
𝑱𝒐𝒊𝒏𝑼𝒔 • 𝑱𝒐𝒊𝒏𝑼𝒔 • 𝑱𝒐𝒊𝒏𝑼𝒔 • 𝑱𝒐𝒊𝒏𝑼𝒔
هدایت شده از گسترده تام
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
+ برو بیرون وگرنه جیغ و داد میکنم حاج بابام بیاد بندازت بیرون!
نیشخندی زد:
- داد بزن بیاد، منم بدم نمیاد حاج بابات بفهمه که دخترش زنِ پسرِ دشمنش شده!
حرصی نگاهش کردم
+ شوهرم بودی، دیگه نیستی طلاق گرفتیم! مهراب تو شوهرم نیستی!
عصبی عربده کشید:
- لامصب هنوز زن منییی فهمیدی؟
ناباور نگاهش کردم که یهو ..😱👻💋
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
#دخـتر_حـاجیی😜⛔️💛
+ یک بار دیگه بگو شوهرم نیستی تا بزنم به سیم اخر و بیام..
لبخندی زدم و تخس گفتم:
- مگه دروغ میگم؟ شوهرم نیستی و 2 سال پیش طلاق گرفتیم
با دیدن چشمای برزخیش ..🤫😋🍒
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
تا ساعت 19 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
#رد_قلم
ـ «من دیگه باهات حرف نمیزنم!»
ـ «چه خوب... بیمارستان امروز بالاخره یه نفس راحت میکشه.»
ـ «حامیم!»
ـ «جانم؟»
ـ «اعصابمو خورد نکن!»
ـ «من؟! تو پنج دقیقهست داری سر یه خودکار با من دعوا میکنی!»
ـ «چون خودکار منو برداشتی!»
ـ «خب میخواستم ببینم واسه یه خودکار هم همینقدر وحشی میشی یا فقط واسه من.»
ـ «تو واقعاً غیرقابل تحملی.»
ـ «ولی هنوز داری باهام حرف میزنی.»
ـ «چون مجبورم!»
ـ «نه خانوم دکتر...
چون دلت نمیاد ساکت بمونی.»
ـ «خیلی مطمئنی.»
ـ «آره.»
ـ «به چه جرأتی؟»
حامیم یه لحظه مکث کرد و گفت:
ـ «به جرأت کسی که قراره فردا با بابات حرف بزنه.»
ـ «چی؟!»
ـ «گفتم فردا میام خواستگاریت.»
ـ «تو؟! با این قیافه و این اخلاق؟!»
ـ «قیافهم که مشکلی نداره...
اخلاقمم بعداً درستش میکنم.»
ـ «اگه بابام ردت کنه چی؟»
ـ «دوباره میام.»
ـ «اگه دوباره ردت کنه؟»
ـ «باز میام.»
ـ «اگه ده بار ردت کنه؟»
حامیم با خونسردی گفت:
ـ «اون موقع دیگه با خود بابات ازدواج میکنم که حداقل هر روز ببینمت.»
https://eitaa.com/joinchat/2359952890C58631f2ed5
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
#رد_قلم
عشقی که با دعوا شروع شده بود،
با کلکل ادامه پیدا کرد...
و آخرش رسید به عجیبترین خواستگاری ممکن!
https://eitaa.com/joinchat/2359952890C58631f2ed5
عشقی بین دوتا دکتر😭❌👆
هدایت شده از گسترده مائو
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
#رد_قلم
__دکتر، CBC بیمار رو تکرار کنم؟
_بله.
_سیتیاسکن رو هم برای تأیید درخواست بدم؟
_بله.
_مشاوره قلب رو هم ثبت کنم؟
_بله.
_داروها طبق دستور قبلی ادامه پیدا کنه؟
_بله.
_پرونده رو ببندم؟
_بله.
_پس... شمارو برای خودم خواستگاری کنم؟
_بله...
چند ثانیه سکوت بینمون نشست...
سرش هنوز توی پرونده بود که یهو مکث کرد...
آروم سرش رو بالا آورد و با چشمای گرد شده نگام کرد.
_...صبر کن ببینم... چی گفتی؟!
لبخندمو جمع کردم و گفتم:
_دیگه دیر شد دکتر... شما خودتون گفتید «بله»...!
https://eitaa.com/joinchat/2359952890C58631f2ed5
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
#رد_قلم
_آقای راستین اینجوری خواستگاری کردن از یک خانوم درست نیست
_ سر کلاساتون باید خواستگاری میکردم دکتر؟
_ وای عجب رویی داری ها شما الان فقط باید به دوره های آموزشیتون توجه داشته باشید این سال آخری و نزارید بنده ازتون بگیرم
_نمیشه در کنار شما به دوره های آموزشی توجه داشته باشم؟
بابا لامصب چی قشنگ تر از این بگن استادش زنشه؟
https://eitaa.com/joinchat/2359952890C58631f2ed5