هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
_ تو ۵سال بچمو ازم مخفی کردی حالا با چه رویی برگشتی؟از جونت سیر شدی؟؟
با چشمایی که پر از ترس و بغض بود نگاش کردم و گفتم:
_اراس بچمون مریضیه، و تنها راه درمانش اینه که دوباره ازدواج کنیم و دوباره بچه دار بشیم!!!
کمی مکث کرد و گفت همین الان ازدواج میکنیم و دوباره بچه دار میشیم!!!!
https://eitaa.com/joinchat/2982413568C6b3979effb
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
دم گوشـش پچ زدم:
- حالا که اومدی بغـ..لـم.. بنظرت هنوزم خشنم خانـومم؟!
ترسیده آب دهنـ..شـو قورت داد ، بیشتر تو بغـ..لم قایـم شد و لـ.ب زد:
- بد اخلاقی.. دوستـام میگن چطور تحمل میکـنی تو بغـ..لش شوهرت انقـدر بازوهاش بزرگـــه؟!
ریز خندیـدم و غریدم: فیگـــور بیام برات قربونت بشــم؟!🤭🥹❤️🔥
https://eitaa.com/joinchat/2982413568C6b3979effb
تا ساعت 19 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گسترده مائو
🏷️بَنـدِه دَرحـآل دُزدیـنِ عَکـسآي ایـنْ چَنِـلْ😅💘
آخـه تـا حـالا عَـکس دُختَـراي بَسیـجي واسـه پُرؤفایـل پیـدا نمـیکَردَم❤️🩹
✰اَمـا اَز وَقتـي بـا ایـن چَنـل آشـنا شٔـدَم پُرُؤفـایلـام قَشَـنگ تَـر شُدهـه✰🪞💅
تؤعَـم بِجـاي گُذاشـتَن عَکسـاي بـي کیـفیت بیـا ایـنجا پُرؤفـایلـاتؤ زیـرُرؤ کُـن بـانـؤ🌀🌞
🚏،،𝓙𝓸𝓲𝓷 𝓾𝓼: https://eitaa.com/joinchat/227804831C5d0f1589f6
تـازه اِمـام زَمـان "عج" هَم از دیـدَنِ اِکانـتت خؤشحـال میـشه! 🤍🌚
هدایت شده از گسترده مائو
هدایت شده از گسترده لیــٰا/چهار ساعت بمونه
وی پی ان نداری پیـنـترست وصل کنی؟ ✯
بـیا اینجـا چـون پینترسـت اومـده ایتـٰا 🐟໑
𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘂𝘀:// https://eitaa.com/joinchat/3851748651C491f9a97e0
ازقشنگی عکسـاش نگم برآتت🧊✈️>> 𐙚𝁥
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
مشکل من دقیقاً همین بود؛ که از محیا بدم نمیاومد...
روز اولی که دیدمش، یه حسی بهم گفت نباید بهش نزدیک بشم.
برای همین سر کلاس بهش نگاه نمیکردم و اگر سؤالی هم میپرسید، کوتاه جواب میدادم.
حتی وقتی برای پروژهاش اومد دفترم، سعی کردم نفهمه دیدنش چقدر منو بههم میریزه.
هر طور بود ازش فاصله میگرفتم و فکر میکردم این بهترین راهه...
تا اینکه روز تحصن، دیدم مأمورها دارن به سمتش میرن.
نتونستم تحمل کنم؛ خودم رو بهش رسوندم و از بین جمعیت کشیدمش بیرون.
جون خودم رو به خطر انداختم، ثبرای نجاتش...
بعدها ازم پرسید چرا نجاتش دادم.
چطور میتونستم بگم تموم این مدت که فکر میکرد ازش متنفرم، داشتم با خودم میجنگیدم که دوباره عاشق نشم؟
❤️🔥 #تَـــله_در_تِـــهران
✍🏻 فاطمه ولینژاد
https://eitaa.com/joinchat/241500163Cc71fbec5c8
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
مرصاد! به خاطر شکست عشقی که خورده بود، از زمین و زمان فاصله میگرفت...
فکر میکرد با فاصله گرفتن میتونه جلوی احساسش رو بگیره.
تا حدی هم داشت درست پیش میرفت؛ تا اینکه پای جون همون آدم به میون اومد و باعث شد همهی اون فاصلهها رو فراموش کنه.
https://eitaa.com/joinchat/241500163Cc71fbec5c8
یک طرف قضیه مردی بود که سالها خودش رو از عشق دور کرده بود و طرف دیگه دختری که میخواست با مرد دیگهای ازدواج کنه...
اما ماجرا فقط یک مثلث عاشقانه نبود؛ اتفاقات امنیتیای در راه بود که زندگی همهشون رو زیر و رو میکرد.
«تله در تهران» رمان چاپیه که نسخهی اون رایگان در اختیارتون قرار گرفته.