eitaa logo
One Step Ahead
2.1هزار دنبال‌کننده
3 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از گسترده تام
با خجالت لب زدم: - ترمه مگه تو نگفتی که مغازه‌داره؟ پس چرا اینقدر بازو داره؟ گرخیدم به والله! ریز ریز خندید + خان داداشم علاوه بر اینکه مغازه‌داره، ورزشکار هم هست! بازوهاشو دیدی؟ از خجالت گفتم: - اره.. مشخصه که ورزشکاره! یهو صدای  سرد آیهان اومد + خانومم داری راجب بازوهای من نظر میدی؟ عه؟ و یهو ..🫢💢🍒 http://eitaa.com/joinchat/770704666Cb8d4ebfef4
هدایت شده از گسترده تام
😝💗🔐 - برا شوهرم ناز نکنم برای کی ناز کنم؟ کلافه تسبیحشو تکون داد: - برو عوض کن این پیرهن چین چینی رو وگرنه... با دلبری بغلش کردم: - من همون گزینه "وگرنه" رو انتخاب میکنم.. نگاه خاصی بهم انداخت و یهو...🔥❤️🙊 http://eitaa.com/joinchat/770704666Cb8d4ebfef4
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
سلام روانیم کردید بچه ها بسه😡🤬 دو روزه ما یک غلطی کردیم این لینکه چنل پرستار بی حـ"یا رو براتون گذاشتیم... روزی ۴۰ بار پیام میدید دوباره بزارش😤 برای دفه اخر میزارمش👇❌ • https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8 دخترااااا حمله🏃‍♀🔥 پسر نیاد ریمو میگنم 🤫😡🤬.
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
- کدوم بخش پرستاری میکنی؟ نگاهی به چهره خشن و جذابش کردم - بخش اطفال بی طاقت غرید: - من طفل مریضتم بهم برس.. نگاهی بهش کردم ، این کجاش طفل بود؟ - اشتباه اومدید باید برید بخش بزرگسالان! نچی کرد - تو فکر کن من دو سالمه .. فقط خودت باید بهم برسی ، میخوامت پرستار کوچولو.. با بهت بهش خیره شدم که..😱🔥🍃 https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8 تا ساعت 6 الی 12 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ‌⁴ ســـــاعـــــته‌ ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
🍷🌀 🌀🍷 صدای خش خش برگ هارو پشتم حس کردم که نشونه از قدم های فردی در پشتم بود ، سرعت قدم هام رو بیشتر کردم و سعی کردم فقط به جلو نگاه کنم ... با کشیده شدن دستم و چرخیدنم به سمت اون با دیدن دو چشم قرمـــــ..ـــــز خواستم جیــــــــــــ///ـــغی بکشم که دستش جلو دهـــــ/ـــ/ـــ/ــــنم قرار گرفت... چیزی نگفت و من رو کشید سمت ماشینی اونطرف ، با یه دستش دوتا دستمو شکار کرد ، تقـــــــــ///ــــــلا کردم که یهو برگشت و داد زد : یا میای یا آرواره های نامزد قشنگتو خورد کنم !!! وایی خدای من ، این واقعا ماهان بود ؟! سر تکون دادم که دستشو برداشت به جلو رفت ؛ اروم گفتم :ماهان ولم کن داری منو میــ...ـــترسونی چت شده؟؟ اما اون بدتر داد زد : نمیفهمی؟؟ نمیفهمی که مــــــــ.ــال منی؟ و خواهی بود!!! با عــــــ.ــــجز ادامه داد : تو نمیدونییی این حالم تقصیر توعه لعنتی !!! با تـــ..ـــــــرس لـــــــ//ـــب زدم : مگه چیکارت کردم؟ دوباره با عــ..ـــجز نگاهم کرد و ادامه داد: نتـــــ.ـــــرس لعــــــ..ــــنتی.. نتـــــ..ـــــرس از مــــــــ..ــن... نتـــــ..ـــــرس همه چیـــــ..ـــــزم !!! منو سفت در آغـــــ//ـــــوشــــــــــش گرفت با داد بابا...😰 https://eitaa.com/joinchat/1333134022C8352b9a0a6 اگه پارتش نبود لف بده!!😳📕 فصل اول رمان جرقه‌عشق‌نهفته !!🍷🌀❤️‍🔥
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ‌⁴ ســـــاعـــــته‌ ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
+بابا؟ خسته گفت: جان بابا +میچه موتاتو بِتَنَم؟(میشه موهاتو بِکَنَم؟) چشماش تا ته باز شده بود !!! ماهان : خدایاااااا کاش اون روز میرفتم تو کوچه میخوابیدم این چه نفرینیهههه!!! 😂💓👼🏻 https://eitaa.com/joinchat/1333134022C8352b9a0a6 پریماه:پسر کوچولو من کیه؟!👀🐥 ماهان : مممنننننننن !!!💞😋
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ‌⁴ ســـــاعـــــته‌ ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ‌⁴ ســـــاعـــــته‌ ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
· ִֶָ ⋆ گـــســـــتـــــرده ‌⁴ ســـــاعـــــته‌ ارکـــــیـــــدهִֶָ ᘎ · ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ - 9 صــــبــــح پـــــاک بـــــشـــــه !💆🏻‍♀️🕯 -30 دقـــــیـــــقه پـــــســـــت اخـــــر بـــــاشـــــه! 💆🏻‍♀️🕯