eitaa logo
One Step Ahead
2هزار دنبال‌کننده
4 عکس
1 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تبلیغات حنـا
داشتم از پله‌ها پایین می‌اومدم که یهو چشمم افتاد به یه پسر غریبه... چند لحظه نگاهمون به هم گره خورد. سرش رو پایین انداخت و گفت: _سلام... قلبم چنان می‌زد که صدای تپش‌هاش رو می‌شنیدم؛ اما منِ بیچاره حتی نتونستم جواب سلامش رو بدم! دویدم توی حیاط و یه نفس خودم رو رسوندم خونه. خدیجه تا منو دید، دلو آب از دستش افتاد ته چاه! _قَدم! چی شده؟ چرا رنگت پریده؟! ماجرا رو که براش تعریف کردم، زد زیر خنده: _فکر کردم عقرب نیشت زده... پسر ندیده! سرم رو پایین انداختم و از خجالت چیزی نگفتم... 😅❤️ https://eitaa.com/joinchat/241500163Cc71fbec5c8
هدایت شده از تبلیغات حنـا
این رمان خوندنی نیست ... 🎧 قراره صدای قدم‌ها، مکث‌ها، دیالوگ‌ها و حتی دستپاچگیِ «قدم» رو بشنوی؛ یه رمان صوتیِ نمایشی که صحنه‌هاش رو برات اجرا می‌کنن، نه اینکه فقط روایتش کنن. 👀 🎙️ اگه دوست داری قصه رو با گوشات ببینی، این یکی رو از دست نده... https://eitaa.com/joinchat/241500163Cc71fbec5c8
هدایت شده از بزن روی پیوستن بابلتی🤭 و موچی نوتلا تست کن
⊹ هـشـدار جـدی 🚨 ورود به اینجا ممکنه باعثِ خنده‌های بی‌دلیل، فرستادن ریلز برای رفیقات و گرفتار شدن توی «فقط آخریشو ببینم» بشه 🤡🍿 مـسـئـولـیـتِ خـنـده‌هـات دیـگـه بـا خـودتـه :› Jᴏɪɴ :https://eitaa.com/joinchat/458753705Cd881ddecda
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ‌⁴ ســـــاعـــــته‌ ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
❤️‍🔥🔥 کنار ساحل با خنده به آرتین نگاه می‌کـــ...ردم. با شیــ..طnت گفت: «نکنه از آب می‌ترsــ.ی؟» 😏 خندیدم: «من؟ عمـــ..راً! تو اول برو، منم میـــ.ام.» چند دقیقــــه بعد، وسط آب داشتیم باهم شoخـــ..ی و آب‌بازی می‌کردیم که آرتین چند متر ازم دوr شد. هنوز داشتم نگاhــ.ش می‌کردم که یهو موج بزرگی از راه رسید! 🌊🥶 «آرتین...؟!» آرتین سریع سمـــ..تم اومد و دســ..tم رو گرفت: «نگران نباش، من اینجام.» اما موج بعدی با شدت بهمون خورد و برای چند ثانیه از هم جdا شدیم... فقط صدای آرتین رو می‌شنیدم که وحشتt زده اسمم رو صدا می‌زد: «ساراااا!» داشتم نفــــ..s کم می‌آوردم که ناگـــ...هان... 🥶🥴💔 ✰𝙅𝙊𝙄𝙉: https://eitaa.com/joinchat/1362822832C7c0f69cc49 +جدیدترین رمان ایتا📎📕
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ‌⁴ ســـــاعـــــته‌ ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
❤️‍🔥🥶 چشمام رو که باز کردم، خودم رو توی آغــ..oش آرتین دیدم؛ محکم بغــ‌...لm کرده بود و نفسsنفـــ..s می‌زد... 😳💔 با صدای لرزون گفت: «فکر کردم از دســتت دادم، ســـ..ارا...» هنوز شوکــــه بودم که دسtـــ..ش رو دورم محkــ...م‌تر کرد و اجازه نداد ازش فاصــ....lه بگیرم. ❤️‍🔥 https://eitaa.com/joinchat/1362822832C7c0f69cc49 +👀💥 پارت بعدی قراره همه‌چیزو عوض کنه!
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ‌⁴ ســـــاعـــــته‌ ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
· ִֶָ ⋆ گـــســـــتـــــرده ‌⁴ ســـــاعـــــته‌ ارکـــــیـــــدهִֶָ ᘎ · ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ -ســـــاعـــــت 24 پـــــاک بـــــشـــــه !💆🏻‍♀️🕯 -20 دقـــــیـــــقه پـــــســـــت اخـــــر بـــــاشـــــه! 💆🏻‍♀️🕯