eitaa logo
One Step Ahead
2هزار دنبال‌کننده
3 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تبلیغات حنـا
_برای اولین سالگرد ازدواج‌مان سنگ تمام گذاشته و با هر چه به دستش می‌رسید، جشنی رؤیایی برایم گرفته بود. «این یک سال کنار تو چه زود گذشت!» _دنبال دلیلی بودم تا فرصتی برای یک عکس تک نفره با جشن پُر رنگ و لعابم پیدا کنم. _چنین عکس زیبا و پُر زرق و برقی فقط یک کپشن کوتاه طلب می‌کرد: «قشنگ‌ترین شبی که عشقم برام ساخت!» _استوری را ارسال کردم و از تصور حس حسادتی که به دل دوستان و دختران فامیل می‌افتد، زیر لب لبخندی زدم. _تا از اتاق بیرون آمدم، دیدم میان سالن پذیرایی خشکش زده و از نگاهش خون می‌چکد... _گوشی را با خشونت پرت کرد و با صدایی که از خشم، خَش افتاده بود، یک کلمه دستور داد:«پاکش کن!» _چادر را از سرم کشیدم، روی زمین پرت کردم و با کینه‌ای که از روز اول در دلم جا خوش کرده بود، کنایه زدم: «حسرت به دلم مونده یه لحظه اونجوری که دلم می‌خواد زندگی کنم...» _«غلط کردم! من نفهمیدم دارم وارد چه زندانی میشم ولی از این به بعد می‌دونم چی‌کار کنم!» _راه افتادم؛ این نخستین باری بود که می‌خواستم به قهر به خانۀ پدرم بروم. _با گام‌هایی بلند دنبالم دوید و یکبار دیگر، درست پشت در، دستم را کشید: «هرجا دوست داری، بگو خودم می‌برمت!» _در انتهای کوچه با پریشانی دنبال ماشین می‌دوید... _پیشانی‌اش از دانه‌های عرق پوشیده شده و حالا که یک‌بار دیگر چشم‌مان به هم افتاده بود، نمی‌خواست به همین سادگی از دستش بروم. «تا برنگردی من خیالم راحت نمیشه...» https://eitaa.com/joinchat/241500163Cc71fbec5c8 عاشقانه‌ای امنیتی
هدایت شده از تبلیغات حنـا
عشقی که روزهای اول فقط تظاهر بود... اما هر چه گذشت، خالص‌تر شد. از روزی که سحر حجاب استایل شد تا شبی که محمد کم آورد: «چرا کاری با من کردی که دیگه هیچ راهی نداشته باشم؟...» تا لحظه‌ای که موشک با یک دیوار فاصله، به اتاق سحر خورد... باید به نام شرکت محمد، صدها پهپاد وارد تهران می‌شد. و چه تله‌ای بهتر از سحر؟... https://eitaa.com/joinchat/241500163Cc71fbec5c8 این رمان چاپ شده است.
هدایت شده از گسترده مائو
[ کَسی نمیدونهٔ ، ولي من هَمیشهٔ پینترستئ ترین لوآزم آرایِشی و مراقبَتی هآ و رؤتین هامو رؤ با کَمترین قِیمت ؤ بِهترین کِیفیَت از اینجآ میخَرم🧖‍♀. ] 𝗝𝗼𝗶𝗻=𝙿𝚒𝚗𝚝𝚎𝚛𝚎𝚜𝚝𝚒 𝚜𝚑𝚘𝚙
هدایت شده از گسترده لیــٰا/چهار ساعت بمونه
✨️ ی دیالوگ تو ی فیلمی بود که میگف: «دوست داشتن آدما ربطی ب كنار هم بودنشون نداره». ✨️ߊ‌ܭَܘ‌دنبال‌ܭܝ݆ߺܢܚ݅ن‌و ܢ̣ࡅ࡙و هاے مودے ܩࡅ࡙گردی‌ بیاگل‌ برگܣߊ‌ܨ ܢ̣ܣߊ‌ری ذهنتو بخون🫠💗 مطمئنم‌حسو حالت‌خوب‌میشه عضو شو https://eitaa.com/taranombahar21 ܭܝ݆ߺܢܚ݅ࡍ߭❥ · · • • • ✤ • • • · · · · • • • ✤ • • • ·
هدایت شده از گسترده لیــٰا/چهار ساعت بمونه
ᅠ𓆇 ☀️ ⊹ 🌸 𓂃 🪞 ꒱ یه روزی به عقب برمی‌گردی و می‌بینی بزرگ‌ترین تغییرات زندگیت، از همون روزهای ساده شروع شدن؛ روزهایی که هیچ معجزه‌ای اتفاق نیفتاد، اما تو ناامید نشدی. گاهی قهرمان بودن یعنی بی‌سروصدا، دوباره شروع کنی؛ بدون تشویق، بدون اطمینان، فقط با این باور که ادامه دادن، خودش یه پیروزیه. ꒱๑ˊˋ๑꒰🌷☆✨ 👇انگیزه زندگی بزن روش https://eitaa.com/taranombahar21
هدایت شده از گسترده لیــٰا/چهار ساعت بمونه