هدایت شده از ˒ گستـرده⁴ساعتـهتـٰابـان🌞 ˓
پاتوق دخترای وینتیج و سبک کلاسیک؛
از خوندن جمله هاش خسته نمیشم🛐
𝗷𝗼𝗶𝗻:https://eitaa.com/joinchat/3352625987C3e398cf90a
میخوای#استوریهات خاصباشن؟!✨
ترندترین تکست استوری و آهنگا رو اینجا میتونی پیدا کنی فقط با این چنللل💀
#موزیکای آخر شبتو از اینجا بردار⋆˙
هدایت شده از بزن روی پیوستن بابلتی🤭 و موچی نوتلا تست کن
ســت با دوسـتات/خـواهرت 🥹🩷
◟𝗝𝗈𝗂𝗇𝗨𝗌 𝇁𝇃𝇂 ׂ : @fati_151
هدایت شده از گسترده مائو
[دخـتـر خانومای خاص پسند و ترند اینجا جوینن] 🍒❤️
𓍯𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘂s : 𝗵𝘁𝘁𝗽𝘀://𝗲𝗶𝘁𝗮𝗮.𝗰𝗼𝗺/𝗷𝗼𝗶𝗻𝗰𝗵𝗮𝘁/𝟮𝟵𝟭𝟮𝟭𝟱𝟵𝟰𝟬𝟵𝗖𝗱𝟮𝟯𝟮𝟴𝗰𝗯𝟲𝟴𝟲
^ میگی چـرا؟ چـون ك بـٰاکـیـفـیـت تـریـن و تـرند تـریـن ِ اکـسـسـوری هـا و لوازم تحریر هارو داره بـرو تـا اکـسـسـوری هـای ِ تـرنـد دارن مـیـبـرن ِ🍡🍥
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
- - عربهه؟
+ هوم
- پس نونت تو روغنه بچه!
سرخ شده بهش خیره شدم.
- فقط بخاطر درمان بابام باهاش ازدواج کردم هیچ پول دیگه ای ازش نمیخوام..
یهو یه صدای مردونه ای رنگ از رخسارم پرید:
- هرچی دارم و ندارم مال تیناست کافیه فقط شرطمو قبول کنههه..😁‼️
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
*تینـا ۱۷ سالهای که شیـخعرب روش کــ..راش میزنههه👻✨**
- بخاطر بابام زنت شدم وگرنه من کجا! عربستان کجا .
مردونه خندید:
+ فعلا عاشق همین مرد عرب شدی سومین بچشوهم بارداری فسقلی🥹🤣
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
تا ساعت 24 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
- تپلی!!
+ خب!؟
- لباس عروس تنت نمیشه!!
+ خب چرا !؟
- چون میخواستم عقدت کنم پرستار کوچولو ...
با شنیدن حرفش شوکه شدم سریع گفتم
+ خب میگیم بدوزن ...
پوزخندی زد که بعد ...🔥🙊❌🌿
https://eitaa.com/joinchat/3537765887C6244c2a2e0
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
نگاش روم چرخید
-زن جوونی که هیکلش انقدر تو چشمه، به درد پرستاری نمیخوره.
با شیطنت نگاهش کردم
-به درد چی میخوره؟
-به درد این که عقد رئیس خشنش بشه ...
با شنیدن حرفش شوکه شدم که یهو ...🔥❌
https://eitaa.com/joinchat/3537765887C6244c2a2e0
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
+ تو همون خبرنگاری که اسممو تو همه خبرها کشوندی؟
- و تو همون گلفبازی که فکر میکنه هیچوقت نمیبازه؟
+ من باخت بلد نیستم طوطی کوچولو.
- جالبه چون اینبار حریفت منم.
+ حریف؟ شو*ری که حتی نشناختیش
- چییی؟
بازوم رو محکم گرفت:
+ احمق من *وهرتم، منو لو بدی اول از همه خودت نابود میشی🤫📵
https://eitaa.com/joinchat/3537765887C6244c2a2e0
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
+ تو خبرنگاری یا دشمنم؟
- فرقی داره شوهر جونم؟ وقتی قراره بازنده باشی.
+ تو خونه خودم تهدیدم میکنی نمیترسی که ازت وارث بخوام😏👶🏻🔥
https://eitaa.com/joinchat/3537765887C6244c2a2e0
هدایت شده از تبلیغات حنـا
_برای اولین سالگرد ازدواجمان سنگ تمام گذاشته و با هر چه به دستش میرسید، جشنی رؤیایی برایم گرفته بود.
«این یک سال کنار تو چه زود گذشت!»
_دنبال دلیلی بودم تا فرصتی برای یک عکس تک نفره با جشن پُر رنگ و لعابم پیدا کنم.
_چنین عکس زیبا و پُر زرق و برقی فقط یک کپشن کوتاه طلب میکرد:
«قشنگترین شبی که عشقم برام ساخت!»
_استوری را ارسال کردم و از تصور حس حسادتی که به دل دوستان و دختران فامیل میافتد، زیر لب لبخندی زدم.
_تا از اتاق بیرون آمدم، دیدم میان سالن پذیرایی خشکش زده و از نگاهش خون میچکد...
_گوشی را با خشونت پرت کرد و با صدایی که از خشم، خَش افتاده بود، یک کلمه دستور داد:«پاکش کن!»
_چادر را از سرم کشیدم، روی زمین پرت کردم و با کینهای که از روز اول در دلم جا خوش کرده بود، کنایه زدم:
«حسرت به دلم مونده یه لحظه اونجوری که دلم میخواد زندگی کنم...»
_«غلط کردم! من نفهمیدم دارم وارد چه زندانی میشم ولی از این به بعد میدونم چیکار کنم!»
_راه افتادم؛ این نخستین باری بود که میخواستم به قهر به خانۀ پدرم بروم.
_با گامهایی بلند دنبالم دوید و یکبار دیگر، درست پشت در، دستم را کشید:
«هرجا دوست داری، بگو خودم میبرمت!»
_در انتهای کوچه با پریشانی دنبال ماشین میدوید...
_پیشانیاش از دانههای عرق پوشیده شده و حالا که یکبار دیگر چشممان به هم افتاده بود، نمیخواست به همین سادگی از دستش بروم.
«تا برنگردی من خیالم راحت نمیشه...»
https://eitaa.com/joinchat/241500163Cc71fbec5c8
عاشقانهای امنیتی