هدایت شده از گسترده مائو
[دخـتـر خانومای خاص پسند و ترند اینجا جوینن] 🍒❤️
𓍯𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘂s : 𝗵𝘁𝘁𝗽𝘀://𝗲𝗶𝘁𝗮𝗮.𝗰𝗼𝗺/𝗷𝗼𝗶𝗻𝗰𝗵𝗮𝘁/𝟮𝟵𝟭𝟮𝟭𝟱𝟵𝟰𝟬𝟵𝗖𝗱𝟮𝟯𝟮𝟴𝗰𝗯𝟲𝟴𝟲
^ میگی چـرا؟ چـون ك بـٰاکـیـفـیـت تـریـن و تـرند تـریـن ِ اکـسـسـوری هـا و لوازم تحریر هارو داره بـرو تـا اکـسـسـوری هـای ِ تـرنـد دارن مـیـبـرن ِ🍡🍥
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
- - عربهه؟
+ هوم
- پس نونت تو روغنه بچه!
سرخ شده بهش خیره شدم.
- فقط بخاطر درمان بابام باهاش ازدواج کردم هیچ پول دیگه ای ازش نمیخوام..
یهو یه صدای مردونه ای رنگ از رخسارم پرید:
- هرچی دارم و ندارم مال تیناست کافیه فقط شرطمو قبول کنههه..😁‼️
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
*تینـا ۱۷ سالهای که شیـخعرب روش کــ..راش میزنههه👻✨**
- بخاطر بابام زنت شدم وگرنه من کجا! عربستان کجا .
مردونه خندید:
+ فعلا عاشق همین مرد عرب شدی سومین بچشوهم بارداری فسقلی🥹🤣
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
تا ساعت 24 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
- تپلی!!
+ خب!؟
- لباس عروس تنت نمیشه!!
+ خب چرا !؟
- چون میخواستم عقدت کنم پرستار کوچولو ...
با شنیدن حرفش شوکه شدم سریع گفتم
+ خب میگیم بدوزن ...
پوزخندی زد که بعد ...🔥🙊❌🌿
https://eitaa.com/joinchat/3537765887C6244c2a2e0
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
نگاش روم چرخید
-زن جوونی که هیکلش انقدر تو چشمه، به درد پرستاری نمیخوره.
با شیطنت نگاهش کردم
-به درد چی میخوره؟
-به درد این که عقد رئیس خشنش بشه ...
با شنیدن حرفش شوکه شدم که یهو ...🔥❌
https://eitaa.com/joinchat/3537765887C6244c2a2e0
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
+ تو همون خبرنگاری که اسممو تو همه خبرها کشوندی؟
- و تو همون گلفبازی که فکر میکنه هیچوقت نمیبازه؟
+ من باخت بلد نیستم طوطی کوچولو.
- جالبه چون اینبار حریفت منم.
+ حریف؟ شو*ری که حتی نشناختیش
- چییی؟
بازوم رو محکم گرفت:
+ احمق من *وهرتم، منو لو بدی اول از همه خودت نابود میشی🤫📵
https://eitaa.com/joinchat/3537765887C6244c2a2e0
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
+ تو خبرنگاری یا دشمنم؟
- فرقی داره شوهر جونم؟ وقتی قراره بازنده باشی.
+ تو خونه خودم تهدیدم میکنی نمیترسی که ازت وارث بخوام😏👶🏻🔥
https://eitaa.com/joinchat/3537765887C6244c2a2e0
هدایت شده از تبلیغات حنـا
_برای اولین سالگرد ازدواجمان سنگ تمام گذاشته و با هر چه به دستش میرسید، جشنی رؤیایی برایم گرفته بود.
«این یک سال کنار تو چه زود گذشت!»
_دنبال دلیلی بودم تا فرصتی برای یک عکس تک نفره با جشن پُر رنگ و لعابم پیدا کنم.
_چنین عکس زیبا و پُر زرق و برقی فقط یک کپشن کوتاه طلب میکرد:
«قشنگترین شبی که عشقم برام ساخت!»
_استوری را ارسال کردم و از تصور حس حسادتی که به دل دوستان و دختران فامیل میافتد، زیر لب لبخندی زدم.
_تا از اتاق بیرون آمدم، دیدم میان سالن پذیرایی خشکش زده و از نگاهش خون میچکد...
_گوشی را با خشونت پرت کرد و با صدایی که از خشم، خَش افتاده بود، یک کلمه دستور داد:«پاکش کن!»
_چادر را از سرم کشیدم، روی زمین پرت کردم و با کینهای که از روز اول در دلم جا خوش کرده بود، کنایه زدم:
«حسرت به دلم مونده یه لحظه اونجوری که دلم میخواد زندگی کنم...»
_«غلط کردم! من نفهمیدم دارم وارد چه زندانی میشم ولی از این به بعد میدونم چیکار کنم!»
_راه افتادم؛ این نخستین باری بود که میخواستم به قهر به خانۀ پدرم بروم.
_با گامهایی بلند دنبالم دوید و یکبار دیگر، درست پشت در، دستم را کشید:
«هرجا دوست داری، بگو خودم میبرمت!»
_در انتهای کوچه با پریشانی دنبال ماشین میدوید...
_پیشانیاش از دانههای عرق پوشیده شده و حالا که یکبار دیگر چشممان به هم افتاده بود، نمیخواست به همین سادگی از دستش بروم.
«تا برنگردی من خیالم راحت نمیشه...»
https://eitaa.com/joinchat/241500163Cc71fbec5c8
عاشقانهای امنیتی
هدایت شده از تبلیغات حنـا
عشقی که روزهای اول فقط تظاهر بود...
اما هر چه گذشت، خالصتر شد.
از روزی که سحر حجاب استایل شد
تا شبی که محمد کم آورد:
«چرا کاری با من کردی که دیگه هیچ راهی نداشته باشم؟...»
تا لحظهای که موشک با یک دیوار فاصله، به اتاق سحر خورد...
باید به نام شرکت محمد، صدها پهپاد وارد تهران میشد.
و چه تلهای بهتر از سحر؟...
https://eitaa.com/joinchat/241500163Cc71fbec5c8
این رمان چاپ شده است.
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
سلام روانیم کردید بچه ها بسه😡🤬
دو روزه ما یک غلطی کردیم این لینکه چنل پرستار بی حـ"یا رو براتون گذاشتیم...
روزی ۴۰ بار پیام میدید دوباره بزارش😤
برای دفه اخر میزارمش👇❌
•
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
دخترااااا حمله🏃♀🔥
پسر نیاد ریمو میگنم 🤫😡🤬
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
- کدوم بخش پرستاری میکنی؟
نگاهی به چهره خشن و جذابش کردم
- بخش اطفال
بی طاقت غرید:
- من طفل مریضتم بهم برس..
نگاهی بهش کردم ، این کجاش طفل بود؟
- اشتباه اومدید باید برید بخش بزرگسالان!
نچی کرد
- تو فکر کن من دو سالمه .. فقط خودت باید بهم برسی ، میخوامت پرستار کوچولو..
با بهت بهش خیره شدم که..😱🔥🍃
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
تا ساعت 6 الی 12 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸