هدایت شده از گسترده مائو
˖ ࣪ ‹🩵 ࣪─ ◟𝐖࣭ꫀᒪ𝗖꯭𝗈𝗆︎ 𝗧᥆ 𝐌࣪𝗒 𝖢𝗵ᥲ𝗻𝗇︎𝗲𝗹 ᳣
☆این چنل همه چیز رو در مورد حامیم گذاشته!💁🏻♀
از ویدیو های کمیاب گرفته تا تاریخ پخش موزیک ها.
حتی هر چند وقت یه بار به ممبراش هم به قید قرعه بلیط کنسرت رایگان هدیه میده🙂↕️
🫐<𝗝꯭𝘰᪾𝗶𝘯᳟∶ @ihaamim762
خوشحال میشم به چنلمون سر بزنی:)
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
میرابم !میشناسی من رو ...
بزرگ این محلم صاحب چند دهنه حجره تو بازار تا به امروز هیچ زن و دختری نتونسته نظر من رو جلب کنه !!!
چرا ؟؟؟چون هیچ کس دل من رو نلرزونده !
الان با تو این نصفه شبی تو کوچه ها آواره با پای برهنه و تن یخ زده باید چه کار کنم ؟؟؟؟
تو قاموسم نیست که یه مظلوم رو رها کنم تو ذاتم نیست به دختر نامحرم تو خونه ام راه بدم🚫
پس بزار تو کوچه یخ بزنم و بمیرم چون تو به خونه برنمیگردم ‼️
https://eitaa.com/joinchat/1762723434C71b2ce47eb
میراب معروف به میرغضب پهلون محل بین آبروی خودش و پناه دادن به دختر آواره باید یکی رو انتخاب کنه ....
رمان پر از هیجان میرغضب با محدودیت عضو گیری 🔥🔥🔥
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
+ من رو سگ نکن بچه، مثل اینکه نمیدونی زن کی شدی نه؟ تو ناموس میراب خان شدی.. کسی که یه تریلی اسمشو نمیکشه
+نمیزارم گناه من رو گردن بگیری
نزاشت حرف رو تموم کنم و یکدفعه .....
https://eitaa.com/joinchat/1762723434C71b2ce47eb
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
نفس عمیقی کشیدم و کوتاه و بدون حس گفتم: جات خالیه دیگه.
احساس کردم باز هم لحnش تغییر کرد! شاید غمگین شد یا شاید هم من داشتم اشتباه میکردم!
از پشت تلفن زمزمه کرد:
"دلارامم نمیداند که چون دور است دیدارش
به جانم آتش افتادهست و او را نیست پندارش"
از اونجایی که نمیتونست چهرهام رو ببینه، گذاشتم لبخند با خیال راحت روی لبم بشینه. جواب دادم: تا کی میای؟
https://eitaa.com/joinchat/2597848206C40a3f95098
این رمان با پارت اولش غوغا کرد❤️🔥
بنر واقعی❗️
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
· ִֶָ ⋆ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــدهִֶָ ᘎ · ִֶָ ᥴ⃘ᦱ
ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ
- 9 صــــبــــح پـــــاک بـــــشـــــه !💆🏻♀️🕯
-30 دقـــــیـــــقه پـــــســـــت اخـــــر بـــــاشـــــه! 💆🏻♀️🕯
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
#رمان_هیجانی_متفاوت🔥🌸
آهسته لـ//ب زد :
_ اجازه میدی بغـ/لت کنم ؟!
ترسیده بزاق دهـ/نش فرو داد.
_ حاج آقا یعنی ...ایرادی نداره که شما منو بغ/ل کنی ...
خندید گفت
_ محرم شدی عزیزی دلم سه هفته ست توی یه خونه ایم و عقدمی من الان دارم موها قشنگتو میبینم
با شیطنت نگاهم کرد که ....🌿🙈🌸⛔️
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
- من میخوام عروس شم.. منو بگیر!
خندید:
- فسقلی هنوز 10 سالته واسه عروس شدن زوده..
به پسر 15 ساله همسایه نگاه کردم که شیطون خندید:
- زود بزرگ شو.. خودم میام عقدت میکنم برات لباس پرنسسی میخرم و...
•• 7 سال بعـد ••
- بهت که گفته بودم میگیرمت فسقلیچه.. 🍬🔥👀
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
تا ساعت 6 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸