هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
نفس عمیقی کشیدم و کوتاه و بدون حس گفتم: جات خالیه دیگه.
احساس کردم باز هم لحnش تغییر کرد! شاید غمگین شد یا شاید هم من داشتم اشتباه میکردم!
از پشت تلفن زمزمه کرد:
"دلارامم نمیداند که چون دور است دیدارش
به جانم آتش افتادهست و او را نیست پندارش"
از اونجایی که نمیتونست چهرهام رو ببینه، گذاشتم لبخند با خیال راحت روی لبم بشینه. جواب دادم: تا کی میای؟
https://eitaa.com/joinchat/2597848206C40a3f95098
این رمان با پارت اولش غوغا کرد❤️🔥
بنر واقعی❗️
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
· ִֶָ ⋆ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــدهִֶָ ᘎ · ִֶָ ᥴ⃘ᦱ
ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ ִֶָ ᥴ⃘ᦱ
- 9 صــــبــــح پـــــاک بـــــشـــــه !💆🏻♀️🕯
-30 دقـــــیـــــقه پـــــســـــت اخـــــر بـــــاشـــــه! 💆🏻♀️🕯
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
#رمان_هیجانی_متفاوت🔥🌸
آهسته لـ//ب زد :
_ اجازه میدی بغـ/لت کنم ؟!
ترسیده بزاق دهـ/نش فرو داد.
_ حاج آقا یعنی ...ایرادی نداره که شما منو بغ/ل کنی ...
خندید گفت
_ محرم شدی عزیزی دلم سه هفته ست توی یه خونه ایم و عقدمی من الان دارم موها قشنگتو میبینم
با شیطنت نگاهم کرد که ....🌿🙈🌸⛔️
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
- من میخوام عروس شم.. منو بگیر!
خندید:
- فسقلی هنوز 10 سالته واسه عروس شدن زوده..
به پسر 15 ساله همسایه نگاه کردم که شیطون خندید:
- زود بزرگ شو.. خودم میام عقدت میکنم برات لباس پرنسسی میخرم و...
•• 7 سال بعـد ••
- بهت که گفته بودم میگیرمت فسقلیچه.. 🍬🔥👀
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
تا ساعت 6 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸