هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
رم.ان تازه تاسیس شده ی ...:
𝓖𝓸𝓭 𝓸𝓯 𝓹𝓪𝓲𝓷 •|• خـבاے בرב
(بردیا)
اون مال منه....
مطلق به منه ..
همیشه مال منه و هست ...
اینقدر تصاحبش میکنم تا یه بچه ل.عنتی تو وجودش بزارم ...
توجه :❗️🔞
دارای پآرت های ص////حنه دار...♨️
حمایت؟!
https://eitaa.com/joinchat/2251359928C40d0201250
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
- جرمت چیه دختردایی؟!
با پررویی زبون در آوردم:+ بتوچه..
جا خورد و اخم کرد:- من پلیسم بچه جان..
شونه ای بالا انداختم :+ هرخری ک میخوای باش..
نیشخندی زد:- میدونستی زبون درازی جلوی پلیس جرمه؟! دلت آب خنک زندان میخواد؟
بغ کردم و آروم لب زدم:+ فقط چندتا شیرینی و پشمک برداشتم.. خیلیم خوشمزه بود دلت بسوزه..
قهقهه ای زد:خیلی خب خانوم دزده ..مجازاتش اینه که عقدت کنم تا لپای قشنگت ک با آبنبات شیرین شده رو بکشم🥹🎀🍭
https://eitaa.com/joinchat/1116340572C697cbf4a4e
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
- اگه دستبندمو باز نکنی جی* میزنمم
جناب سروان کلافه گفت:+ باز نمیکنم تا رئیس بیاد..
ج*غ زدم:- رئیست چه خریه دیگه؟! باز کن اعصاب ندارماا
اینو گفتم که مرد کت شلواریِ آشنایی رو توی چهارچوب در دیدم و حرفمو خوردم که نیشخندی زد:+ من خرم دختردایی؟! جرمت چیه هوم؟
سرمو پایین انداختم و سروان با خنده گفت:- قربان دزدیدن پشمک و آبنبات..🥰🤣🍭
https://eitaa.com/joinchat/1116340572C697cbf4a4e