هدایت شده از گسترده مائو
˖ ࣪ ‹🩵 ࣪─ ◟𝐖࣭ꫀᒪ𝗖꯭𝗈𝗆︎ 𝗧᥆ 𝐌࣪𝗒 𝖢𝗵ᥲ𝗻𝗇︎𝗲𝗹 ᳣
☆این چنل همه چیز رو در مورد حامیم گذاشته!💁🏻♀
از ویدیو های کمیاب گرفته تا تاریخ پخش موزیک ها.
حتی هر چند وقت یه بار به ممبراش هم به قید قرعه بلیط کنسرت رایگان هدیه میده🙂↕️
🫐<𝗝꯭𝘰᪾𝗶𝘯᳟∶ @ihaamim762
خوشحال میشم به چنلمون سر بزنی:)
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
+عدنان!!! اوی با توام ها!!
گیج خواب چشماشو باز کرد و بهم نگاه کرد هوم کشیده ای گفت
+پاشو عدنان باید بریم واسه زایمان
خوابالو نشست و سر تکون داد گفت
_ آره...آره...باید بریم
همونجور نشسته شروع کرد به چرت زدن
حرصی بالشو برداشتم و محکم کوبیدم تو صورتش و ج*غ کشیدم
+ بچه داره میاد عدنان بلند شوووووو
ترسیده از جا پرید و خواست بدوعه سمت کیف بیمارستان که پاش گیر کرد به پتو و مستقیم پرت شد سمت من و....🫢🤣🔥
https://eitaa.com/joinchat/1116340572C697cbf4a4e
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
ـــــ چرا خان؟
ـــــ دنـیـــــز...
صدای فریادش باعث شد چشم ببندم
ـــــــ بگو چیزایی که شنیدم دروغه...
بغض میون گلوم رو قورت دادم ـــــ و اگه بگم راسته...
خون از چشماش بیرون میریخت انگار،
دستش بالا اومد و من تنها به چشماش خیره موندم و خدا میدونه اون جرعت رو از کجا اوردم...
منتظر یک سیلی جانانه و شکستن این پرده نازک محبت بینمون بودم اما به جاش دست پشت سرم گذاشت و منو جلو کشید و... 🤭🤫
.
https://eitaa.com/joinchat/2915566395C0beba291b3
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
ـــــ چرا خان؟
ـــــ دنـیـــــز...
صدای فریادش باعث شد چشم ببندم
ـــــــ بگو چیزایی که شنیدم دروغه...
بغض میون گـ.لوم رو قورت دادم
ـــــ و اگه بگم راسته...
خون از چشماش بیرون میریخت انگار،
دستش بالا اومد و من تنها به چشماش خیره موندم و خدا میدونه اون جرعت رو از کجا اوردم...
منتظر یک سـ.یلی جانانه و شکستن این پرده نازک محبت بینمون بودم اما به جاش دست پشت سرم گذاشت و منو جلو کشید و... 🤭🤫
.
https://eitaa.com/joinchat/2915566395C0beba291b3
تا ساعت 24 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم