هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
ـــــ چرا خان؟
ـــــ دنـیـــــز...
صدای فریادش باعث شد چشم ببندم
ـــــــ بگو چیزایی که شنیدم دروغه...
بغض میون گلوم رو قورت دادم ـــــ و اگه بگم راسته...
خون از چشماش بیرون میریخت انگار،
دستش بالا اومد و من تنها به چشماش خیره موندم و خدا میدونه اون جرعت رو از کجا اوردم...
منتظر یک سیلی جانانه و شکستن این پرده نازک محبت بینمون بودم اما به جاش دست پشت سرم گذاشت و منو جلو کشید و... 🤭🤫
.
https://eitaa.com/joinchat/2915566395C0beba291b3
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
ـــــ چرا خان؟
ـــــ دنـیـــــز...
صدای فریادش باعث شد چشم ببندم
ـــــــ بگو چیزایی که شنیدم دروغه...
بغض میون گـ.لوم رو قورت دادم
ـــــ و اگه بگم راسته...
خون از چشماش بیرون میریخت انگار،
دستش بالا اومد و من تنها به چشماش خیره موندم و خدا میدونه اون جرعت رو از کجا اوردم...
منتظر یک سـ.یلی جانانه و شکستن این پرده نازک محبت بینمون بودم اما به جاش دست پشت سرم گذاشت و منو جلو کشید و... 🤭🤫
.
https://eitaa.com/joinchat/2915566395C0beba291b3
تا ساعت 24 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
شاپور وقتی عاصی بچه رو به دنیا آورد اونو انداخت تو کوچه 😢
دختره بعد چندسال برمیگرده تا بچهش رو پس بگیره ولی شاپور ازدواج کرده و ...❌🔥
https://eitaa.com/joinchat/1116340572C697cbf4a4e
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
نگاهی به میز انداختم تا چیزی کم و کسر نباشه...
ـــــ اشوان تو کاری زن جماعت نداشتی که، این دوشیزه کیه پس؟
دسته صندلی رو محکم فشردم، میتونم قسم بخورم صدای پوزخندشو شنیدم...
ـــــ نکنه زن گرفتی و به ما نگفتی؟
ـــــ زن؟... اون خدمتکارمه، عمارت به یک کُلفت نیاز داشت....
اشکای پشت پلکامو به زود جمع کردم، چرا هر روز یک شکلی میشه پس اون همه زمزمه عاشقانه....
ــــــ کلفت؟... برای کلفتی زیادی خوبه، من خریدارم... بدش به من!
شوکه برگشتم سمتشون که اشوان با چشمایی که خون ازشون بیرون میزد سمتش هجوم برد....
https://eitaa.com/joinchat/2915566395C0beba291b3
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
ــــــ نظرت چیه بغـ..لت کنم و اونقد فشارت بدم که تموم دلـ..بریات بریزه؟
با ناز خندیدمو کتشو بالا بردم تا بپوشه
ـــــــ فعلا رحم کنین به من بیچاره، دیرتون نشه اقا...
جلو اومد به حدی که فاصله ای بینمون نموند و کنار گوشم پچ زد
ــــــ قربونت بره این اقای فلک زده که دل براش نزاشتی دل...برم...
سر کج کردم
ـــــ قلب و دلت که مال منه از چی شکایت داری اقامون؟
کت رو از دستم گرفت و انداخت روی مبل
ـــــ نه، امروز کار مهم تری دارم...
قبل از اینکه بپرسم چی جلو اومد و 🤭🤫
https://eitaa.com/joinchat/2915566395C0beba291b3
تا ساعت 14 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم