هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
_بشین موهات شونه کنم خانوم کوچولوم.
با چشمای گرد شده گفتم:
_آقا سیروان ممکنه یکی ببینه.
اخمی کرد.
_شونه کردن موهای همسرم جرمه؟
بشین خوشگله موهات برات شونه بزنم تا خودم با زور متوصل نشدم.
یواش نشستم که شروع به شونه زدن کرد و... 🥰😭🦋
https://eitaa.com/joinchat/4077651195C1ed2b0507e
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
_چه معنی میده داداشم بیاد تو آشپزخونه باهات ظرف بشوره؟
چشمام گرد شد.
_من داشتم ظرفا رو می شستم ساواش خودش اومد گفت بزارم کمک کنه...
اخمی کرد با حرص مشت رو اپن کوبید.
_نه آرام اینجور نمیشه باید این عقد کوفتی رسمی کنیم تا تورو از چنگم درنیاوردن. نامزدی جمع... پیش به سوی عروسی!!
با حرفش مات مونده بودم که...🥵🌆
https://eitaa.com/joinchat/4077651195C1ed2b0507e
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
رها، دختر ۲۰ ساله و بسیار زیبایی بود که در فقر زندگی میکرد.
یک روز پدرش گفت:
— باید با کامران ازدواج کنی.
کامران مردی ۴۰ ساله، ثروتمند و سرد بود.
رها با گریه گفت:
— من نمیخوام!
اما ازدواج اجباری انجام شد.
شب عروسی، کامران فقط نگاهش کرد و گفت:
— نترس... منم این ازدواج رو نمیخواستم.
رها نمیدانست این مرد سرد، قرار است بزرگترین عشق زندگیاش شود. 🤭
میخوای ادامشو بخونی؟
https://eitaa.com/joinchat/1239090706Cdf0800b716
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گسترده مائو
ادمین میخوام 🌀🖇✨
شرایط سخت نیست 💙🫐
.ادمین فعالیت(هر روز ۱۰ تا پست از حامیم بزاره ، اگر روزی هم نتونست مشکلی نیست)
.ادمین چالش(هر ۳ روز یکبار چالش بزاره)
.ادمین تایپوگرافی (هر دو روز یکبار ۱۰ تا تایپو گرافی بزاره)
.ادمین بیو(هر روز ۱۰ تا بیو بزاره)
.ادمین تایم (صبح بخیر و شب بخیر بزاره ، تایم های رند رو هم بزاره)✅
.ادمین درخواستی(درخواستی های داخل ناشناس رو بزاره)
.ادمین گزارش کنسرت(هر موقع کنسرتی باشه ، گزارش بده)
.ادمین اصکی(چنل های دیگه رو چک بکنه ببینه کسی اصکی رفته یانه)
𝗠𝗲: @Ht_7691🌀🫐
𝗰𝗵𝗮𝗻𝗲𝗹: @ihaamim762💙🦕
هدایت شده از گسترده مائو
بنر و ریپ ساعت ۸ و نیم پاک بشه .
زودتر پاک نشه فعالیت هم مجازه.
ربع ساعت پست اخر.
گسترده مائو
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
وقتی خطرناکترین پسر دانشگاه بهت پیشنهاد میده عقدم شو تا از دست پدرت نجات پیدا کنی بعدش طلاقت میدم ولی بعدش نظرش عوض میشه و تو هم جرات نمیکنی مخالفت کنی😐👊🏻
- نیک من میخوام برگردم خوابگاه؟!
خوابآلود بهم نزدیک شد.
+ تو زنمی، وقتی خونه داری حق نداری این موقع شب جای دیگه بخوابی..
- آخـ... آخه قرار بود جدا شیم.
اخماش تو هم رفت و عصبی گفت:
+ نشنیدم چی گفتی یه بار دیگه تکرارش کن!🥵🌶️
https://eitaa.com/joinchat/4077651195C1ed2b0507e
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
- ببخشید شما قـــندی؟
با پیچیدن صدای مردونهای برگشتم سمتش و با دیدن هیکل درشتش گفتم:
- بله قندم! مراقب باشین شیرینی زیادیم نزنه به دلتون.
جلو جلو اومد گفت:
- شیرینیتو کارو خودشو کرد و زد به دلم! منم که عاشقه قند و شیرینیام اگه امروز جلوی تمومه روستا عقدت نکنم ارسلان خــــــان نیستم دخترجون.
ترسیده خواستم عقب برم که....🫢❤️🔥❕
https://eitaa.com/joinchat/4077651195C1ed2b0507e
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
من لِنام
دختری از جnس غم
دختری از جnس اشک
وقتی ۱۱سالم بود مادرمو از دست دادم
واین موضوع اسیب بدی به پدرم زد و باعث شد خودشو ببازه و مع٭tاد بشه
روزام با دانشگاه رفتن و کار کردن میگذشت
و شبام با کt...ک خوردن و ازشدت گریه بی...هoش شدن
تا اینکه توی ۱۸سالگی دیدمش
فکر میکردم میتونم بهش تکیه کنم
اما اونم بخاطر وضعیت پدرم تحقیرم کرد و ولم کرد
داشتم با دوریش و نبودش میساختم که دوباره دیدمش
اما اینبار در قالب استاد دانشگام که تمام همکلاسیای دخترم جونشون براش در میرفت و .......
https://eitaa.com/joinchat/1913718533C9979636a70
فندق استاد برگشتهههه
هدایت شده از · ִֶָ ⋆ ᥴ⃘ᦱ گـــســـــتـــــرده ⁴ ســـــاعـــــته ارکـــــیـــــده · ִֶָ ᘎ
با یه چهره سrخ از عصبaنیت بالا سرم وایساده بود
از شدت عصبaنیت بلند بلند نفس میکشید و مشتاشو میفشُرد
از ترس اشک تو چشمام جوشید
اومد سمتم و همونطور که روی زمین بودم شروع کرد به ل..گd زدن به پ..اها و په.لو هام و من تنها کاری که تونستم بکنم این بود که دستامو جلوی صورتم بگیرم
ل.بمو گاز گرفتم که مبادا جی..غm دربیاد و همسایه ها بفهمن
انقد کtک خورده بودم که دیگه داشتم بیهوش میشدم که یهو نور یه ماشین خورد تو چشمم
سرمو اروم بلند کردم
اون.......😱😱
https://eitaa.com/joinchat/1913718533C9979636a70