eitaa logo
One Step Ahead
2هزار دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از گُـستࢪدههیل̍ماه . ³سـاعتبمونـہ ֢
بعد از پنج سال برگشتم. برگشتم‌پیش اون استادی که عاشقش شدم، زن شدم. حالا برگشته بودم، در حالیکه که دختربچه ۴ ساله‌ش توی بغلم بود و اون امشب عروسیش بود.باید عروسیش رو به عزا تبدیل ميکردم. من و دخترم مالک تمام آرمین بودم https://eitaa.com/joinchat/4136502886C9ae2b6cf91
هدایت شده از گُـستࢪدههیل̍ماه . ³سـاعتبمونـہ ֢
تیزی چاقو رو روی گردنم حس کردم و صدایی که آروم در گوشم غرید صدات در بیاد خلا صت میکنم حالا دیگه از عقد با من فرار می‌کنی برای بودن با این آره تو اول رفتی یادت رفته من از بچگی برای تو بودم اولویت اول من تو بودی اما تو دوراتو زدی و آخرین انتخابت من بودم حالا اما آخرین انتخاب من تو نیستی . - کیه آخرین انتخابت اون سرگرده آره من عاشق سرگرد تهرانی شدم - اون فقط دنبال بابات اگه پیداش کنه کارش تموم کار هممون تمومه مهم نیست اون حالا بابای بچه منه با صدایی که از پشت اومد برگشتم که با آرمین متعجب روبه رو شدم شاید اونم نمی‌خواست از دختر کسی که میخواست دستگیرش کنه بچه داشته باشه با صدای بلند شلیک و افتادن آرمین https://eitaa.com/joinchat/4136502886C9ae2b6cf91
هدایت شده از گُـستࢪدههیل̍ماه . ³سـاعتبمونـہ ֢
آرمـیـن پلیس مخـفی‌ای کـه خـودشو جـای استـاد جـا زده تـا دست بزرگتـرین خـلافکار شهر رو رو کنه امـا اگـه بـزرگترین خـلافکار شهر یه دختر کوچولوی د..لبر داشته باشـه...😈📵 https://eitaa.com/joinchat/4136502886C9ae2b6cf91