هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
بعد از پنج سال برگشتم.
برگشتمپیش اون استادی که عاشقش شدم، زن شدم.
حالا برگشته بودم، در حالیکه که دختربچه ۴ سالهش توی بغلم بود و اون امشب عروسیش بود.باید عروسیش رو به عزا تبدیل ميکردم.
من و دخترم مالک تمام آرمین بودم
https://eitaa.com/joinchat/4136502886C9ae2b6cf91