هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
عمران دستمو ول کن عـ00ـوضــی!
با چشمای سـ0رخ شده بهم خیره شد:
+ واسه زن من خواستگار اومده؟!
ترسیده نفسی کشیدم:
- عمران کسی نمیدونه که من زنـ0تم
عربده زد:
+ د تقصیر توعه بی شرفه دیگه وقتی خبر ازدواجتو با حامـ00ـله شدنت به خان عمو دادم اون وقت دیگه کسی جرات نمیکنه به ناموس عمران حتی نگاه نکنه😮💨🔥❗️
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
تا ساعت 14 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
_من از روستا زن نمیگیرم!
مادرم با عصبانیت گفت:
_تو بیخود میکنی؛ رفتی فرنگ درس بخونی که اخلاقت اینجوری شه؟!
میگیری خوبم میگیری..
کلافه رو گرفتم، که یهو گفت:
_دختره رو آوردم برام سرُم بزنه؛ بیا نگاهش کن شاید خوشت اومد!
سیگارم و روشن کردم؛ که همون لحظه یه دختر خوشگل و...😝⁉️🏞
https://eitaa.com/joinchat/757859521Caef8616504
وقتی از خارج میای و با دیدن یه دختر ساده و معصوم..🥰❌
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
_من مثل زن اولت نیستم فاتح، هیجده سالمه.. دلم یه ش*هره پایه میخواد!
وحشی نگاهم میکرد
بعد عقد حتی دستمم نگرفته بود!!!
که گفتم:
_یه دختر خوشگل و جذاب گرفتی که نگاهشم نکنی؟! زن اولت حق داشت طلاق بگیره چ..
حرفم با قدمی که برداشت نصفه موند و..🫣⁉️⭕️
https://eitaa.com/joinchat/757859521Caef8616504