هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
- چشمات شرارتو ف*یاد میزنه!
نچی کردم
+ وا حاجی، من چیکار تو یکی دارم؟ توام ترسیدیها...
با اخم گفت
- باز چه اشی برای من پختی؟ باز قراره چه بلایی سرم بیاری؟
خونسرد گفتم
- هیچی مامانت گفتم بیام خواستگاریت برای پسرم، منم قبول کردم
با حرص گفت
+ غلط کردی، من نمیخوام یه عمر بدبخت باشم🤣🥹🫶
https://eitaa.com/joinchat/1489110176C423544232a
شو*ر کمه، ناراضی هم باشه باید بگی🙏🏽💘