اونجا؛
@Ooneja
13
دنبالکننده
227
عکس
0
ویدیو
0
فایل
مشاهده در ایتا
پیوستن
اونجا؛
13 دنبالکننده
دانلود
اونجا؛
هدایت شده از
منمینویسمتوبخوانی.
شما در یک کافه قدیمی عاشق یک عابر عظیمی میشید اما ایشون نه دیگه باید فکر کنید و در ذرهبین سرچ کنید چطور یک عابر را عاشق خود کنم 😉
اونجا؛
هدایت شده از
منمینویسمتوبخوانی.
شما ابتدا خیلی از هم بدتون میاد و سایه هم رو با تیر میزنید ولی در یک روز پاییزی دقیقا زمانی که برگ های درختان شروع به ریزش میکرد شما تصمیم میگیرد که این دشمنی رو کنار بذارید و باهم دوست باشید و زمانی که اون میخواد بهت ابراز علاقه کنه تو میگی "قربونت داداشی" 😉
اونجا؛
هدایت شده از
منمینویسمتوبخوانی.
عشق شما از داخل یک گلفروشی شروع میشه و با یک شاخه گل دلت رو بدست میاره 😉
اونجا؛
هدایت شده از
منمینویسمتوبخوانی.
شما یه نوه خالهی دایی عمه دارین که در سال ۱۴۱۲ به خواستگاری شما میاد اگه میخواین که زمانش زود تر بشه عدد ۱۲ رو کامنت کنین 😉
اونجا؛
هدایت شده از
منمینویسمتوبخوانی.
شما توی جنگل باهم آشنا میشد دقیقا اونجایی که خرس میخواست شما رو تیکه پاره کنه ولی اون با یه مشت خرس رو از پا درمیاره😉
اونجا؛
هدایت شده از
منمینویسمتوبخوانی.
عشق شما در کشور دوست و زن دایی به نام کره جنوبی اتفاق میافته. دقیقا مثل دراما البته از نوع پنت هوسش😉
اونجا؛
هدایت شده از
منمینویسمتوبخوانی.
شما و آقایی عضو گروه شمشیر زنان مبارز هستین و توی همون گروه هم عاشق هم میشد اما دست سرنوشت ایشون رو از شما میگیره 😉
اونجا؛
هدایت شده از
منمینویسمتوبخوانی.
شما توی راهپیمایی ۳۱ بهمن هم دیگه رو میبینید و عاشق هم میشید اما اون تا بیاد در قهوهای سفید رنگ خونتون رو پیدا طول میکشه 😉
اونجا؛
هدایت شده از
منمینویسمتوبخوانی.
شما پیوندتون رو توی آسمون ها بستن فقط باید صبر کنی تا بدنیا بیاد 😉
اونجا؛
هدایت شده از
منمینویسمتوبخوانی.
شما همسایه هستین ولی خودتون خبر ندارین یه روز که میره اشغال بذاره سر کوچه هم رو میبینید عاشق هم میشید 😉
اونجا؛
هدایت شده از
منمینویسمتوبخوانی.
شما دوست دوران کودکی هستید در مهد کودک لاله که بعد در خیابون شبنم با یک شاخه گل رز از شما طلب غلامیتون رو میکنه 😉
اونجا؛
هدایت شده از
منمینویسمتوبخوانی.
شما در یک مهمانی ایشون رو میبینید ولی چون خیلی سرد رفتار میکرد ازش خوشتون نمیاد اما نمیدونین که اون فقط با شما خوبه 😉
مطالب بعدی