هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/mami1122
خانه شما همچون خانه های قدیمی با دیوار های گلی و پنجره های بلند و رنگارنگ است؛ دیوار هایی که در اواسط تابستان با آب تَر میشدند و یک تنه خانه را خنک میساختند. خانه ای با فرش های قرمز اصیل ایرانی هنگامی که پرتوی نور از شیشه ها عبور میکند و خود را بر روی فرش میاندازد. خانه ای با درختان قد به فلک کشیده نارنج و نارنگی. خانه ای با حوضی کوچک وسط حیاط، خانه ای آرام در انتهای یک بنبست قدیمی.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/Pooky0
خانه شما مانند آلبوم خاطرات است؛ ساده اما با ارزش، آلبومی با پوسته آبی رنگ و طرح طبیعت. شاید ظاهر ساده ای داشته باشد اما پر از خاطرات خوب و ارزشمند است. ارزشش به اندازه تمام روز های زندگیست. هر روز خانهشما همانند اوراق پلاستیکیای است که خاطرات ثبت شده را مابین خود نگه داشته و حافظ آن هاست.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/aiylaa
خانه شما سرشار از زندگیست؛ سرشار از مشغولیت هایی برای زیستن، آرام اما پر تلاطم. ساده اما در عین حال شلوغ. خانه شما حس زنده بودن دارد؛ حس تلاش برای زیستن، تلاش برای بهتر شدن. خانه شما مانند کوله پشتی همیشه همراه است؛ کوله ای که هرچه بخواهی میتوانی در آن بیابی.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/vhtxdshco
خانه شما همچون کلبه ایست بر روی بالا ترین نقطه کوهستان. با اطرافی مملو از رنگ سبز و شاید در کنار دریاچه آب های نقرهای گرین گیبلز. خانه ای کوچک اما پر ماجرا همانند ماجرا های کتاب آنشرلی؛ خانه ای پر از طبقه که هرکدامشان یک روایت را بازگو میکنند.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
@nahange52HZ
خانه شما همچون دفتر برنامه ریزی های یک دختر نوجوان است؛ دفتری با جلد سبز و شاید طرح کاکتوس، دفتری پر از مکعب های تیک خورده و جملاتی برای ادامه مسیر، خانه شما سراسر آموزش است، آموزش چگونه میتوان زندگی را دوست داشت. چگونه میتوان زندگی کرد. چگونه میتوان بی چشم داشتی عشق ورزید.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/mahaaaa87
خانه شما یک خیابان است پر از بازار های جادویی؛ خیابانی که عطر گل فروشی محا آن را پر کرده است. خیابانی پر از درختان زیتون که شاخ برگ آن ها پلی زیبا بنا کرده اند، خیابانی پر از درختان گیلاس و شکوفه هایی معلق در هوا. خانه شما آرامش را به مهمان هایتان تزریق میکند.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/lraniy
خانه شما یک موکب است؛ موکبی با عطر چای در روز های محرم. موکبی ساده که بعد از نیمه های شب تسکین دهنده قلب ناآرام بندگان خدا میشود. موکبی با آویز پرچم های مشکی و قرمز و مداحی استاد کریمی.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
@bahar_naranj274
از ابتدای ورود عطر بهارنارنج بینی ام را قلقلک داد و روحم را نوازش؛ خانه شما مانند حیاط خانه آقاجون است، حیاطی وسیع که شاخ و برگ درخت چند ساله نارنج جای جایش سایه ساخته؛ حیاطی با صدای پرندگان و مرغ و خروس های عزیزجون. حیاطی با صدای زنجیر های قدیمی تابی که آقاجون برای مغز میوه هایش آویزان کرده است.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/reyvaa8
خانه شما حس و حال آینه را دارد؛ همانند آینه انگار میتوان خودمان را در آن ببینیم، همانند آینه صاف و بی ریا؛ چطور بگویم انگار زندگی خودمان است اما جای ما کس دیگری روایت میکند؛ خانه شما حس خودمانی بودن را دارد انگار که خانه خودمان است.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
@mohito_o
خانه شما را از خیلی وقت ها پیش میشناسم؛ انگار خانه ای پر از اتاق های مخفی که تمامش را از بر باشم، سراسر خانه را دیوار نوشت ها پر کرده است، خانه برای دورهمی های یواشکی و دوستانه، خانه ای برای راحتی ذهن و آرامش خیال. خانه ای که بیست و چهارساعت روز در آن کارتون پخش میشود و صدای خندهایمان لابهلای دیوار هایش به رقص درمیآیند.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/joinchat/4043965354C0443b655d3
خانه شما همانند کمد دیواری درون اتاقم است؛ همان کمدی که نجات دهنده من در روز های تلخ است، کمدی پر از کشو های گوناگون که هرکدامشان دنیایی جدید دارند. کمدی که مملو از خاطرات ارزشمند است مملو از دلیل هایی برای زندگی.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
@little_storm
خانه شما همچون دفترچه خاطرات است؛ دفترچه ای که واو به واو روز های یک دختر نوجوان در آن هک شده باشد. دفترچه خاطراتی که هر صفحه آن با یادگاری هایی پرشده باشد. دفترچه ای که تا همیشه بر روی میز کنار تخت قرار میگیرد و بعد از هر اتفاق اول به سراغ آن میرویم.