هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
@mohito_o
خانه شما را از خیلی وقت ها پیش میشناسم؛ انگار خانه ای پر از اتاق های مخفی که تمامش را از بر باشم، سراسر خانه را دیوار نوشت ها پر کرده است، خانه برای دورهمی های یواشکی و دوستانه، خانه ای برای راحتی ذهن و آرامش خیال. خانه ای که بیست و چهارساعت روز در آن کارتون پخش میشود و صدای خندهایمان لابهلای دیوار هایش به رقص درمیآیند.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/joinchat/4043965354C0443b655d3
خانه شما همانند کمد دیواری درون اتاقم است؛ همان کمدی که نجات دهنده من در روز های تلخ است، کمدی پر از کشو های گوناگون که هرکدامشان دنیایی جدید دارند. کمدی که مملو از خاطرات ارزشمند است مملو از دلیل هایی برای زندگی.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
@little_storm
خانه شما همچون دفترچه خاطرات است؛ دفترچه ای که واو به واو روز های یک دختر نوجوان در آن هک شده باشد. دفترچه خاطراتی که هر صفحه آن با یادگاری هایی پرشده باشد. دفترچه ای که تا همیشه بر روی میز کنار تخت قرار میگیرد و بعد از هر اتفاق اول به سراغ آن میرویم.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/tajer_nomon
خانه شما مرا به یاد کتابخانه میاندازد؛ کتابخانه ای مملو از کتاب با قفسه هایی به رنگ و طرح چوب، کتاب هایی با ژانر های گوناگون، کتاب هایی با آموزه های متفاوت و دوست داشتنی. گشتن در خانه شما برام حکم قدم زدن لابهلای قفسه های کتابخانه را دارد، خانه شما پر از عطر ورق های کتاب نوست.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/merikhhh
خانه شما برایم یادآور دیواری از اتاقم است؛ دیواری که با ریسه های چراغ و عکس های روزم تزئین شده باشد. دیواری که خاطرات روزم را ثبت میکند و هر شب قبل خواب ساعت ها به آن خیره میشوم.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/zirnoormah
خانه شما برایم حکم آن دورهمی های بزرگانه را دارد؛ دورهمی هایی که در آن چای با بیسکوئیت میخوریم در باره روزمان و مملکتمان حرف میزنیم؛ دورهمی هایی که بر روی صندلی هایی در کافه تکیه زده ایم و پا روی پا انداخته ایم و در انتظار دمنوشمان هستیم، دورهمی هایی که پای ثابتشان سیاست است و سوال اصلی آن "چرا اینجوری شد".
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/irandokht0110
خانه شما مرا به یاد آلبوم هایی از خاطرت حضرت آقا میاندازد. انگار خانه ای قدیمی باشد که وقف آثار حضرت آقا شده باشد. خانه ای با دیوار های آجریِ قدیمی و در های جوبی، خانه ای پر از عطر چفیه آقا. خانه ای با دیوار های طویل و مملو از قاب عکس های رهبری.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/star_180
شما باید عاشق عکاسی باشید؛ عاشق ثبت روزهایتان، عاشق تثبیت خاطراتتان اما نه به صورت نوشته بلکه به صورت تصویر. خانه شما مرا به یاد روز های آخر خرداد ماه میاندازد؛ روز های پر از خستگی با چاشنی ادامه دادن. روز هایی شاید ظالم که در پس آن یک دنیا راحتیست.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/belllelovelyyyy
خانه شما برای من حکم یک لیوان شیر و توتفرنگی را دارد، همانقدر خنک و صورتی. مخلوطی محبوب و دوست داشتنی درست مثل خودتان؛ یادم میآید اولین دیدارم با خانه شما تنها یک جمله در ذهنم تکرار شد "وای چقدر صورتی".
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/The_hanine
خانه شما همانند یک نوار ویدیوئیست. نواری شاید قدیمی اما عزیز برای ثبت خاطرات. نواری که خاطرات و تلاش های دختری جوان را ظبط و نگه داری میکند؛ دختری که تصمیم دارد تسلیم نامردی های دنیا نشود و دست بر زانو نهاده از جای بلند شود.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/so_lllll
اینجا برایم حکم بهار را دارد؛ زیبا و دوست داشتنی، ماندگار و امیدبخش. خانه شما بوی شکوفه های سیب میدهد بوی روز های آرام اردیبهشت. خانه شما امید دهنده است همانند روز های ابتدایی فروردین. خانه شما هم روز های آفتابی دارد هم شب های تار همانند روز های آخر خرداد ماه.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/like_4
خانه شما مرا یاد کودکان تازه راه افتاده میاندازد؛ کودکانی که تازه رنگ زندگی دیده اند. کودکانی با روحی لطیف و بویی یادآور بهشت؛ کودکانی آرام و امید بخش؛ کودکانی با قلبی پاک و پر از مهر د محبتی بی ادعا.