eitaa logo
اونجا‌؛
13 دنبال‌کننده
227 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/Teeateaa چه آبیست اینجا؛ انگار که می‌خواهد یادآور روز های خوبی باشد که قرار است بیایند؛ انگار که می‌خواهد بگوید زنگی جریان دارد.
https://eitaa.com/joinchat/2253981219Cdcbdd97e2c اینجا من هنرمندم را بیدار می‌کند؛ اینجا گوشه خاک خورده ذهنم را که مشغول نگه داری از ذوق هنریست می‌تکاند و شور و شوق هنرمند بودن را ارزانی میدهد‌.
https://eitaa.com/mowfagiat اینجا برایم حس و حال روضه دارد؛ روضه های خانگی. روزه هایی با عطر چای و صدای روضه خوان که برایمان از ظلم دنیا و مظلومیت بندگان می‌گوید.
https://eitaa.com/dokhahar اینجا چشم و گوش باز می‌کند؛ اینجا رگ غیرت را تحریک میکند، اینجا قلب میهن دوستم را به تپش وا می‌دارد؛ خانه شما انگار مکتبیست با استادی خبره.
https://eitaa.com/ha_ava مگر می‌شود این میزان هنرمندی همه یکجا و در یک نفر؟ این خانه باید خانه هنر نام میگرفت خانه ای سرشار از ذوق هنرمندی زیبا و تلاشگر. اینجا من خسته را نیز از جا بلند می‌کند.
https://eitaa.com/sabzakbanoo اینجا انگار خانه ایست چند متری که برای تنها یک نفر طراحی شده باشد؛ خانه ای که جز چند جعبه کتاب و لیوانی چای چیز دیگری نیاز ندارد. خانه ای که نقطه امن یک نفر شده است و در آن به راحتی از روزش سخن می‌گوید.
@DARVAGGG اینجا را دوست دارم چون برایم شعر میخواند، اینجا همچون دستگاه پخش موسیقیست که پس از اتمام یک نوا خود به خود نوای دیگری برایم پخش می‌کند. اینجا را دوست دارم چون عطر شعر و قهوه باهم تنیده شده اند.
https://eitaa.com/MAVAa_128 اینجا برایم یادآور سفر راهیان نور است؛ یادآور خنده های مسیر رفت و دلتنگی مسیر بازگشت. خنده های به هنگام فرار و گریه های به هنگام گفتن از خاطرات شهدا.
@Mahas_colorful_world میزبان این خانه چه هنرمندانه دست به قلم می‌زند؛ گویی قلم را آفریدند تا لا‌به‌لای انگشتان ایشان به رقص درآیند.
https://eitaa.com/joinchat/1384513647C59e171f7a2 اینجا بوی نسیم صبحگاهی و صحبت های درگوشی با خدا را می‌دهد؛ یادآورد نماز های دور از چشم دیگران و در و دل های یواشکی‌ست. اینجا برای یادآور نماز صبح است.
https://eitaa.com/joinchat/255787895C64c09df772 این خانه برایم حکم دورهمی های دوستانه را دارد؛ شب نشینی هایی با رفقای چند ساله، دورهمی هایی که تو را از چرخش ایام و روزگار غافل می‌سازد و شیرینی دوستی را بر زبانت خوش می‌آورد.
@baftani_ariel کوچک تر که بودم مادرم برایم داستانی تعریف کرد از خانه ای که در و دیوار هایش همه از کاموا بود؛ خانه ای که سقفش را نخ های در هم تنیده شکل داده بودند؛ خانه ای نرم و گرم با رنگ های به زیبایی رنگین کمان. انگار مادرم این جا را برایم به تصویر کشیده بود.