هنوز همونجام اما میخندم. همون نقطه. همون جای ثابت. اما میخندم. واقعا میخندم. از تهِ قلبم میخندم. و وقتی که میخندم ، از ترکهای قلبم گل رشد میکنه. آخرش دور میشم ، از جایی که خونهمه ، اما میخندم. از ته دلم میخندم.
" She still gives her entire heart and secretly believes in magic, and that's probably why she has that much pain. "
قلب کدامین الهه را در خود نگه داشتهای که چنین عاشقانه خیره شوند به شاخ و برگت؟
تو نتونستی درک و دوست داشته بشی پس به جاش سعی کردی همیشه بقیه رو درک کنی و دوست داشته باشی تا شاید یکم از اون عشق به سمت خودت برگرده، اما نه تنها هیچوقت برنگشت بلکه بیشتر از قبل درونت رو پوچ و بی معنی کرد.