"پیامهایذخیرهشده"
_
از فصل باران های شور انگیز میترسم
بیزارم از پاییز، از پاییز میترسم
هر بار گفتی «دوستت دارم» دلم لرزید!
من از دروغ مصلحت آمیز می ترسم..
هدایت شده از خضرآء
ماهاییكهساداتنیستیمدلمونبهشما
گرمهخانومامالبنین ..
ارهخلاصه ؛
منازتو ، وپسرتخیلیحاجتگرفتم ؛
سید محمدرضا نوشه ورنماهنگ یکی ما رو ببره کربلا.mp3
زمان:
حجم:
2.8M
میزنم ام البنین رو صدا
کاش به دادم برسه این شبا
حال من خیلی خرابه فقط
یکی ما رو ببره کربلا..
"پیامهایذخیرهشده"
ماهاییكهساداتنیستیمدلمونبهشما گرمهخانومامالبنین .. ارهخلاصه ؛ منازتو ، وپسرتخیلیحاجتگر
من مادری کردن حضرت امالبنین(س) رو توی بیابونای منتهی به کربلا به چشم خودم دیدم..
اونجایی که دوسال پیش، پیاده روی اربعین بود؛ چندین ساعت بود که راه رفته بودیم و خسته بودیم ولی به طرز عجیبی هیچ موکبی پیدا نمیشد که جا داشته باشه و اگرم بود بشدت گرم بود!
نمیدونم چیشد که یه لحظه به ذهنم رسید ده تا صلوات نذر خانوم امالبنین کنم..
هنوز ده تا رو کامل نفرستاده بودم که یه مرد عرب سر راهمون اومد و با اصرار مارو به خونش برد
وقتی رسیدیم، تازه فهمیدم چه خبر شده؛
ما اون شب رو توی شهرک مخصوص خادمای حرم علمدار، خونه خادم حرم حضرت اباالفضل(ع) به صبح رسوندیم:)
از این ماجراها تو زندگیم کم نبوده..
خلاصه که مادر اباالفضل(ع) خیلی واسه من مادری کرده... امالبنین مادرمه:)
"پیامهایذخیرهشده"
_
اندر دل من درون و بیرون همه اوست
اندر تن من جان و رگ و خون همه اوست