eitaa logo
"پیام‌های‌ذخیره‌شده"
44 دنبال‌کننده
625 عکس
139 ویدیو
3 فایل
شبی از میان این همه درد امید می‌روید؛ و تو گمان می‌کنی که پایان است، ناگهان خدا همه چیز را درست می‌کند:)
مشاهده در ایتا
دانلود
آن‌روز اگر فهمیده بودم برنمیگردی آن خنده‌های آخرت را قاب میکردم ...
دل شکستی و شبی یک نفر از جنس خودت خنده‌ایی تلخ به چشمان ترت خواهد زد ...
آخرین منزلِ ما، کوچهٔ سرگردانی‌ست در به در، در پی گم کردنِ مقصد رفتیم ...
عطر تلخت باز هم پیچیده در اشعار من ... مثل سِیلی ریخته بر پیکر آوارِ من!
آخـریـن بـاری کــه قـبل از دل بــریـدن دیـدمـش حرف خیلی بود و فرصت کم، فقط بوسیدمش(: _فرامرز عرب عامری
دلتنگی درد ِعجیبی‌ست؛ گویی خواهی مرد، اما نمیمیری . . .
رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد ... دلشوره ی ما بود، دل آرام جهان شد در اوّل آسایش مان سقف فرو ریخت هنگام ثمر دادن مان بود خزان شد! زخمی به گل کهنه ی ما کاشت خداوند اینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد آنگاه همان زخم، همان کوره ی کوچک، شد قلّه ی یک آه، مسیر فوران شد با ما که نمک گیر غزل بود چنین کرد با خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شد ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم یعقوب پسر دید، زلیخا که جوان شد جان را به تمنّای لبش بردم و نگرفت گفتم بستان بوسه بده، گفت گران شد یک عمر به سودای لبش سوختم و آه روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد! یک حافظ کهنه، دو سه تا عطر، گل سر رفت و همه ی دلخوشی ام یک چمدان شد با هر که نوشتیم چه ها کرد به ما گفت مصداق همان وای به حال دگران شد ... _حامد عسکری
هنگام ثمر دادنمان بود خزان شد . . .