این دل دیوانه و یادت میان جزوه ها ...
عاقبت منجر به یک افت معدل میشود!
بیصدا خیره به عکست شدهام ساعت هاست،
کاش تصویرِ تو جان داشت مرا میفهمید🚶♂. . .
از زمستان تا ته مرداد با یادت گذشت ...
آمدم کم کم فراموشت کنم؛ پاییز شد!
خودمانیم! ولی مزهی تلخی دارد ...
عشق بی بودنِ تو، آش دهنسوزی نیست!
_محسنانشایی
شبیه شیشه بود، اما شکستن را نمیفهمید
تمام درد اینجا بود؛ او من را نمیفهمید . . .🚶♂
_علیصفری
رسمش نبود عاشق کنی اما نمانی پای من
مرهم که نه، زخم شوی بر تکتکِ اعضای من!💔
هی لا به لای جزوههایم نقش میبندد
غیر ارادی اسمِ «تو»؛ عاشق شدم انگار!
از نگاهِ رویِ تو دل سیر می گردد مگر؟
آخر آدم با تو باشد پیر می گردد مگر؟
با نگاهی قلبِ من را کرده ای مالِ خودت
شهر با یک حمله ای تسخیر می گردد مگر؟
لحظهی دیدارِ عکست نیز خشکم می زند
بی طناب، این دست و پا زنجیر می گردد مگر؟
عاشقم باشی، نباشی، سرد باشی یا که گرم ...
حس عاشق لحظه ای تغییر می گردد مگر؟
در میان حسِ من، هر واژه عاجز مانده است
آتش دل با سخن تعبیر می گردد مگر؟!(: