"پیامهایذخیرهشده"
من از شروع ماجرا به انتها رسیده ام . . .
Alireza Ghorbani4_5846170395094293173.mp3
زمان:
حجم:
12.7M
در آن غروبِ سردِ خزان؛
تو را صدا زدم که بمان!
ولی تو ناشنیده گرفتی...
مرا محکم بغل کن
زنده خواهم شد به آسانی،
که گرمای تنت برگردش خونم اثر دارد:)
به چشمهایم زل زد و گفـت:
باهم درستـش میکنیم
چه لذتی داشت این باهم . . .
حتی اگر باهم
هیچ چیزی هم درسـت نمیشد:))
Erfan Tahmasbi4_6023636545389465578.mp3
زمان:
حجم:
8.1M
عاشق تر از آنم غیر از تو بخوانم:)
من نمی خواهم بمانم غیر تو با هیچ کس
یا شما، یا تو عزیزم یا خودت یا هیچ کس!
تورا هیچوقت آرزو نخواهم کرد!
تو را لحظه ای خواهم پذیرفت
که با دل خود بیایی،
نه با آروزی من . . .
میتپد این روزها قلبم برای یک نفر
خواب را دزدیده از من چشمهای یک نفر...
«زندگی یعنی چه؟» پای این سوال فلسفی
صاف و ساده مینویسم:«خندههای یک نفر»
کاش بین من و او فاصله اجبار نبود...
یا اگر بود، دگر این همه بسیار نبود!
غرق در جاده شدیم و نرسیدیم به هم؛
مشكل از فاصله نیست جاده هموار نبود
قلب من پر شده بود از سبدی شعر و غزل،
فقط افسوس مرا ، فرصت اقرار نبود!
جرم او كشتن احساس و غزلهای من است
خاک روی غزلی ریخت که بیمار نبود؛
اشک می ریزم و هی بغض فرو میبرم از
فال تلخی كه در آن ، میل به دیدار نبود!
خـواستم در دل آشفتهی من خانه كند
كاش بـر روی دلـم ، كـوه غـم آوار نبود
سال ها بـا دل من عـشق هوس بازی كرد؛
عـشق هـم بـا دل ما ثـانـیـه ای یار نبود...
دوستش دارم و عـالم ، هـمه جا باخبرند!
حـیف و صد حـیف دگر مهلت انكار نبود
مـاه مـن، بـاز بـیا چهـرهی خود را بنما؛
وعدهی ما بـه خدا ایـن همه آزار نبود!
_مرتضی بابایی