دو هواییم؛ دمی صاف و دمی بارانی
ما همانیم، همانی که خودت میدانی
پیشبینی شدنِ حال من و تو سخت است
دو هواییم، ولی بیشترش طوفانی
آخرین مقصد تو شانهی من بود؛ نبود؟
گریه کن هرچه دلت خواست، ولی پنهانی
شاید این بار به شوق تو بتابد خورشید
رو به این پنجرهی در شُرُف ویرانی...