"پیامهایذخیرهشده"
– این چنین دلبرانه
میانِ دشت قدم نزن؛
بُگذار خورشید،
حواسش به آفتابگردان ها باشد…
حوصلهات که سر میرود،
با دلم، با دوست داشتنم، بازی نکن!
من در بی حوصلگی هایم، با تو زندگی ها کردهام.
Hushang Ebtehaj & Alireza Ghorbani4_5828018437372252108.mp3
زمان:
حجم:
6.5M
بی چاره دل که غارت عشقش به باد داد..
ای دیده خون ببار که این فتنه کار توست!
"پیامهایذخیرهشده"
_
او استکانِ چایی خود را نخورد و رفت
بغضِ مرا بهدست غزلها سپرد و رفت
گفتم نرو! بمان! قسمات میدهم ولی..
تنها بهروی حرفِ خودش پا فشرد و رفت
گفتم که صد شمار بمان تا ببینمت
یک خنده کرد و تا عدد دَه شمرد و رفت
یعنی به قدر چای هم ارزش؟ نه، بیخیال..
او استکانِ چایی خود را نخورد و رفت…
"پیامهایذخیرهشده"
ساعت دیواری؛ ساعت دیواری؛ من عزیزم رفته، تو چرا بیداری؟
به قول ِآقای ِچاوشی؛
من نمیخواستم بره
این کلافهام کرده
زندگیمو میدم
که فقط برگرده..