از تبِ غیرت ندیدم آتشی جانسوزتر ...
او کنارم بود و من با دیگران میدیدمش
_فاضل نظری
تهمت نالایقی بر ما زدی رفتی، قبول
در پیِ لایق برو، ما هم تماشایش کنیم!
میگفت:
همیشه یه کم حقیقت پشت "شوخی کردم"
یه کم آگاهی پشت "نمیدونم"
یه کم احساس پشت "مهم نیست"
و یه کم درد پشت "خوبم" وجود داره.
"پیامهایذخیرهشده"
از لحاظ روحی نیاز دارم بشنوم:
ماي بارد . . . ماي بارد
إشرب ماي بارد یا زاير