"پیامهایذخیرهشده"
_
با بعضیا کنار خیابونم بشینی بهت خوش میگذره،
مهم آدمشه!
من سرم را شیره میمالم که یادت نیستم،
پشت حجم بیخیالی دوستت دارم هنوز :)
"پیامهایذخیرهشده"
و ناگهان هوس کردم آن چاینباتِ حرم را ...(:
میگم امام رضا!
مارو یه چایی مهمون نمیکنی؟:)
هدایت شده از "پیامهایذخیرهشده"
خیلی وقتا به مو رسید؛
حتی پاره هم شد ...
اما امام رضا گره زد دوباره:)
دقت کردین "دست"ها خیلی مهمه؟
با دست میشه بغل کرد
میشه لمس کرد
دست داد
موهاشو نوازش کرد
غذای مورد علاقشو درست کرد
کتاب نوشت
قهوه درست کرد
گل هدیه داد
براش تایپ کرد
نقاشی کشید
چایی دم کرد
کتاب ورق زد
میشه اشکاشو پاک کرد.
"پیامهایذخیرهشده"
دقت کردین "دست"ها خیلی مهمه؟ با دست میشه بغل کرد میشه لمس کرد دست داد موهاشو نوازش کرد غذای مورد
نکند دستِ کسی دستِ تو را لمس کند
کاش این دلهره اینقدر دل آزار نبود!