« مثل یک موسیقی زیبا در تاکسی بودی!
نصفه گوش دادم
کمی از آن در خاطرم ماند
و تا ابد آن را پیدا نکردم...»
رکیذبیکلام ...mp3
زمان:
حجم:
8.6M
راستش به تنهایی عادت کردیم،
ولی خب آدم گاهی دلش میخواد
عزیزِ دلِ کسی باشه..
اینکه بعد از گریه کردن چشمات سریع به حالت عادیش برگرده و کسی نفهمه تو گریه کردی واقعا نعمت بزرگیه:)
هرگز از تن بدر نمیشود این خستگی چند هزار ساله به خوابی چند ساعته، استراحتی همچو مرگ بایدش...
به اندازه ی تمام دفعاتی که ازت ناراحت شدم،
و تو فهمیدی و حتی سعی نکردی درستش کنی؛
ازت دور شدم.
تو نه دوری تا انتظارت کشم
و نه نزدیکی تا دیدارت کنم
و نه از آنِ منی
تا قلبام آرام گیرد
و نه من
محروم از توام
تا فراموشات کنم
تو در میانهی همه چیزی...
وقتی با شوخی همه دختر ها میخندد
دیگر خنده اش به چشم نمی آید...
وقتی همه را عزیزم خطاب میکند؛
میان خودم و آنهایی که نمیشناسمشان
تفاوتی احساس نمیکنم.
زمانی که دلواپس همه زیبارویان میشود،
چگونه میتوان به محبتش دل بست؟
مسئله این است که باید دراوج معمولی بودن
احساس کنی "متفاوت و منحصر به فردی" .
باید بدانی وجودت دنیایش را رنگی تر میکند..
وگرنه چه لطفی دارد؛
حرف های تکراری را از زبان دیگری شنیدن...