حس میکنم تعادل احساساتم از بین رفته،
یا اونقدر بی حس و ریلکسم که هیچی نمیتونه عصبی و ناراحتم بکنه.
یا اونقدر حساسم که کوچیک ترین چیزی میتونه عصبیم کنه...
مردم منو نادیده میگیرن و فقط زمانی که بهم نیاز داشته باشن توجه و کمک میخان.درست مثل یه خدا.
تو هیچوقت نفهمیدی چه تروما هایی داشتم ،
الان چجوری میتونی بگی کنارمی؟
چجوری میتونی بگی دوسم داری؟
چجوری میتونی انقد دروغ بگی ؟
چجوری؟...
ستاره ها قشنگن ولی میتونم بگم تو قشنگ تر از ستاره هایی ؛ بهم قول دادی هیچوقت ستاره کوچولومو ازم نگیری..
احساسات بیان نشده هرگز نخواهند مرد.
آن ها زنده به گور میشوند و بعدا با روش های بدتری ظاهر میشوند.