یه دیالوگ از یه سریال هست که میگه:
دور و اطرافم آدمای زیادی هست و دورم خیلی شلوغه،ولی به همون اندازه خیلی تنهام!
و من اینو با اعماق وجودم درک کردم:)
بعضی وقتا شاید به طور جدی قید طَرف رو زده باشی ولی اصلا دل اینو نداری كه با یکی دیگه ببینیش .
نمیدونم منظورمو میفهمی یا نه ، ولی یه مودی هست که من بعضی وقتا توش گیر میکنم
نه غمگینم، نه عصبانی، نمیدونم بیاهمیت باشم یا اهمیت بدم، حتی بعضی وقتا نمیدونم چه ریاکشنی نشون بدم
پُر از حرفم ولی نمیدونم بگمشون یا سکوت کنم، واقعا نمیدونم، فقط میدونم هیچکدومشون اصلا خوب نیست..